Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
catch of guage
U
گیرنده بارانسنج
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pluviometer
U
بارانسنج
backwards
U
کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
backward
U
کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
requested
U
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requests
U
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requesting
U
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
request
U
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
signalling
U
1-روش فرستنده برای هشدار به گیرنده برای ارسال یک پیام . 2-ارتباط با فرستنده درباره وضعیت گیرنده
consignee
U
گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
consignee
U
گیرنده
prehensory
U
گیرنده
barrage reception
U
سد گیرنده
prehensorial
U
گیرنده
catcher
U
گیرنده
receiver
U
گیرنده
getter
U
گیرنده
grantee
U
گیرنده
sensor
U
گیرنده
recipient
U
گیرنده
recipients
U
گیرنده
addressee
U
گیرنده
receivers
U
گیرنده
adopter
U
گیرنده
accipient
U
گیرنده
payees
U
گیرنده
addressees
U
گیرنده
catchy
U
گیرنده
catchiest
U
گیرنده
catchier
U
گیرنده
receptor
U
گیرنده
assignee
U
گیرنده
payee
U
گیرنده
reciever
U
گیرنده
acceptor
U
گیرنده
reciptacle
U
گیرنده
touching
U
گیرنده
prehensile
U
گیرنده
fetching
U
گیرنده
receptors
U
گیرنده
distilling receiver
U
گیرنده تقطیر
distance receptor
U
گیرنده دوربرد
consignee
U
گیرنده امانت
decision maker
U
تصمیم گیرنده
crystal set
U
گیرنده اشکارساز
concluder
U
نتیجه گیرنده
communication receiver
U
گیرنده مخابرات
amateur receiver
U
گیرنده اماتور
acceptor level
U
تراز گیرنده
determiners
U
تصمیم گیرنده
determiner
U
تصمیم گیرنده
beat receiver
U
گیرنده تداخلی
payee
U
گیرنده وجه
auto radio
U
گیرنده اتومبیل
bailee
U
تحویل گیرنده
clocker
U
گیرنده وقت
chemoreceptor
U
گیرنده شیمیایی
baroreceptor
U
گیرنده فشار
cessionary
U
انتقال گیرنده
cell receptor
U
گیرنده سلولی
bribee
U
رشوه گیرنده
borrowers
U
وام گیرنده
borrowers
U
قرض گیرنده
donee
U
گیرنده هبه
transferee
U
تحویل گیرنده
transceiver
U
فرستنده و گیرنده
tither
U
عشر گیرنده
television receiver
U
گیرنده تلویزیونی
sound probe
U
گیرنده صوتی
single circuit receiver
U
گیرنده یک مداره
revenger
U
انتقام گیرنده
rejuvenescent
U
جوانی از سر گیرنده
receiving set
U
گیرنده رادیویی
receiving set
U
دستگاه گیرنده
receiving antenna
U
انتن گیرنده
transferee
U
انتقال گیرنده
transreceiver
U
فرستنده و گیرنده
volumetric receptor
U
گیرنده حجمی
two valve receiver
U
گیرنده دو لامپی
tube receiver
U
گیرنده لامپی
radio receiver
U
گیرنده رادیویی
proprioceptor
U
گیرنده عضلانی
high fidelity receiver
U
گیرنده رابط
grantee
U
انتقال گیرنده
grabber hand
U
دست گیرنده
fondler
U
اغوش گیرنده
feoffee
U
گیرنده تیول
exteroceptor
U
گیرنده برونی
exempted , adressee
U
گیرنده استثنایی
interoceptor
U
گیرنده درونی
interoceptor
U
گیرنده احشایی
enteroceptor
U
گیرنده درونی
enteroceptor
U
گیرنده احشایی
donee
U
هبه گیرنده
inductance
U
گیرنده انرژی
itching palm
U
دست گیرنده
iterant
U
ازسر گیرنده
pledgee
U
رهن گیرنده
pledgee
U
وثیقه گیرنده
photoreceptor
U
گیرنده نور
pawnee
U
رهن گیرنده
passcatcher
U
گیرنده پاس
opiate receptor
U
گیرنده افیونی
offtake canal
U
کانال گیرنده
nociceptor
U
گیرنده درد
mortgagee
U
رهن گیرنده
mechanic recepter
U
گیرنده مکانیکی
loanee
U
وام گیرنده
donee
U
گیرنده هدیه
decreasing
U
نقصان گیرنده
comprehensive
U
فرا گیرنده
trainees
U
تعلیم گیرنده
receivers
U
فرف گیرنده
