Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
mental confusion
U
گم گشتگی ذهنی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
orientation loss
U
گم گشتگی
disorientation
U
گم گشتگی
time disorientation
U
گم گشتگی زمانی
acute confusional state
U
حالت گم گشتگی حاد
psychic
U
ذهنی
mental
U
ذهنی
intellectuals
U
ذهنی
intellectual
U
ذهنی
heuristic
U
ذهنی
psychical
U
ذهنی
subjective
U
ذهنی
mental process
U
فرایند ذهنی
mental maturity
U
بلوغ ذهنی
mental structure
U
ساخت ذهنی
mental function
U
کارکرد ذهنی
imbecility
U
کند ذهنی
mental ability
U
توانایی ذهنی
mental analysis
U
تحلیل ذهنی
mental set
U
امایه ذهنی
mental development
U
رشد ذهنی
mental growth
U
رشد ذهنی
mental image
U
تصویر ذهنی
mental discipline
U
پرورش ذهنی
mental faculties
U
قوی ذهنی
mental faculty
U
قوه ذهنی
mentally handicapped
U
معلول ذهنی
perceptual handicap
U
ناتوانی ذهنی
psychgenetic
U
موجدمحرکات ذهنی
imaginary
<adj.>
U
ذهنی باف
unintelligence
U
کند ذهنی
to imprint on the mind
U
ذهنی کردن
subjectivism
U
ذهنی گرایی
to stamp on the memory
U
ذهنی کردن
subjective value
U
ارزش ذهنی
subjective utility
U
سودمندی ذهنی
subjective reality
U
واقعیت ذهنی
stupidness
U
کند ذهنی
stupdity
U
کند ذهنی
psychological make up
U
نمود ذهنی
subjective equality
U
برابری ذهنی
psychogenic
U
موجدمحرکات ذهنی
faculties
U
قوه ذهنی
intrinsic
U
طبیعی ذهنی
faculty
U
قوه ذهنی
mentality
U
قوه ذهنی
mentalities
U
قوه ذهنی
bradyphrenia
U
کندکاری ذهنی
rehearsal
U
مرور ذهنی
imagery
U
تصویرسازی ذهنی
intellectuals
U
ذهنی روشنفکر
image
U
تصویر ذهنی
images
U
تصویر ذهنی
heuristic learning
U
یادگیری ذهنی
rehearsals
U
مرور ذهنی
intellectual
U
ذهنی روشنفکر
presence of mind
U
حاضر ذهنی هوشیاری
subjectively
U
بطور ذهنی یا باطنی
phantasm
U
روح تصویر ذهنی
connotations
U
توارد ذهنی معنی
psychologt
U
دانش قواوکارهای ذهنی
connotation
U
توارد ذهنی معنی
stupidity
U
کند ذهنی بی علاقگی
stupidities
U
کند ذهنی بی علاقگی
subjective psychology
U
روانشناسی ذهنی گرا
subjective scoring
U
نمره گذاری ذهنی
verbal image
U
تصویر ذهنی کلامی
stupors
U
کند ذهنی گیجی
stupor
U
کند ذهنی گیجی
mental subnormality
U
عقب ماندگی ذهنی
aniconia
U
فقدان تصویر ذهنی
faculty
U
نیروی ذهنی دانشکده
mental retardation
U
عقب ماندگی ذهنی
mental retardation
U
عقب مانده ذهنی
mental deficiency
U
عقب ماندگی ذهنی
faculties
U
نیروی ذهنی دانشکده
mentally deficient
U
عقب مانده ذهنی
eidetic imagery
U
تصویر ذهنی روشن
mentally retarded
U
عقب مانده ذهنی
mentally subnormal
U
عقب مانده ذهنی
noetic
U
ذهنی قیاس منطقی
faculty psychology
U
روانشناسی قوای ذهنی
hypophrenia
U
عقب ماندگی ذهنی
oligophrenia
U
عقب ماندگی ذهنی
brain worker
U
کارگر ذهنی روشنفکر
primary mental deficiency
U
عقب ماندگی ذهنی نخستین
borderline mental retardation
U
عقب ماندگی ذهنی مرزی
psychics
U
دانش قوا وکارهای ذهنی
secondary mental deficiency
U
عقب ماندگی ذهنی ثانوی
educable mentally retarded
U
عقب مانده ذهنی اموزش پذیر
california tests of mental maturity
U
ازمونهای کالیفرنیا برای بلوغ ذهنی
terman group test of mental ability
آزمون گروهی توانایی ذهنی ترمن
trainable mentally retarded
U
عقب مانده ذهنی تربیت پذیر
otis lennon mental ability test
آزمون توانایی ذهنی اوتیس-لنون
columbia mental maturity scale
U
مقیاس کلمبیا برای بلوغ ذهنی
low grade defective
U
عقب مانده ذهنی تراز پایین
otis quick scoring mental ability test
آزمون توانایی ذهنی اوتیس با نمره گذاری سریع
psychogenesis
U
ایجاددر اثر فعل وانفعالات درونی منشافعالیت ذهنی روان زایش
subjective
U
فلسفه مبتنی بر اعتقاد به اصالت ادراکات ذهنی ومحدودیت اگاهی انسان صرفا" به همین ادراکات درون گرایی
Nomatic rugs
U
قالی های عشایری و قشقایی
[این فرش ها بعلت جا به جایی زیاد عشایر عموما کوچک بافته می شوند و اکثرا بصورت پشم بوده و در آن از ذهنی بافی و یا نقوش محلی استفاده می شود. فرش ها دارای استحکام ضعیف هستند.]
geometric design
U
طرح هندسی
[این طرح در ابتدا بخاطر ذهنی بافی و سهولت بیشتر در بافت، بین عشایر و روستاها شهرت یافت. ولی امروزه هم به صورت ساده گذشته و هم بصورت پیچیده بین بافندگان استفاده می شود.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com