English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
coast guard officer U افسر گارد کرانه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
coast guard U گارد کرانه
officer of the guard U افسر گارد احترام
coast U کنار دریا
coast U ساحل
coast U دریاکنار
coast U سریدن سرازیر رفتن
coast U ناوبری کرانهای
coast U کرانه
coast station U ایستگاه ساحلی
coast pilot U کتاب راهنمای ساحلی راهنمای ساحلی
coast in point U نقطه نزدیک شدن کشتی به ساحل
coast in point U نقطه ورود به ساحل
coast guardsman U ساحل بان
coast guardsman U پاسبان دریاکنار
coast defence U سازمان پدافنداز ساحل
coast is clear <idiom> U هیچ خطری تورا تهدید نمیکند
Ivory Coast U کشور ساحل عاج
coast defence U پدافند ساحلی
Ivory Coast U کرانهی مرکزی و غربی افریقا
to skirt along the coast U رفتن
to skirt along the coast U در کناردریا
sea coast U ساحل دریا
sea coast U کرانه دریا
To sell at coast price . U مایه کاری حساب کردن ( به قیمت تمام شده )
west coast computer faire U یک نمایشگاه تجاری بزرگ ریزکامپیوتر که سالانه درسان فرانسیسکو گشایش می یابد
on guard U بحالت گارد
on guard U گارد گرفتن
on ones guard U موافب
off ones guard U غافل
on guard U گاردگرفتن
on ones guard U متوجه
on ones guard U درپاسگاه
off-guard U درانتظارپیشامدبد
out guard U گشتی
out guard U گشتی صحرایی
to keep guard U موافب
on guard U اماده برای دفاع باشید
on guard U مراقب بودن نگهبان بودن
on guard U بحالت محافظ باش
off ones guard U بیرون ازپاسگاه برکنارازنگهبانی
on guard U نگهبان
on guard U اماده توپگیری اماده برای توگیری
take guard U وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
to be on guard U موافب
to be on guard U بودن احتیاط کردن
to keep guard U بودن احتیاط کردن
on guard U هشیار
on guard U درسرنگهبانی
right guard U نگهبانراست
old guard U محافظه کار سیاسی
guard U محافظ گارد
guard U حفافت کردن
guard U watch
guard U چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guard U حالت دفاعی شمشیرباز
guard U روکش کشیدن
guard U محافظت کردن
off guard <idiom> U غیر قابل پیش بینی ،غیر منتظره
guard U صفحه محافظ روکش محافظ
guard U کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
on guard <idiom> U آگاه ،بادقت
guard U محافظ
old guard U صنوف صاحب اعتبار قدیم
guard U نگهبانی دادن
guard U نگهبان
guard U پاسبان مستحفظ
guard U گارد
guard U احتیاط نرده روی عرشه کشتی
guard U نرده حفافتی
guard U پناه
guard U حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guard U پاسداری دادن
guard U پاییدن پاسداری کردن
guard U پاسدار
guard U محافظت کردن نگهبانی کردن
officer U صاحب منصب
officer U کارمند دولت
officer U عضو هیات رئیسه
officer U مامور
officer U افسر معین کردن فرماندهی کردن
officer U افسر
officer U فرمان دادن
officer U متصدی ضابط عدلیه
officer U مامور کارمند اداری
officer U امین صلح
officer U مامور متصدی
guard of honour U گارداحترام
guard post U پایه نگهبان
guard of honour U پاسدار تشریفاتی
picket guard U دژبان
national guard U گارد ملی
guard house U پاسدارخانه
guard cell U گیاهی را تشکیل میدهند
guard of honor U پاسدار تشریفات
open guard U گارد باز
guard cell U یکی از دو سلول لوبیایی شکلی که منافذ
guard rail U جان پناه
guard rail U نرده هائیکه در دوطرف پل جهت عابرین ساخته میشود
interior guard U نگهبان داخلی
main guard U پست نگهبانی اصلی
guard house U پاسگاه
