Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 95 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
field capacity
U
گنجایش زراعی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
arable
U
خاک زراعی
agrochemistry
U
شیمی زراعی
arable lands
U
زمینهای زراعی
crop ecology
U
اکولوژی زراعی
rural district council
U
انجمن محلی زراعی
argology
U
خاک شناسی زراعی
agroecosystem
U
اکوسیستم کشاورزی اکوسیستم زراعی
capacity
U
گنجایش
capaciousness
U
گنجایش
burdens
U
گنجایش
burden
U
گنجایش
aptitudes
U
گنجایش
aptitude
U
گنجایش
volume capacity
U
گنجایش
inclusion
U
گنجایش
capacities
U
گنجایش
content
U
گنجایش
contenting
U
گنجایش
filed capacity
U
گنجایش میدانه
cranial capacity
U
گنجایش جمجمه
pulmometry
U
سنجش گنجایش شش
code capacity
U
گنجایش رمزرسانی
channel capacity
U
گنجایش کانال
channel capacit
U
گنجایش مجرا
incapacious
U
بی گنجایش ناقص
caliber
U
گنجایش استعداد
dead storage
U
گنجایش مرده
dead weight tonnage
U
گنجایش باری
effective capacity
U
گنجایش مفید
possible capacity
U
گنجایش ممکن
fan out
U
گنجایش خروجی
memory capacity
U
گنجایش حافظه
gross tonnage
U
گنجایش حجمی
fan in
U
گنجایش ورودی
practical capacity
U
گنجایش عملی
energy content
U
گنجایش انرژی
bulk storage
U
انباره پر گنجایش
register capacity
U
گنجایش ثبات
bearing capacity
U
گنجایش تحمل
storage capacity
U
گنجایش انباره
modules
U
حوزه گنجایش
capacity
U
گنجایش استعداد
producing
U
گنجایش تولید
capacity
U
توانایی گنجایش
net register tonnage
U
گنجایش خالص
vital capacity
U
گنجایش حیاتی
total reservoir storage
U
گنجایش کل مخزن
capacities
U
گنجایش استعداد
capacities
U
توانایی گنجایش
active capacity
U
گنجایش مفید
active storage
U
گنجایش مفید
basic capacity
U
گنجایش پایه
basic capacity
U
گنجایش مبنا
saturation capacity
U
گنجایش اشباع
at the top of one's bent
U
تا سرحد گنجایش
module
U
حوزه گنجایش
effective storage
U
گنجایش مفید
pulmometer
U
الت سنجش گنجایش شش
tankage
U
گنجایش تانک یا مخزن
truckloads
U
به گنجایش یک ماشین باری
truckload
U
به گنجایش یک ماشین باری
available storage capacity
U
گنجایش مفید مخزن
useable reservoir storage
U
گنجایش مفید مخزن
block coefficient
U
ضریب گنجایش ناو
tonnage
U
گنجایش کشتی برحسب تن
expanded , capacity
U
زیاد کردن گنجایش
farad
U
واحد گنجایش برق
capacious
U
گنجایش دار گشاد
to gauge a person
U
گنجایش یا اخلاق کسیراسنجیدن یا ازمودن
pneumatoneter
U
الت سنجش گنجایش تنفس ریه
unformatted
U
گنجایش دیسک مغناطیسی پیش از فرمت
fluid ounces
U
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
fluid ounce
U
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
load
U
برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
loads
U
برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
gauger
U
کسیکه گنجایش چلیک وغیره رامعین میکند
Shannon's Law
U
قانونی که بیشترین گنجایش محل اطلاعات را برای خط ارتباطی بیان کند
gallonage
U
فرفیت چیزی بر حسب گالن تعداد گالنی که فرفی گنجایش دارد
micro
U
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
micros
U
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
metagnosticism
U
عقیده باینکه اثبات هستی خدااز گنجایش علم بشر بیرون است
microcomputer
U
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
VHD
U
نوعی دیسک ویدیویی با گنجایش بالا که میتواند حجم زیادی داده را ذخیره کند
conventional RAM
U
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
conventional memory
U
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
wavelength division multiplexing
U
روش افزایش گنجایش داده روی فیبرنوری بوسیله ارسال چندین سیگنال نوری با طول موج مختلف در یک فیبر
seconding
U
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded
U
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second
U
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds
U
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
pack board
U
وسیله سیم کشی با گنجایش دو قرقره سیم
pondage
U
گنجایش حوض یا استخر انباشتن اب در حوض یااستخر
redundant
U
سیستم دیسک درایو سریع تا گنجایش بالا که از چندین درایو استفاده میکند که هر یک یک بایت از کلمه داده را ذخیره می کنند
peripheral
U
باس سریع طراحی شده توسط Intel که تا چند مگاهرتز گنجایش دارد و در کامپیوترهای شخصی بر پایه Pentum برای آداپتورهای شبکه یا گرافیکی استفاده میشود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com