English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 42 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
The ceremony concluded with the recital of an apropos poem. U مراسم با تلاوت شعر شایسته به پایان رسید.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
concluded U معقود
concluded U منعقد
recital [of something] U شرح کامل محتویات [شرح مفصل ] چیزی
recital U قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
recital U شرح محتویات سند
recital U تک نوازی رسیتال
recital U از بر خوانی
apropos U بموقع
apropos U شایسته
apropos of U دربارهء
apropos of U راجع به
apropos of U نسبت به
apropos U بجا
a recital of all the facts U شمارشی از همه حقایق
ceremony U ایین
poem U چامه
poem U شعر
poem U منظومه
poem U چکامه نظم
ceremony U تشریفات
ceremony U جشن
ceremony U مراسم
ceremony U مراسم نظامی
to give a long recital of something U دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
Her comment, though unexpected, was apropos. U نظر او [زن] ، هر چند غیر منتظره، بجا بود.
Apropos of nothing, she then asked me if I was hungry. U سپس او [زن] از من بی دلیل پرسید که آیا من گرسنه هستم.
stand on ceremony <idiom> U رسمی بودن
There is no need dor ceremony between us. U تعارف رابگذار کنار
prize poem U شعری که جایزه برده است
tone poem U شعر دارای ترادف
tone poem U شعر متشابه التلفظ
tone poem U شعر سمفونی
prose poem U نثر مسجع
satirical poem U هجویه
structure of a poem U سبک یاساختمان شعر
What followed was the usual recital of the wife and children he had to support. U سپس داستان منتج شد به بهانه مرسوم زن و بچه ها که او [مرد] باید از آنها حمایت بکند.
His presentation was actually just a recital of names, places, and dates. U مطالب ارایه شده او [مرد] در واقع فقط شمارشی از نام، مکان، و تاریخ بود.
to set a poem to music U اهنگ برای شعری ساختن
Dont stand on ceremony. U تشریفات را بگذار کنار ( راحت باش )
We have a wedding ceremony comin off. U جشن عروسی در پیش داریم
To perform the marriage ceremony. U مراسم عقد راجاری کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com