English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cebter of pressure moment U گشتاور مرکز فشار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
charactristics U مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
Other Matches
center of pressure U مرکز فشار
centre of pressure U مرکز فشار
center of pressure coefficient U ضریب مرکز فشار
blade center of pressure U مرکز فشار تیغه
centure of pressure travel U جابجایی خطی مرکز فشار درامتداد وتر
medical assemblage U مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
centrifugal U با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
weather central U مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
provision center U مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد
center mark U علامت مرکز نشانه مرکز
collision parameter U در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
cabin pressure U فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin U اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve U شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
whole blood center U مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون
pitot static system U سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure U فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
battery control central U مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
army operations center U مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
torque U گشتاور
moment U گشتاور
moments U گشتاور
moment arm U بازوی گشتاور
moment coefficient U ضریب گشتاور
moment index U نمای گشتاور
moment of a dipole U گشتاور دو قطبی
bond moment U گشتاور پیوند
restoring moment U گشتاور برگشتی
moment of a force U گشتاور یک نیرو
torsional moment U گشتاور پیچشی
magnetic moment U گشتاور مغناطیسی
torque U گشتاور نیرو
transition moment U گشتاور انتقال
torque U گشتاور پیچشی
rolling moment U گشتاور غلطشی
moment of a magnet U گشتاور مغناطیسی
bending moment U گشتاور خمشی
multiple moment U گشتاور چندگانه
first moment U گشتاور نخست
area moment U گشتاور سطح
dipole moment U گشتاور دو قطبی
dipole moment U گشتاور دوقطبی
moment of inertia U گشتاور اینرسی
moment of inertia U گشتاور لختی
moment of inertia U گشتاور ماند
moment of force U گشتاور نیرو
rotation moment U گشتاور چرخشی
cabin pressurization safety valve U شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio U نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic U دارای فشار یکسان خط هم فشار
multipole moment U گشتاور چند قطبی
synchronizing torque U گشتاور پیچشی همزمان
effective magnetic moment U گشتاور مغناطیسی موثر
driving torque U گشتاور پیچشی گرداننده
rotational inertia U گشتاور خطی [فیزیک]
angular mass U گشتاور خطی [فیزیک]
stalling torque U گشتاور پیچشی ناتوان
moment of momentum U گشتاور اندازه حرکت
molecular dipole moment U گشتاور دو قطبی مولکولی
torque twist curve U منحنی گشتاور و پیچش
torque converter U مبدل گشتاور پیچشی
magnetic dipole moment U گشتاور دو قطبی مغناطیسی
rotational inertia U گشتاور ماند [فیزیک]
angular mass U گشتاور لختی [فیزیک]
righting moment U گشتاور راست کننده
angular mass U گشتاور ماند [فیزیک]
running torque U گشتاور پیچشی حرکت
no load torque U گشتاور پیچشی بی باری
internal torque U گشتاور نیروی درونی
rotational inertia U گشتاور لختی [فیزیک]
moments U لحظه گشتاور چرخشی
moment U لحظه گشتاور چرخشی
starting torque U گشتاور پیچشی راه انداز
torque regulator U تنظیم کننده گشتاور پیچشی
reversed rolling moment U گشتاور ناشی از کنترل معکوس در صفحه غلتش
low head plant U نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
piezoelectric U ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber U مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
impluse level U سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
high voltage transformer U ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
pitot pressure U فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears U متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
aircraft arresting hook U مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
hypobaric U مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low voltage distribution system U شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
centred U مرکز
meddle U مرکز
center line U خط مرکز
acentric U بی مرکز
meddles U مرکز
meddled U مرکز
centre forward U مرکز
centered U مرکز
centre U مرکز
centers U مرکز
middles U مرکز
center U مرکز
middle U مرکز
hearts U مرکز
stationed U مرکز
stations U مرکز
omphalos U مرکز
concentric U هم مرکز
isocentre U هم مرکز
heart U مرکز
intermediate exchange U مرکز
station U مرکز
rhinencephalon U مرکز شامه
school center U مرکز اموزش
respiratory center U مرکز تنفسی
training center U مرکز اموزش
reserve center U مرکز احتیاط
regional center U مرکز منطقهای
radio centeral U مرکز بی سیم
provision center U مرکز توشه
profit centre U مرکز سود
primary center U مرکز اولیه
primary center U مرکز عمده
pivot point U مرکز چرخش
induction station U مرکز پذیرش
sensorium U مرکز احساس
shopping center U مرکز فروش
emporium U مرکز بازرگانی
emporiums U مرکز بازرگانی
seat U مرکز مقر
seated U مرکز مقر
seats U مرکز مقر
head quarters U مرکز فرماندهی
bull's eye U مرکز هدف
bull's-eyes U مرکز هدف
emporia U مرکز بازرگانی
headquarters U مرکز فرماندهی
signal center U مرکز مخابرات
signal center U مرکز پیام
point U محل مرکز
point U مرکز راس حد
sleep center U مرکز خواب
height of centers U ارتفاع مرکز
switchboard U مرکز تلفن
switchboards U مرکز تلفن
information center U مرکز اطلاعات
eccentric U خارج از مرکز
eccentric U هم مرکز نبودن
eccentrics U گریزنده از مرکز
eccentrics U خارج از مرکز
eccentrics U هم مرکز نبودن
main office U مرکز اصلی
main exchange U مرکز اصلی
message center U مرکز پیام
eccentric U گریزنده از مرکز
hive U مرکز تجمع
mart U مرکز بازرگانی
manual exchange U مرکز دستی
centre of gravity U مرکز ثقل
centre of mass U مرکز ثقل
centres of gravity U مرکز ثقل
nerve centre U مرکز فرمان
nerve centres U مرکز فرمان
eccentricities U دوری از مرکز
eccentricities U خروج از مرکز
local center U مرکز محلی
kuk kiwo U مرکز تکواندو
outskirt U دور از مرکز
chiral center U مرکز کایرال
inversion center U مرکز وارونگی
intermediate office U مرکز میانی
eccentricity U خروج از مرکز
mid channel U مرکز کانال
nerve center U مرکز عصبی
off center U خارج از مرکز
operation center U مرکز عملیات
eccentricity U دوری از مرکز
abaxile U خارج از مرکز
computer center U مرکز کامپیوتر
centre of crest circle U مرکز خمیدگی
centre of activities U مرکز عملیات
central tendency U تمایل به مرکز
central office U مرکز تلفن
central control panel U مرکز کنترل
central city U مرکز شهر
center web U مرکز چرخ
center sleeve U مرکز مجوف
center punch U مرکز منگنه
center punch U مرکز سوراخ
symmerty center U مرکز تقارن
center of symmerty U مرکز تقارن
center of resistance U مرکز مقاومت
cryptocenter U مرکز رمز
data center U مرکز داده ها
center of mass U مرکز جرم
center of mass U مرکز هدف
county seat U مرکز بخشداری
centrifugal U گریزنده از مرکز
centrifugal U فرار از مرکز
computing center U مرکز محاسبات
communication center U مرکز مخابرات
concentric cable U کابل هم مرکز
coaxial cable U سیم هم مرکز
coaxial cable U کابل هم مرکز
concentrically U باداشتن یک مرکز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com