guard line U خط اغاز مسابقه شمشیربازی
guard mount U مراسم تعویض پاسدار قدیم یاجدید
mud guard U گلگیر
memory guard U نگهبان حافظه
main guard U نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
guard plank U تخته محافظ
obstruction guard U میله جلو لوکوموتیوکه موانع را از روی ریلهاپس میزند
life guard U گارد
guard rail U نرده دست انداز راه پله
guard room U پاسدارخانه
guard signal U علامت نگهبان
knuckle guard U کارد
knuckle guard U انگلیسی
life guard U هنگ ویژه
life guard U نگهبان
guard of honor U گارد احترام
sergeant of the guard U گروهبان پاسدار
overhead guard U حافظبالایسر
on guard line U خطحافظ
left guard U محافظچپ
key guard U راهنمایکلید
eye guard U حافظچشم
clothing guard U حافظپارچه
chin guard U حافظچانه
breech guard U حافظتهساز
blade guard U تیغهلبه
yeoman of the guard U گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
watch guard U زنجیر یا طنابی که برای نگهداشتن و پاییدن کسی بکارمیبرند
tendon guard U محافظزردپی
toe guard U حافظانگشتان
guard dog U سگ پلیس
guard dog U سگ نگهبان
border guard U پلیس مرزبانی
guard's van U کالسکهنگهبانقطار
guard dog U سگنگهبان
wind guard U محافظباد
trigger guard U حافظماشه
to relieve guard U نگهبان راعوض کردن
to nount guard U به نگهبانی رفتن
road guard U ژاندارم
rear guard U نیروی عقب دار
rear guard U عقب دار
rat guard U صفحه مانع ورودموش
rat guard U موش بند
radio guard U نگهبان اطاق بی سیم کشتی یا هواپیمای مامور استراق سمع
radio guard U نگهبان بی سیم
praetorian guard U گارد ویژه
point guard U موقعیت گارد
plane guard U ناو نجات
plane guard U ناوگارد نجات
road guard U پلیس راه
safe guard U نگهداری
to guard against danger مواظب خطر بودن
snow guard U محافظبرف
state guard U ارتش ایالتی
state guard U نیروی نظامی ایالتی
stand guard U نگهبانی دادن
splash guard U گلگیر
skate guard U پرش روی تیغه اسکیت
shin guard U ساقبند
sergeant of the guard U گروهبان نگهبان
seaman guard U گارد دریایی
safe guard U حفافت
picket guard U پاسبان اردوگاه
guard bit U یک بیت در کلمه ذخیره شده که بیان میکند آیا میتواند تغییر کند یا محافظت شده است
demolition guard U نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
air guard U گشتی هوایی
escort guard U محافظ زندانی جنگی بدرقه زندانی
air guard U پاسور هوایی
face guard U ماسک محافظ
advance guard U طلایه
advance guard U پیشرو
advance guard U پیش لشکر پاسدار
advance guard U پیش قراول
fire guard U پیش بخاری
fire guard U حائل اتش
guard-rails U نرده
armed guard U گارد مسلح
body guard U نگهبان
body guard U موکب
cable guard U نگهدارنده کابل
color guard U پاسدار پرچم
color guard U گارد پرچم
custodial guard U گروه محافظین ندامتگاه نگهبان ندامتگاه مسئول ندامتگاه
double guard U دفاع با دو دست
dress guard U اسبابی که دردوچرخه جامه را ازاسیب چرخ نگه میدارد جامه پناه
guard ship U ship mission active
escort guard U گارد محافظ
bumper guard U روکش سپر
bumper guard U سپر ماشین
body guard U هنگ ویژه
guard-rails U ریل نگهدار حائل ریل
guard-rail U نرده
guard-rail U ریل نگهدار حائل ریل
guard band U باند نگهبان
guard band U بخشی از نوار مغناطیسی بین دو کانال که روی یک نوار ذخیره شده اند
guard assembly U الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
guard assembly U محفظه
flank guard U پهلودار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com