thermoreceptor
U
گیرنده دمایی
striking
U
موثر گیرنده
receivers
U
گیرنده رادیویی
receivers
U
دستگاه گیرنده
receiver
U
فرف گیرنده
receiver
U
گیرنده رادیویی
trainee
U
تعلیم گیرنده
jam
U
سد گیرنده پاس
receiver
U
دستگاه گیرنده
prepossessing
U
گیرنده جالب
borrower
U
قرض گیرنده
acquisitive
فرا گیرنده
strikingly
U
موثر گیرنده
borrower
U
وام گیرنده
jammed
U
سد گیرنده پاس
payees
U
گیرنده وجه
jams
U
سد گیرنده پاس
feoffee
U
زعیم انتقال گیرنده
d.c. reciever
U
گیرنده جریان دائم
decision making unit
U
واحد تصمیم گیرنده
receiver
U
دستگاه گیرنده بی سیم
donee country
U
کشور کمک گیرنده
directional reciever
U
گیرنده جهت دار
receivers
U
دستگاه گیرنده بی سیم
color zones
U
مناطق گیرنده رنگ
consignee
U
گیرنده کالای ارسالی
printing receiving apparatus
U
دستگاه گیرنده ثبات
overtaking vessel
U
شناوه سبقت گیرنده
zero beat
U
تنظیم موج گیرنده
transceiver
U
دستگاه گیرنده فرستنده
superheterodyne receiver
U
گیرنده سوپر هترودین
receiver output volume
U
شدت صوت گیرنده
receiver gating
U
ولت افزایی گیرنده
radio sextant
U
گیرنده امواج کیهانی
pressure points
U
نقطههای گیرنده فشار
periclinal
U
ازهمه سو شیب گیرنده
marginal borrower
U
وام گیرنده نهائی
mains receiving set
U
دستگاه گیرنده شبکه
long wave receiver
U
گیرنده موج بلند
alienee
U
گیرنده مال موردانتقال
iterative
U
ازسر گیرنده تکراری
annuitant
U
گیرنده مستمری سالیانه
address
U
نشانی گیرنده پیام
holder
U
گیرنده اشغال کننده
addresses
U
نشانی گیرنده پیام
receptors
U
ستاره مساعد گیرنده
catcher
U
فرفرههای گیرنده محصول
determinants
U
تصمیم گیرنده عاجز
addressed
U
نشانی گیرنده پیام
receptor
U
ستاره مساعد گیرنده
platforms
U
رسانگر حامل گیرنده
borrowers
U
عاریه گیرنده مقترض
determinant
U
تصمیم گیرنده عاجز
borrower
U
عاریه گیرنده مقترض
holders
U
گیرنده اشغال کننده
platform
U
رسانگر حامل گیرنده
split end
U
گیرنده توپ در انتهای خط جبهه
prehensive
U
گیرنده دارای قوه قبض
receptor
U
دستگاه گیرنده وان حمام
large hande a
U
دارای دست بگیر گیرنده
remittee
U
گیرنده وجه فرستاده شده
exempted , adressee
U
گیرنده معاف از اجرای دستور
carrige forward
U
کرایه به عهده گیرنده کالا
receptors
U
دستگاه گیرنده وان حمام
broadcasts
U
ارسال داده به چندین گیرنده 2-
broadcast
U
ارسال داده به چندین گیرنده 2-
donatory
U
گیرنده بخشش یاهدیه یاهبه
pyrophorous
U
اتش گیرنده مجاورت هوا
aurigae
U
ممسک الاعنه گیرنده ریسمان اوریگا
high fidelity
U
دستگاه گیرنده عالی وخوش صدا
grantee
U
انتقال گیرنده متهب منتقل الیه
omnidirectional
U
گیرنده یا فرستنده امواج درجهت مناسب
price taker
U
خریدار یا فروشنده جزء گیرنده قیمت
responsor
U
دستگاه گیرنده و جواب دهنده الکترونیکی
auriga
U
ممسک الاعنه گیرنده ریسمان اوریگا
to address
U
نشانه گیرنده را روی پاکت گذاشتن
backwards
U
ارسال داده کنترل شده توسط گیرنده
routes
U
مسیر یک پیام بین فرستنده و گیرنده در شبکه
universal
U
transmitter asynchronousreciver فرستنده /گیرنده ناهمزمان جامع
backward
U
ارسال داده که توسط گیرنده کنترل میشود
communication
U
مسیر فیزیکی که فرستنده را به گیرنده وصل میکند
route
U
مسیر یک پیام بین فرستنده و گیرنده در شبکه
blind transportation
U
ارسال پیام بدون توجه به گیرنده یااخذجواب
reversed
U
سیگنال ارسالی با گیرنده برای درخواست خاتمه ارسال
teletypewriter
U
ماشین تحریرخود کار گیرنده پیام ازمسافات دور
mesmeric
U
مربوط بخواب مصنوعی درحالت خواب مغناطیسی گیرنده
reverse
U
سیگنال ارسالی با گیرنده برای درخواست خاتمه ارسال
reversing
U
کانال کنترل داده کند بین گیرنده وفرستنده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com