English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 93 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
centralized planning U برنامه ریزی متمرکز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
centralized U متمرکز
centralized U آنچه در یک موقعیت مرکزی قرار دارد
centralized U امکانات پردازش داده که در یک محل متمرکز و قابل دستیابی توسط سایر کاربران انجام می شوند
centralized U مین میشود
centralized U به طور تمرکزی انجام شده
centralized U متمرکزشده
centralized U تمرکزی
centralized items U اقلامی که دستور کنترل توزیع تمرکزی ان رسیده
centralized plan U پلان مرکزی
centralized control U انجام کنترل به طریقه تمرکزی
centralized control U کنترل تمرکزی
centralized design U طراحی تمرکز یافته
centralized items U اقلام اماد تمرکزی
centralized lubrication U روغنکاری متمرکز
centralized system U نظام متمرکز
centralized data processing U پردازش تمرکز یافته داده پردازش داده متمرکز
centralized network configuration U ساختار شبکهای متمرکز
centralized oil shot system U روغنکاری متمرکز فشاری
planning U طراحی
planning U نقشه کشی
planning U طرح ریزی
planning <adj.> برنامه ریزی
planning U سازماندهی نحوه انجام کاری
overall planning U برنامه ریزی کلی
planning U زمینه سازی
planning U طرحریزی طرح نقشه
planning factor U معیارهای طرح ریزی عوامل طرح ریزی
planning model U الگوی برنامه ریزی
manpower planning U برنامه ریزی نیروی انسانی
national planning U برنامه ریزی ملی
optimal planning U برنامه ریزی بهینه
planning horizon U مدت برنامه ریزی
optimal planning U برنامه ریزی مطلوب
planning comission U هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
planning cycle U دوره برنامه ریزی
planning horizon U افق برنامه ریزی
planning directive U دستورالعمل طرح ریزی راهنمای طرح ریزی
planning organization U سازمان برنامه
planning principles U اصول برنامه ریزی
planning staff U ستاد طرح ریزی کننده
state planning U برنامه ریزی دولتی
spatial planning U امایش سرزمین
sectoral planning U برنامه ریزی بخشی
rural planning U برنامه ریزی روستائی
regional planning U برنامه ریزی منطقهای
project planning U نقشه کشی ساختمان
product planning U برنامه ریزی محصولات
planning guidance U راهنمای طرح ریزی راهنمای طرح ریزی فرمانده
production planning U برنامه ریزی تولید
population planning U برنامه ریزی جمعیت
social planning U برنامه ریزی اجتماعی
planning system U نظام برنامه ریزی
system planning U طرح ریزی سیستم
corporate planning U برنامه ریزی شرکت
educational planning U برنامه ریزی اموزشی
economic planning U برنامه ریزی اقتصادی
directive planning U برنامه ریزی هدایت شده
development planning U برنامه ریزی توسعه
decentralized planning U برنامه ریزی غیر متمرکز
career planning U طرح ریزی مشاغل
career planning U طرح ریزی تهیه تخصصهای نظامی
consolidated planning U برنامه ریزی تلفیقی
comprehensive planning U برنامه ریزی جامع
centeralized planning U برنامه ریزی متمرکز
central planning U برنامه ریزی مرکزی
financial planning U برنامه ریزی مالی
agricultural planning U برنامه ریزی کشاورزی
planning permission U اجازه عمران و ابادی اراضی
family planning U تنظیم خانواده
town planning U شهرسازی
adhoc planning U برنامه ریزی روزمره
imperative planning U برنامه ریزی اجباری
generalized planning U برنامه ریزی تعمیم یافته
fire planning U طرح ریزی کردن اتش
fire planning U طرح ریزی اتش
family planning U برنامه ریزی خانواده
production resource planning U برنامه ریزی منابع تولید
short run planning U برنامه ریزی کوتاه مدت
basic planning guide U راهنمای اولیه طرح ریزی
central planning team U تیم طرح ریزی مرکزی
material requirements planning U برنامه ریزی نیازمندیهای کالا
materials requirements planning U برنامه ریزی مواد مورد نیاز
medium term planning U برنامه ریزی میان مدت
military planning process U مراحل طرح ریزی نظامی
multi level planning U برنامه ریزی چند سطحی
inter sectoral planning U برنامه ریزی بین بخشی
financial planning system U سیستم برنامه ریزی مالی
family planning programs U برنامههای تنظیم خانواده
long run planning U برنامه ریزی بلند مدت
planning programming budgetting U system
planning programming budgetting U نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
production planning and control U برنامه ریزی و کنترل تولید
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com