English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
march unit U یکان راهپیمایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
route marches U راهپیمایی در روی جاده راهپیمایی پیاده فرمان قدم راه
route march U راهپیمایی در روی جاده راهپیمایی پیاده فرمان قدم راه
motor march U راهپیمایی موتوری راهپیمایی با خودرو
march outpost U نگهبان ستون راهپیمایی پاسدار ستون طلایه یا جلودارستون راهپیمایی
travelling overwatch U راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
detachments U یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachment U یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
trail formation U ارایشات ستون راهپیمایی ارایش حرکت در ستون راهپیمایی
marches U راهپیمایی کردن قدم رو کردن موزیک نظامی راهپیمایی
marching U راهپیمایی کردن قدم رو کردن موزیک نظامی راهپیمایی
marched U راهپیمایی کردن قدم رو کردن موزیک نظامی راهپیمایی
march U راهپیمایی کردن قدم رو کردن موزیک نظامی راهپیمایی
zeroed out U ازرده خارج شدن یکان رسیدن استعداد رزمی یکان به صفر
approach march U راهپیمایی برای تقرب به دشمن راهپیمایی برای تماس با دشمن
tenants U یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
tenant U یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
force augmentation U تقویت یکان اضافه کردن به نیروی یکان
visit of courtesy U بازدیدرسمی دوستانه فرمانده یک یکان از یکان دیگر
detail U شرح مفصل یکان بقیه یکان
subactivity U یکان زیردست یک قسمت یا یکان یا موسسه
parent U یکان سازمانی یکان مادر یا اصلی
line replacement U یکان تعویض کننده یکان جبهه
designations U عنوان یکان یاشخص معرف یکان
detailing U شرح مفصل یکان بقیه یکان
combat arms U یکان رزمی یکان درگیر در رزم
designation U عنوان یکان یاشخص معرف یکان
transfer processing U امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
tactical element U یکان رزمی یکان تاکتیکی
unit mill U سوخت استحقاقی یکان به حسب خودروهای موجودسوخت مصرفی خودروهای یکان در یک ستون
shadower U یکان مامور تعاقب دشمن یکان اخذ تماس با دشمن
command information program U برنامه اطلاعاتی یکان برنامه اگاه سازی یکان
hiked U راهپیمایی
road movement U راهپیمایی
hikes U راهپیمایی
hiking U راهپیمایی
travelling U راهپیمایی
hike U راهپیمایی
foot race U مسابقه راهپیمایی
race walking U مسابقه راهپیمایی
rate of march U نواخت راهپیمایی
drill marching U راهپیمایی تمرینی
road movement graph U گرافیک راهپیمایی
march column U ستون راهپیمایی
administrative march U راهپیمایی اداری
walked U مسابقه راهپیمایی
walks U مسابقه راهپیمایی
quick march U راهپیمایی تند
march order U ترتیب راهپیمایی
route column U ستون راهپیمایی
walk U مسابقه راهپیمایی
road movement table U جدول راهپیمایی
travelling U راهپیمایی کردن
columns U صف ستون راهپیمایی یاموتوری
march unit U قسمتی ازستون راهپیمایی
double staggered column U ستون راهپیمایی دوبله
road movement table U جدول حرکت و راهپیمایی
column U صف ستون راهپیمایی یاموتوری
road movement graph U منحنی مسیر راهپیمایی
readiness condition U وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
beachmaster's unit U یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
walkers U شرکت کننده در مسابقه راهپیمایی
walker U شرکت کننده در مسابقه راهپیمایی
release point U نقطه رهایی ستون راهپیمایی
serials U سریال راهپیمایی یااب خاکی سری
serial U سریال راهپیمایی یااب خاکی سری
aeromedical unit U یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
casualty staging unit U یکان بارگیری بیماران وزخمیها درهواپیما یکان بارگیری بیماران
cellular unit U یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
guiden U پرچم یکان پرچم نماینده یکان
division slice U یکان استاندارد لشگری یکان لشگری
staging unit U یکان خدمات بارگیری یکان بارگیری
formation U یکان
unit U یکان
units U یکان
