English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
procuring activity U یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
procuring U تهیه و تحویل اماد
procure U تهیه و تحویل اماد
procurement U تهیه و تحویل اماد
procured U تهیه و تحویل اماد
procures U تهیه و تحویل اماد
procurement rate U نواخت تهیه و تحویل اماد نواخت تحویل اماد
coordinated procurement U عملیات اماد هماهنگ شده تحویل هم اهنگ شده اماد
balanced mobilization U بسیج متعادل اماد ذخیره تهیه اماد ذخیره به طورمتعادل
credit system of supply U سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
civilian supply U امور اماد غیرنظامی رسانیدن اماد به غیرنظامیان در منطقه
unit train U بنه اماد یکان
demand satisfaction U تحویل اماد مورد نیاز
component U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
skeletonizer U تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
army material program U برنامه تهیه اماد نیروی زمینی
air target material program U برنامه تهیه اماد برای تک به هدفهای هوایی
army component U نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
procurement U تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
requistioner U قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
principal U قسمت یا سرویس نظامی لاحق از نظر اماد و تدارکات
principals U قسمت یا سرویس نظامی لاحق از نظر اماد و تدارکات
marshaller U هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
craft reimbursable supply U اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
detachment U یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments U یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
provisioner U تدارک کننده تهیه کننده
central purchase U خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
line replacement U یکان تعویض کننده یکان جبهه
army class manager activity U سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
agent authentication U معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
requesting unit U یکان درخواست کننده
requesting unit U یکان تقاضا کننده
staging unit U یکان بارگیری کننده
using agency U یکان استفاده کننده
free carrier U تحویل به حمل کننده کالا
naval support U یکان پشتیبانی کننده دریایی
dominant user U یکان مصرف کننده عمده
suppliers U تهیه کننده
supplier U تهیه کننده
preparator U تهیه کننده
fabricator U تهیه کننده
stenciller U تهیه کننده استنسیل
budgeteer U تهیه کننده بودجه
programmers U تهیه کننده برنامه
stenciler U تهیه کننده استنسیل
budgeter U تهیه کننده بودجه
programmer U تهیه کننده برنامه
draftsman U تهیه کننده لوایح قانونی
furnisher U تهیه کننده سامان واثاثیه
water supplies U اماد اب
water supply U اماد اب
bulk material U اماد یک جا
freddie U اشاره به ایستگاه یا یکان کنترل کننده در درگیریهای هوایی
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
follow up supply U اماد بعدی
reserve stock U اماد ذخیره
stocked U اماد ذخیره
condition code U کدوضعیت اماد
depot supply U اماد دپویی
stock U اماد ذخیره
follow up supply U اماد متعاقب
shop supply U اماد تعمیرگاهی
air material U اماد هوایی
materiel management U مدیریت اماد
general supplies U اماد عمومی
commodity command U فرماندهی اماد
procurement U تامین اماد
level of supply U سطح اماد
gratuitous issue U اماد پیشکشی
requisition line U خط درخواست اماد
depot supply U اماد امادگاهی
follow up U اماد بعدی
intransit stock U اماد سیال
short supply U اماد کم یاب
air landed supply U اماد هوانشستی
mission load U اماد عملیاتی
supply control U کنترل اماد
trained U بنه اماد
train U بنه اماد
bulk material U اماد حجیم
categories U انواع اماد
supply support U پشتیبانی اماد
supply sergeant U گروهبان اماد
supply route U مسیر اماد
supply route U اماد راه
supply point U نقطه اماد
unit supply U اماد یکانی
bulk supply U اماد عمده
essential supply U اماد ضروری
bulk supply U اماد با کانتینر
essential supply U اماد حیاتی
armed U جنگ اماد
trains U بنه اماد
class i supplies U اماد طبقه 1
critical item U اماد حساس
stockage U ذخیره اماد
