English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
HE has plenty of excuses who is in search of trick. <proverb> U ییله جو را بهانه بسیار است .
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
excuses U معذورداشتن
excuses U عذر
excuses U معاف کردن
excuses U معذرت خواستن
excuses U تبرئه کردن
excuses U دستاویز
excuses U بهانه
he is ready at excuses U اماده است
She is always making excuses. U دائما" عذروبهانه می آورد
he is ready at excuses U برای بهانه انگیزی
He who excuses accuses himself. <proverb> U کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند. [ضرب المثل]
To make excuses . To quibble. U بهانه کردن
plenty U بمقدارفراوان
plenty U کفایت
plenty U فراوانی بسیاری
plenty U بسیار
plenty U فراوان
Excuses always proceed from a guilty conscience. <proverb> U کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند. [ضرب المثل]
plenty of rain U باران فراوان
plenty of rain U باران کافی
to have plenty of brawn U آدم گردن کلفتی [قلچماقی] بودن
here is bread in plenty U نان بقدر کفایت هست
We have plenty of time . U خیلی وقت هست ( داریم )
here is bread in plenty U نان فراوان داریم
it is plenty good enough U خیلی هم خوب است
horn of plenty U شاخ نشان وفور نعمت
it is plenty good enough U بقدر کفایت خوب است
to have plenty of time U وقت کافی داشتن
to have plenty of time U وقت فراوان داشتن
He has plenty of drive . he is a go- getter . U آدم کار بری است
There is no hurry , there is plenty of time . U عجله نکنید وقت زیاد داریم
There are plenty of other fish in the sea. <idiom> <proverb> U آدم قحطی نیست.
He is not too educated, but has plenty of horse sense . U تحصیلات چندانی ندارد ولی فهم وشعور دارد
trick U حیله زدن
trick U رمز
trick U لم
trick U حقه
trick U شعبده بازی
trick U خدعه
trick U نیرنگ
trick U فوت وفن
trick U حیله
do the trick <idiom> U خیلی خوب کارکردن
trick U نگهبانی
trick U سکانی نگهبان
trick U خطوط
trick U شوخی کردن
trick U نوبت
trick U مدت زمان پست نگهبانی
trick U نوبت نگهبانی
trick U حقه بازی کردن
The whole trick is to ... U کل ترفندش در این هست که ...
trick U درجه بندی عدسی دوربین
monkey trick U حیله
to serve one a trick U بکسی حیله زدن
serve one a trick U بکسی حیله زدن
trick wheel U اطاق اسکان
play a trick on U حیله زدن به
confidence trick U کلاهبرداری از راه جلب اعتماد
to make a trick U با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
monkey trick U شیطنت
hat trick U شاهکار
to play a trick on any one U بکسی حیله
trick of the trade <idiom> U باهوش وذکاوت
There must be a catch(trick)in it. U باید حقه ای درکار باشد
He got the money from me by a trick. U با حقه وکلک پول را از من گرفت
trick question U سوالیکهجوابآننادرستاست
conjuring trick U شعبدهبازی
hat trick U شیرینکاری
hat trick U کار فوقالعاده
trick wheel U چرخ سکان
trick track U بازی تخته نردقدیمی
trick someone into doing somethings U با حیله کسی را وادار به کاری کردن
trick ski U اسکی کوتاه برای انجام حرکات نمایشی اسکی روی اب
trick or treat U قاشق زنی وکاسه زنی دم درب خانههای مردم
to play a trick on any one U زدن باکسی شوخی کردن
turn the trick <idiom> U درکاری که میخواست موفق شدن
he played a pretty trick U خوب حقهای زد
I played every trick in the book . U هر کلکی را که فکر کنی سوار کردم ( زدم )
By an inconceivable trick( trickery) . U با حقه ایکه عقل جن هم به آن نمی رسد
His trick didnt work. U حقه اش نگرفت
play a legal trick U کلاه شرعی سر چیزی گذاشتن
he played a pretty trick U خوب حیلهای زد
You pulled a fast one. That was a neat trick you played. U خوب حقه زدی ( سوار کردی )
There is some hocus – pocus . I smell a rat . Ther is a trick in it . U کلکی درکار باید باشد ( هست )
search U جستجو کردن
search U بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
to search for anything U پی چیزی گشتن
search U تجسس تفتیش کردن وارسی کردن وارسی
search U تجسس کردن
the search of U جستجوی چیزی
search U درو در عمق با اتش
search U روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
search U تفتیش
search U روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
search U نرم افزاری که جستجو در پایگاه داده را انجام میدهد وقتی که کاربر تقاضای یافتن اطلاع دارد
