English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
arrival hall U سالن ورود
arrival hall U سالن ورود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
arrival U رسیدن
on arrival U هنگام ورود
arrival U زمان حضور زمان رسیدن
arrival U حضور در خدمت فرستی
arrival U دخول
arrival U ورود
Congratulations on the new arrival . U قدم نورسیده مبارک
arrival rate U نرخ ورود
angle of arrival U زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
we watched for his arrival U منتظر ورود او شدیم یا بودیم
dead on arrival U مرحوم هنگام ورود [بیماری در آمبولانس]
to announce one's arrival U ورود خود را اعلام کردن
Upon his arrival , he delinered a speech . U به محض ورود نطقی ایراد کرد
estimated time of arrival U زمان تقریبی ورود
mileage on departure [arrival] U اندازه مسافت طی شده در زمان حرکت [ورود] خودرو
hall U اتاق بزرگ دالان
hall U سرسرا
hall U تالار
hall U عمارت
Egyptian hall U سرسرا
town hall U تالار شهرداری یا فرمانداری
town hall U کاخ شهرداری
town hall U عمارت شهرداری
town hall U تالار انجمن شهر
music hall U اطاق ساز ورقص
cloth-hall U بازار
cloth-hall U محل داد و ستد
The hall has three exits. U سالن دارای سه خروجی است.
hypostyle hall U [اتاق بزرگ با سقف صافی که ردیفی از ستون ها در آن قرار دارد.]
hall-house U تالار باز
hall-church U [کلیسایی با چندین راهرو اما بدون پنجره بام]
Egyptian hall U [اتاق عمومی مستطیل شکل]
hall mark U دولت روی سیمینه وزرینه میگذارن
cyzicene hall U [تالار بزرگ در خانه های یونان باستان]
departure hall U سالن ترک کردن
music hall U سالن موسیقی
to hall over the couls U سرزنش یا توبیخ کردن
mess hall U سالن غذا خوری سرباز خانه
mass hall U سالن غذاخوری
mass hall U سالن نهارخوری
judgement hall U دادگاه
hiring hall U اژانس یا سازمان کاریابی
hall effect U یچ الکترونیکی در حالت جامد که با میدن مغناطیسی کار میکند
hall mark U نشان عیارکه ازطرف
hall effect U اثر هال پدیده هال
white hall U هیئت حاکمه انگلیس
City Hall U ساختمان شهرداری
freemasons hall U فراموش خانه
guild hall U عمارت شهرداری که اصناف یارسته هادران انجمن می کنند
hall of residence U خوابگاهیااتاقمتعلقبهدانشگاه
reception hall U قسمتپذیرش
prayer hall U قسمتنمازخواندن
machine hall U راهرویماشین
City Hall U بلدیه
City Hall U شهرداری
hall effect U شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
the hall seats one thousand U تالار هزار صندلی میخورد تالارهزارتن راجامیدهد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com