one day's supply U یک روز اماد
class ii supplies U اماد طبقه 2
resupply U اماد مجدد
class v supplies U اماد طبقه 5
consigned inventory U اماد امانی
class iv supplies U اماد طبقه 4
development order U دستوربهبود اماد
care of supplies U نگهداری اماد
category U اقلام اماد
assault supplies U اماد هجومی
care of supplies U مراقبت اماد
control period U دوره کنترل اماد
centralized items U اقلام اماد تمرکزی
application study U بررسی پذیرش اماد
available supply rate U نواخت اماد موجود
antimateriel agent U عامل فساد اماد
distribution point U نقطه تقسیم اماد
early resupply U تجدید اماد به موقع
distribution area U منطقه توزیع اماد
resources U منابع اماد ذخایر
day of supply U تعداد روزهای اماد
distribution point U نقطه توزیع اماد
inventory U ذخیره موجودی اماد
rolling reserve U اماد ذخیره غلطان
row stack U فاصله اماد از دیوار
class i installation U تاسیسات اماد طبقه 1
class ii activity U اجرای اماد طبقه 2
authorized allowance supplies U سهمیه اماد مجاز
class ii installation U انبار اماد طبقه 2
authorized allowance supplies U سهمیه مجاز اماد
class ii installation U تاسیسات اماد طبقه 2
emergency leave U سطح اماد اضطراری
service stock U اماد و کالاهای جنگی
resupply U تجدید اماد کردن
ammunition day of supply U روز اماد مهمات
short supply U اماد کمبود دار
class i installation U انبار اماد طبقه 1
class i activity U اجرای اماد طبقه 1
naval stores U ذخایر و اماد دریایی
back order U اماد غیر موجود
bulk supply U اماد به طور قوال
unit reserves U اماد ذخیره یکانی
automatic supply U روش خودکار اماد
required supply rate U نواخت اماد موردنیاز
requisition line U مسیر درخواست اماد
automatic supply U سیستم اماد خودکار
defense articles U اماد و تجهیزات دفاعی
expendable property U اماد مصرف شدنی
ammunition point U نقطه اماد مهمات
control level U سطح کنترل اماد
supply route U خط تدارکات راه اماد
main supply route U اماد راه اصلی
logistical U مربوط به اماد یکانها
assemblage U جمع اوری اماد
development order U دستور ساخت اماد
beach dump U نقطه اماد در سر پل دریایی
assemblages U جمع اوری اماد
deteriorating supplies U اماد فاسد شدنی
main supply route U مسیر اصلی اماد
basic end item U اقلام اولیه اماد
distribution U جدول توزیع اماد
consumable supplies U اماد مصرف شدنی
stock funds U اعتبار نقدی اماد
issue priority U تقدم توزیع اماد
base reserves U اماد مبنای ذخیره
table of distribution U جدول تقسیم اماد
balanced supply U اماد متعادل شده
balanced stock U ذخیره اماد متعادل
distributions U جدول توزیع اماد
fire unit U یکان تیراندازی کننده قبضه پدافند هوایی سکوی اتش توپخانه
longueur U قسمت خسته کننده
disposable end item U اماد یا اقلام قابل انهدام
administrative lead time U زمان اداری دریافت اماد
ration factor U ضریب اماد جیره غذایی
ammunition available supply rate U نواخت اماد مهمات موجود
advice code U کد قراردادی مخصوص ارسال اماد
army material command U فرماندهی اماد نیروی زمینی
status code U رمز وضعیت اماد در یک امادگاه
classified items U اماد طبقه بندی شده
urgency of need U حیاتی بودن احتیاج به اماد
administrative shippings U ارسال اماد به طریق اداری
disposition U استقرار یکانها و اماد درمنطقه
air landed supply U اماد تخلیه شده با هواپیما
available supply rate U نواخت اماد مهمات موجود
improver U ترقی کننده بهبودی دهنده
assigner U واگذار کننده انتقال دهنده
incorporator U تشکیل دهنده ترکیب کننده
emitter U منتشر کننده پس دهنده امواج
indicative U خبر دهنده اشاره کننده
adulterant U پست تر کننده استحاله دهنده
consummative U تکمیل کننده انجام دهنده
assignor U واگذار کننده انتقال دهنده
promoters U ترقی دهنده ترویج کننده
polarizer U متضاد کننده قطبش دهنده
mover U پیشنهاد کننده تکان دهنده
sanative U علاج کننده بهبودی دهنده
sanatory U علاج کننده بهبودی دهنده
truster U نسیه دهنده توکل کننده
promoter U ترقی دهنده ترویج کننده
intoxicating U کیف دهنده ازخودبیخود کننده
prolonger U تاخیر دهنده طولانی کننده
tractarian U چاپ کننده ویاانتشار دهنده
admissive U داخل کننده اجازه دهنده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com