search U جستجو برای یک موضوع داده
search U فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
search U جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
search U بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
search U جستجویی که هر عنصریت
to search out U پیدا کردن
to search for anything U چیزیراجستجو کردن
search U جستجوی متن ها روی یک موضوع خاص با یک داده مشخص
search U 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
search U شناسایی کردن
search U کاوش
search U تکاپو بازرسی
to search U گشتن [جستجو کردن]
to search U جستجو کردن
search U تجسس
search U جستجو
to search after U جستجو کردن
to search after U تحقیق کردن
to search after U کاوش کردن
to search after U زیر و رو کردن
search U جستجوکردن
search U گشتن
search U کاوش کردن زمین
search me <idiom> U نمی دونم ،ازکجا بدونم
search U مراقبت کردن از زمین
search U بررسی وشناسایی زمین
search U تلاش
to search [for] [someone] U دنبال [کسی] گشتن [ برای مثال پلیس]
search U بازرسی کردن
to search after U بازرسی کردن
right of search U حق بازرسی کشتی در دریاها
in search of U بجستجوی
in search of U در جستجوی
right of search U حق جستجو
right of search U حقی که کشتیهای دول متحارب برای جستجوی ناوگان ممالک بیطرف به منظور مطمئن شدن از بیطرفیشان دارند
sector of search U منطقه کاوش
blind search U جیستجوی بی نتیجه
chaining search U جستجوی زنجیرهای
intercepting search U کاوش برای رهگیری هوایی تجسس با رادار به منظوررهگیری
binary search U جستجوی دودوئی
linear search U جستجوی خطی
binary search U جستجوی دوتایی
retrospective search U جستجوی متن ها دریک موضوع مشخص ازیک داده
area search U جستجوی ناحیه
To search ones conscience . U کلاه خود را قا ضی کردن
area search U جستجوی دامنهای
area search U جستجوی ناحیهای
multifile search U جستجوی چند پروندهای
backward search U جستجوی پسرو
search one's soul <idiom> U کنکاش کردن درمورد بی گناهی کسی
cover search U جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
global search U جستجوی سراسری
disjunctive search U جستجو برای داده هایی که لااقل با یکی از اعداد کلید مط ابق هستند
dichotomizing search U جستجوی دوقسمتی
dichotomizing search U جستجوی دو حالته
dichotomizing search U روش جستجو سریع برای استفاده از لیست داده ها.
search warrants U حکم بازرسی و ورود
search warrants U حکم تفتیش منزل
search warrant U اجازه تفتیش
search warrant U حکم تفتیش
search warrant U حکم بازرسی و ورود
exhaustive search U جستجو هر رکورد در پایگاه
search warrants U حکم تفتیش
fibonacci search U جستجوی فیبوناچی
search result U نتیجه جستجو
search results U نتیجه های جستجو
search results U نتایج جستجو
fibonacci search U جستجو فیبو ناجی
search coil U پیچک کاشف
search warrants U اجازه تفتیش
search warrant U حکم تفتیش منزل
search sweeping U مین روبی مراقبتی
air search U مراقبت هوایی
search mission U ماموریت تجسس زمینی به وسیله هواپیما
air search U تجسس هوایی
search light U نورافکن
search key کلید جستجو
search jammer U تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
visit and search U بازدید و تجسس کردن ناو
antisubmarine search U عملیات تجسس ضد زیردریایی
antisubmarine search U کاوش ضد زیردریایی
search string U رشته جستجو
sector of search U منطقه مراقبت رادار
sector of search U منطقه تجسس رادار
area search U کاوش منطقه با دیدبانی بصری کاوش منطقهای
area search U کاوش منطقه
specific search U شناسایی مخصوص
specific search U تجسس اختصاصی منطقه
search radar U رادار تجسسی
search cycle U چرخه جستجو
search sweeping U مین روبی ازمایشی
body search U بازرسیبدنی
sequential search U جستجوی ترتیبی
search and replace U جستجو و جایگزینی
search and replace U خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
search and replace U جستجوی کلمه پرداز و تابع جایگزینی مربوط به فایل کامل یا متن
search and clear U جستجو و پاک کردن دشمن
search and rescue U عملیات تجسس و نجات
search party U دستهی جستار گرد
search party U گروه پیگرد
search parties U دستهی جستار گرد
search memory U حافظه جستجو
search parties U گروه پیگرد
dichotomizing search U جستجوی دورستهای
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com