Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
aggregate saving
U
پس انداز کل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
saving
U
قرارداد بین سوارکاران مسابقه برای تقسیم جایزه برنده
saving
U
نجارت دهنده
saving
U
رستگار کننده پس انداز
saving
U
پس انداز
saving
U
صرفه جویی
saving
U
خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
aggregate
U
انبوه سنگدانه
aggregate
U
کل
aggregate
U
دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
aggregate
U
ی از بخشهای یک داده که به هم مربوطند
aggregate
U
کل پهنای باند کانال برای حمل یک رشته داده
aggregate
U
تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
aggregate
U
مجموعهای از اشیا داده
aggregate
U
بیشترین سرعتی که داده روی کانال مشخص میتواند ارسال شود
aggregate
U
کلوخه مصالح سنگی
aggregate
U
مجموع جمع کردن
aggregate
U
جمع
aggregate
U
تراکم
aggregate
U
انبوه توده
aggregate
U
بهم پیوسته
aggregate
U
متراکم متراکم ساختن
aggregate
U
جمع شده
aggregate
U
جمع امده
aggregate
U
جمع شدن
aggregate
U
توده کردن
aggregate
U
مصالح دانه بندی
aggregate
U
مصالح دانهای
aggregate
U
مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregate
U
توده
aggregate
U
انبوهه
aggregate
U
مجموعه
aggregate
U
ارقام کلی
permanent saving
U
پس انداز دائمی
personal saving
U
پس انداز شخصی
planned saving
U
پس انداز برنامه ریزی شده
private saving
U
پس انداز خصوصی
rate of saving
U
نرخ پس انداز
net saving
U
پس انداز خالص
negative saving
U
پس انداز منفی
national saving
U
پس انداز ملی
labor saving
U
کاراندوز
intended saving
U
پس انداز مورد انتظار
gas saving
U
صرفه جویی در مصرف بنزین
ex post saving
U
واقعی
ex ante saving
U
پیش بینی شده
ex ante saving
U
پس انداز
saving rate
U
نرخ پس انداز
saving account
U
حساب پس انداز
He is saving his money.
U
پولهایش راجمع می کند
saving grace
U
وجدان
face-saving
U
مراعات کنندهی فواهر
face-saving
U
آبرو نگهدار
unintended saving
U
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
theory of saving
U
نظریه مربوط به پس انداز
saving your reverence
U
دورازجناب شما
saving ratio
U
نسبت پس انداز
saving motive
U
انگیزه پس انداز
saving institutions
U
موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
saving function
U
صورت مقدار پس انداز درامدشخص
saving function
U
تابع پس انداز
saving equation
U
معادله پس انداز
saving bank
U
بانک پس انداز
I'm saving up for a new bike.
U
من برای یک دوچرخه جدید صرفه جویی می کنم.
labour-saving
U
کار کم کن رنج گاه
theory of saving
U
نظریه پس انداز
compulsory saving
U
پس انداز اجباری
forced saving
U
پس انداز اجباری
ex post saving
U
پس انداز
cost saving
U
درامد حاصل از تقلیل هزینه
actual saving
U
پس انداز واقعی
labour saving
U
کار کم کن رنج گاه
aggregate supply
U
عرضه کل
aggregate particles
U
خردههای انبوهیده
aggregate output
U
تولید کل
aggregate operator
U
عملگر جمعی
uniform aggregate
U
مصالح ریزدانه یکنواخت
aggregate interlocking
U
بهم چسبیدن مصالح ریزدانه
aggregate function
U
عمل جمعی
aggregate expenditures
U
هزینههای کل
aggregate batcher
U
تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate consumption
U
مصرف کل
aggregate demand
U
تقاضای کل
aggregate particles
U
خردههای انبوه شده
aggregate expenditures
U
مخارج کل
data aggregate
U
مجموعهای ازاقلام داده درون یک رکورد که نامی به ان داده شده است وبه صورت کلی به ان رجوع می گردد
data aggregate
U
تراکم داده ها
data aggregate
U
دادههای متراکم
data aggregate
U
متراکم سازی داده ها
fine aggregate
U
مواد دانه ریز
fine aggregate
U
مواد ریز
fine aggregate
U
مصالح ریزدانه سنگدانههای ریز
coarse aggregate
U
مصالح دانه بندی درشت
coarse aggregate
U
مصالح درشت دانه
classification of aggregate
U
طبقه بندی خاکدانه ها
wealth saving relationship
U
رابطه ثروت و پس انداز
daylight saving time
U
ساعت تابستانی
saving and loan associations
U
شرکتهای پس انداز و وام
energy saving bulb
U
حبابحافظانرژی
daylight saving time
U
افزودن یک ساعت بر ساعات روز
soil saving dam
U
سد محافظ خاک
net business saving
U
پس انداز خالص شرکتها
labor saving techinque
U
فن کاراندوز
capital saving technique
U
فن تولید سرمایه اندوز
labor saving devices
U
ابزارهای کاراندوز
aggregate flow diagram
U
نمودار تهیه مصالح
vector data aggregate
U
بردار اطلاعات مجتمع
aggregate cement ratio
U
نسبت مواد سنگی به سیمان
aggregate market supply
U
عرضه کل بازار
aggregate demand function
U
تابع تقاضای کل
aggregate market demand
U
تقاضای کل بازار
aggregate production function
U
تابع تولید کل
aggregate batching plant
U
دستگاه تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
Saving your presence . present company excepted .
U
بلانسبت شما !
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com