Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
airborne alert
U
اماده باش به طریق هوابرد وسایل اعلام خطر نصب شده روی هواپیما
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
airborne
U
هوا برد
airborne
U
هوابرد
airborne
U
بوسیله هوا نقل وانتقال یافته
airborne
U
هوایی
airborne lift
U
بار هوابرد
airborne beacon
U
رادارمراقبت نصب شده روی هواپیما
airborne beacon
U
برج مراقبت هوابرد
airborne battlefield
U
عملیات هوابرد
airborne pollutant
U
الاینده هواویز
airborne lift
U
تناژیکان هوابرد
airborne sensor
U
رادار مراقبتی هوابرد
airborne battlefield
U
میدان رزم هوابرد
airborne vehicle
U
وسیله انجام عملیات هوابرد
airborne vehicle
U
وسیله هوابرد
airborne intercept equipment
U
وسایل استراق سمع هوابرد
airborne early warning
U
اعلام خطر هوابرد
airborne early warning
U
راداراعلام خطر نصب شده روی هواپیما
sidelooking airborne radar
U
رادارجانبی
sidelooking airborne radar
U
رادار جانبی
sidelooking airborne radar
U
رادارجانبی نصب شده روی هواپیما
sidelooking airborne radar
U
رادار با دید جانبی
airborne radio relay
U
سیستم رادیو رله هوابرد
airborne radiation thermometer
U
میزان الحراره تشعشعی هوابرد
on the alert
U
گوش بزنگ
on the alert
U
موافب
alert
U
به گوش
alert
U
هوشیار
alert
U
موافب زیرک
alert
U
اعلام خطر اژیرهوایی
alert
U
بحالت اماده باش درامدن یا دراوردن
alert
U
اعلام خطر گوش به زنگ هشیار
alert
U
مراقب
alert
U
تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
alert
U
پیام ارسالی از سیستم عامل شبکه به کاربر برای اعلام اینکه سخت افزار شبکه خوب کار نمیکند
alert
U
وضعیت یک شی مشخص که یک اخطار را کنترل میکند
alert
U
پیام خطا از طرف نرم افزار به کاربر یا برنامه کاربردی برای رویداد یک مشکل یا خطا
alert
U
گوش بزنگ
alert
U
اماده باش
ground alert
U
اماده باش 51 دقیقهای هواپیماها
state of alert
U
وضعیت امادگی
state of alert
U
وضعیت هوشیاری
state of alert
U
وضعیت اماده باش یکان
strip alert
U
اماده باش 5 دقیقهای
strip alert
U
اماده باش روی باند فرود
ramp alert
U
اماده باش در سکوی در جا زدن اماده باش 51 دقیقهای
ramp alert
U
اماده باش روی رمپ
air alert
U
اماده باش هوایی
alert box
U
پنجره یا جعبه هشدار
alert force
U
نیروهای اماده باش نیروهای اماده
alert station
U
ایستگاه اماده باش
alert station
U
ایستگاه اعلام خطر
deck alert
U
اماده باش عرشه
deck alert
U
حالت اماده باش در روی عرشه
ground alert
U
اماده باش زمینی هواپیماها
red alert
U
حالت آماده باش
red alert
U
آژیر خطر فوری
air alert warning
U
اعلام اماده باش هوایی اعلام خطر یا اماده باش هوایی
To keep ones ear to the ground . To be on the alert .
U
گوش بزنگ بودن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com