English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 17 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
after-shave U وابسته به پس از ریشتراشی
after-shave ادوکلن یا چیز دیگری که پس از اصلاح به صورت زده میشود.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
shave U تراشیدن
I'd like a shave. میخواهم ریشم را بزنم.
To get a shave. U اصلاح کردن ( ریش تراشیدن )
shave down U کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
I'd like a shave. میخواهم صورتم را اصلاح کنم.
shave U رنده کردن
shave U تراش
shave U ریش تراشی
I had a close shave . U خطر ؟ زبغل گوشم پرید
To shave ones beard . U ریش خود رازدن
spoke shave U رنده مشتی
he had a close shave of it U مفت جست
spoke shave U رنده مشته رنده کبوتری رنده کبوتری
close call/shave <idiom> U خطراز بیخ گوشش گذشت
To shave a piece of wood. U قطعه چوبی راتراشیدن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com