Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
brown study
U
عالم رویا و هپروت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Brown
قهوه ای
brown
U
خرمایی
brown
U
سرخ کردن
brown
U
برشته کردن
brown
U
قهوهای کردن
brown out
U
کاهش جریان برق
brown major
U
براون مقدم یاانکه زودتر به اموزشگاه امده است
brown major
U
براون بزرگتر
brown finish
U
صیقل دادن به وسیله سرخ کردن
brown minor
U
براون کهتر یا ان براون که زودتر به اموزشگاه امده است
brown rust
U
سیاهک
brown sugar
U
شکر سرخ
brown sugar
U
شکر خام
brown ware
U
سفالینه
brown ball
U
توپقهوهای
brown-noser
U
متملق
nut brown
U
رنگ شاه بلوطی
nut brown
U
رنگ قهوهای فندقی
little brown jug
U
مسابقه یک مایلی برای اسبهای 3 سالهUrsa
brown-noser
U
کاسه لیس
brown-noser
U
آدم چاپلوس
dark brown
U
رنگ قهوه ای تیره
furnace brown
U
قهوهای کوره
brown sequard syndrome
U
نشانگاه براون- سکار
brown iron ore
U
سنگ اهن قهوهای
brown air city
U
شهر با مه دود اسیدی
To color a room brown.
U
اتاقی را رنگ قهوه ای زدن
brown iron ore
U
لیمونیت
spearman brown prophecy formula
U
فرمول پیشگویی اسپیرمن-براون
brown & sharpe wire gauge
U
اندازه براون- شارپ سیم
This tie tones in with a brown jacket(coat).
U
این کروات با کت قهوه ای جور می آید
study
U
سنجیدن
I have to study
U
من درس دارم به همین خاطر کم میمونم
s.for study
U
میل به تحصیل
self study
U
مطالعه پیش خود
to study out
U
با بر رسی یا مطالعه پیداکردن
study
U
ارزیابی کردن
to study up
U
خود را اماده امتحانات کردن
study
U
عیار گرفتن
study
U
محک زدن
study
U
تجزیه کردن
study
U
مطالعه کردن
study
U
بررسی کردن
study
U
تحقیق کردن
s.for study
U
ذوق تحصیل
study
U
تحصیل
study
U
طرح ازمایشی
study
U
تحقیق
study
U
بررسی کردن
study
U
درس خواندن خوانش
study
U
تحصیل کردن مطالعه کردن
study
U
بررسی
study
U
درس
study
U
مطالعه
study
U
غور بررسی
study
U
موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
to make a study of something
U
برای بدست اوردن چیزی کوشیدن
to study for the bar
U
تحصیل حقوق کردن
empirical study
U
بررسی تجربی
to study persian
U
زبان فارسی تحصیل کردن
child study
U
کودک پژوهی
capability study
U
مطالعه امکان انجام کار
to study for the bar
U
درس حقوق خواندن
What is your branch of study?
U
رشته تحصیلیتان چیست ؟
area study
U
بررسی منطقهای
area study
U
بررسی منطقه
application study
U
بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد
application study
U
بررسی پذیرش اماد
study for bar
U
دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
case study
U
مورد پژوهی
case study
U
بررسی موردی
motion study
U
حرکت پژوهی
to make a study of something
U
چیزی را بررسی یا مطالعه کردن
field study
U
بررسی میدانی
feasibility study
U
امکان سنجی
pilot study
U
بررسی مقدماتی
feasibility study
U
مطالعه امکانپذیری
feasibility study
U
مطالعه قابلیت اجرای کار بررسی امکان اجرای کار
my unwillingness to study
U
بی میلی من نسبت بتحصیل بیزازی من از تحصیل
motion study
U
تحرک سنجی
motion study
U
مطالعه ی حرکت
methodical study
U
بررسی روشمند
feasibility study
U
مطالعه امکان سنجی
he applied him self to study
U
مشغول تحصیل شد
he applied him self to study
U
دست بتحصیل زد
graduate study
U
تحصیلات دانشگاهی
feasability study
U
مطالعات اجرایی
feasability study
U
مطالعه امکان اجرای چیزی مطالعه اقتصادی بودن امری
time study
U
بررسی زمانی
threat study
U
بررسی توسعه تهدید دشمن
threat study
U
بررسی امکانات رزمی دشمن
system study
U
مطالعه سیستم
empirical study
U
بررسی ازمودی
staff study
U
بررسی ستادی
study habits
U
عادتهای مطالعه
time study man
U
وقت نگه دار
time and motion study
U
بررسی زمان و حرکت
methods of economic study
U
روشهای مطالعه علم اقتصاد
symonds' picture study test
U
ازمون تفسیر تصاویرسایموندز
rozenzweig picture frustration study
U
ناکامی سنج مصورروزنزوایگ
After dinner he likes to retire to his study.
U
پس از شام او
[مرد]
دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
allport vernon lindzey study of values
U
ارزش سنج الپورت- ورنون- لیندزی
It must be left to the future to repeat the study under better controlled conditions
U
این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
If you dont study hard ( hard enough ) , you cant go to a higher class.
U
اگرخوب درس نخوانی درهمین کلاس خواهی ماند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com