singly U یکان یکان
command net U شبکه یکان
base unit U یکان مبنا
air command U یکان هوایی
base unit U یکان پایگاهی
activity U قسمت یکان
beach organization U یکان ساحلی
single unit U یکان منفرد
shock troops U یکان ضربت
cavalry unit U یکان سوارزرهی
service unit U یکان خدمات
combat , echelon U یکان رزمی
single unit U یکان مستقل
advance gruard U یکان جلودار
unit training U اموزش یکان
unit train U بنه یکان
unit structure U استخوانبندی یکان
unit structure U سازمان یکان
troop unit U یکان سربازدار
troop unit U یکان صنفی
troop basis U مبنای یکان
tactical command U یکان تاکتیکی
support command U یکان پشتیبانی
administrative command U یکان اداری
unit supply U تدارکات یکان
service force U یکان خدمات
combatcommand U یکان رزمی
motor unit U یکان موتوری
exempted station U یکان مخصوص
fire unit U یکان اتش
first seargeant U سرگروهبان یکان
force basis U مبنای یکان
frontalier U یکان مرزی
identification code U کدشناسایی یکان
installation type U نوع یکان
major command U یکان عمده
logistical command U یکان لجستیکی
intercommand U بین یکان
muster book U دفتروقایع یکان
divisional unit U یکان لشگری
combined arms U یکان مرکب
designator code U کد تشخیص یکان
combined command U یکان مرکب
retraining command U یکان بازاموزی
organization chart U نمودارسازمان یکان
paratroop U یکان چترباز
command strength U استعداد یکان
composite unit U یکان مختلط
detached unit U یکان مامورشده
distinguished unit U یکان ممتاز
naval activity U یکان دریایی
joint command U یکان مشترک
mixed U یکان مختلط
parent U یکان لاحق
parent U یکان اولیه
boundary U حدود یکان
boundaries U حدود یکان
strangle U دورافتادن از یکان
serviced U قسمت یکان
service U قسمت یکان
trains U عقبه یکان
trains U بنه یکان
pertinent U یکان لاحق
organizations U یکان قسمت
motorized U یکان موتوری
presence U فرستی در یکان
straggler U گم شده از یکان
sergeant U سرگروهبان یکان
sergeants U سرگروهبان یکان
straggler U دورافتاده از یکان
stragglers U گم شده از یکان
organizational U یکان سازمانی
stragglers U دورافتاده از یکان
mobility U تحرک یکان
separate U یکان مستقل
separated U یکان مستقل
separates U یکان مستقل
organic U یکان سازمانی
train U عقبه یکان
trained U عقبه یکان
designations U اسم یکان
designation U اسم یکان
organisations U یکان قسمت
active U یکان کادر
composite U یکان مختلط
train U بنه یکان
mechanized U یکان مکانیزه
organization U یکان قسمت
composite U یکان مرکب
trained U بنه یکان
activities U قسمت یکان
unit distribution U روش تقسیم به یکان
unit distribution U روش توزیع به یکان
evader U دور افتاده از یکان
organic U مربوط به یک قسمت یا یکان
force U یکان قسمت نظامی
composition U ارایش یکان سازمان
unit kilometer U مصرف کیلومتری یکان
paratroopers U جمعی یکان چترباز
distinguished unit citation U نشان لیاقت یکان
distinguished unit citation U نشان یکان برجسته
division engineer U یکان مهندسی لشگر
service force U یکان خدماتی دریایی
mass of maneuver U سنگینی حرکات یکان
document file U پرونده اسناد یکان
mechanized infantry U یکان پیاده مکانیزه
compositions U ارایش یکان سازمان
zone of action U منطقه عملیات یکان
unit journal U دفتر روزنامه یکان
forces U یکان قسمت نظامی
type face U نوع ارایش یکان
land tail U باقیمانده زمینی یکان
grenadier U یکان نارنجک انداز
commodores U فرمانده یکان هوایی
identification code U رمز معرف یکان
commodore U فرمانده یکان هوایی
commanded U یکان قرارگاه عمده
intransit U یکان در حال حرکت
commands U یکان قرارگاه عمده
intercommunication U مخابرات داخلی یکان
general support U یکان پشتیبانی عمومی
less than release unit U یکان منتظر حمل
frontalier U جزو یکان مرزی
type face U نوع چرخش یکان
forcing U یکان قسمت نظامی
force designator U شماره ترتیب یکان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com