English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
canned routine U روال قالب ریزی شده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
canned U درقوطی کنسروشده
canned U مست باده
canned software U نرم افزار اماده
canned failed fuel U لولهسوختزائد
There is just no comparison between canned vegetables and fresh ones. U سبزیجات کنسرو شده و سبزیجات تازه اصلا قابل مقایسه نیستند.
routine U بخشی از کد در یک محل که توسط فراخوانی ها در تابع استفاده میشود
routine U توابعی که فراخوانی یا پردازش می شوند و وقتی ماشین یا سیستمی خراب میشود توسط کاربر استفاده می شوند
routine U مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
routine U تعداد دستوراتی که کار مشخص را انجام می دهند ولی برنامه کامل نیستند, بخشی از یک برنامه هستند
routine U بخش کوچک یک کد که داده را از وسیله خارجی می پذیرد مثل خواندن ورودی از صفحه کلید
routine U مجموعه دستورات یک تابع که درهر بخش برنامه که نیاز باشد کپی می شوند
routine U کار عادی
routine U معمولی
routine U عادی
routine U جریان عادی عادت جاری
routine U روزمره کار عادی
routine U امر عادی
routine U روال
routine U خط مشی جاری
routine U روش جاری
routine U امور غیر مهم
routine U برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
routine U روتین
routine U یک سری حرکت ژیمناستیک
routine U طریقه عادی
routine U جریان عادی و دایمی
sevice routine U روال خدماتی
tracing routine U روال ردیابی
supervisory routine U روال نافر
routine tests U ازمایشهای تک به تک
routine message U پیام عادی
routine library U کتابخانه روال ها
relocatable routine U روال جابجاپذیر
recursive routine U زیرتابعی دربرنامه که درحین اجرا خود را صدا میکند
target routine U روال هدف
routine work U کار تکراری عادی
daily routine U عادت جاری روزانه
source routine U روال منبع
utility routine U روال سودمند
tracing routine U روال رسام
tracing routine U روال ردیاب
test routine U روال ازماینده
recursive routine U زیرتابعی که درحین اجرا خود را صدامیکند
recursive routine U روال بازگشتی
generalized routine U روال تعمیم یافته
generalized routine U روال کلی
executive routine U روال اجرایی
error routine U روال خطا پرداز
diagnostic routine U روال تشخیص
diagnostic routine U برنامه تشخیص عیب
diagnostic routine U روال تشخیصی
diagnostic routine U روش تشخیص معایب در اثرازمایش
closed routine U روال بسته
bootstrap routine U روال خود راه انداز
holiday routine U برنامه روز تعطیل
production routine U روال تولید
iterative routine U حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود
recovery routine U روال ترمیمی
output routine U روال خروجی
monitor routine U روال مبصر
master routine U شاه روال
maintenance routine U روال تعمیر و نگهداری
main routine U روال اصلی
loading routine U روال بارکننده
library routine U روال مجموعه ها
library routine U روال کتابخانه
library routine U روال کتابخانهای
autostart routine U روال اغازگر خودکار
file handing routine U قسمتی از یک برنامه کامپیوترکه داده را از یک فایل خوانده و در ان می نویسد
interrupt serrice routine U روال سرویس وقفه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com