Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
risk
U
گشاد بازی بخطر انداختن
risked
U
گشاد بازی بخطر انداختن
risking
U
گشاد بازی بخطر انداختن
risks
U
گشاد بازی بخطر انداختن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
jeopard
U
بخطر انداختن بمخاطره انداختن
jeopardising
U
بخطر انداختن
jeopardize
U
بخطر انداختن
jeopardized
U
بخطر انداختن
jeopardizing
U
بخطر انداختن
jeopardises
U
بخطر انداختن
hazard
U
بخطر انداختن
hazarded
U
بخطر انداختن
jeopardizes
U
بخطر انداختن
hazarding
U
بخطر انداختن
jeopardised
U
بخطر انداختن
hazards
U
بخطر انداختن
To spend recklessly ( prodigally ) .
U
گشاد بازی کردن ( ولخرجی )
billiard point
U
در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
frame
U
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
straddle
U
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddled
U
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddles
U
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
out of bound play
U
به جریان انداختن بازی
adjourns
U
بتعویق انداختن بازی ناتمام ثبت
adjourn
U
بتعویق انداختن بازی ناتمام ثبت
adjourned
U
بتعویق انداختن بازی ناتمام ثبت
adjourning
U
بتعویق انداختن بازی ناتمام ثبت
To walk with ones feet wide apart.
U
گشاد گشاد راه رفتن
open frame
U
هر بخش از بازی بولینگ باناتوانی در انداختن تمام میله ها
netball
U
بازی شبیه به والیبال با گرفتن و انداختن توپ بجای ضربه زدن
She stared at him with wide eyes.
U
با چشمهای گشاد ( گشاد شده ) با ؟ خیره شده بود
predicament position
U
بخطر افتادن
to rush any one into danger
U
کسیرا بخطر کشانیدن
drops
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
shinny
U
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade
U
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
misplay
U
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
gamesmanship
U
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
cutthroat
U
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
game
U
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
bring down
U
به زمین انداختن حریف انداختن شکار
widest
U
گشاد
broadest
U
گشاد
loosest
U
گشاد
broader
U
گشاد
straddles
U
گشاد با زی
straddle
U
گشاد با زی
loose fitting
U
گشاد
broad
U
گشاد
straddled
U
گشاد با زی
looser
U
گشاد
loose
U
گشاد
wider
U
گشاد
wide
U
گشاد
loose-fitting
U
گشاد
reamer
U
گشاد کن
shinney
U
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
fire fight
U
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
to make a trick
U
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
kiss in the ring
U
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
dib
U
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
inning
U
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
dilating
U
گشاد کردن
slip-ons
U
لباس گشاد
slip on
U
لباس گشاد
dilatant
U
گشاد شونده
pajamas
U
شلوار گشاد
slop
U
شلوار گشاد
slopped
U
شلوار گشاد
slopping
U
شلوار گشاد
ream
U
گشاد کردن
bigmouthed
U
دهن گشاد
spacious
U
جامع گشاد
reaming
U
گشاد کردن
bell mouthed
U
دهن گشاد
wide mouthed
U
دهن گشاد
stretchiest
U
گشاد شونده
straddled
U
گشاد نشستن
straddles
U
گشاد نشستن
straddle
U
گشاد نشستن
dilates
U
گشاد کردن
stretchier
U
گشاد شونده
stretchy
U
گشاد شونده
dilate
U
گشاد کردن
crampet game
U
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
charlatanic
U
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
harlepuinade
U
نمایش لال بازی ودلقک بازی
dolman sleeve
U
استین گشاد و اویخته
oxbags
U
شلوار خیلی گشاد
slacks
U
کساد کردن گشاد
slack
U
کساد کردن گشاد
to let out
U
افشاکردن گشاد کردن
mason jar
U
کوزه دهن گشاد
wide-eyed
U
دارای چشم گشاد
carboy
U
تنگ دهن گشاد
wide eyed
U
دارای چشم گشاد
mother hubbard
U
لباس گشاد زنانه
capacious
U
گنجایش دار گشاد
robes
U
لباس بلند و گشاد
jars
U
کوزه دهن گشاد
Wellington
U
چکمه دهان گشاد
astraddle
U
دارای پای گشاد
blouses
U
پیراهن یاجامه گشاد
blouse
U
پیراهن یاجامه گشاد
jar
U
کوزه دهن گشاد
jar
U
شیشه دهن گشاد
robe
U
لباس بلند و گشاد
jarred
U
کوزه دهن گشاد
jarred
U
شیشه دهن گشاد
dalmatic
U
خرقه استین گشاد
sacks
U
پیراهن گشاد و کوتاه
sacked
U
پیراهن گشاد و کوتاه
sack
U
پیراهن گشاد و کوتاه
jars
U
شیشه دهن گشاد
varicosity
U
گشاد شدگی سیاهرگ
varix variously
U
سیاهرگ گشاد شده
oxford bags
U
شلوار خیلی گشاد
clump block
U
قرقره دهان گشاد
slackest
U
کساد کردن گشاد
carronade
U
یکجورتوپ کوتاه دهن گشاد
To widen a road .
U
جاده یی را گشاد کردن ( تعریض )
sprawl
U
گشاد نشستن هرزه روییدن
sprawling
U
گشاد نشستن هرزه روییدن
sprawls
U
گشاد نشستن هرزه روییدن
straddles
U
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
scrawls
U
خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawling
U
خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawl
U
خط خطی کردن گشاد نشستن
straddle
U
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddled
U
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
scrawled
U
خط خطی کردن گشاد نشستن
horrified
U
بهراس انداختن به بیم انداختن
horrifies
U
بهراس انداختن به بیم انداختن
horrify
U
بهراس انداختن به بیم انداختن
horrifying
U
بهراس انداختن به بیم انداختن
steer roping
U
کمند انداختن به گاو ونگهداشتن ناگهانی اسب برای انداختن گاو بزمین
rochet
U
جبه کتانی گشاد اسقفان وراهبان
These shoes are too big for me .
U
این کفشها برایم گشاد است
raglan
U
پالتو استین گشاد سبک و فراخ
krater
U
کوزه دهن گشاد دسته دارقدیمی
She likes loose - fitting dresses .
U
از لباس های گشاد خوشش نمی آید
pajamas
U
جامه گشاد که در خانه یا هنگام خوابیدن می پوشند
The shoes are a size too big for my feet.
U
کفشها یک نمره برای پایم گشاد است
My shoes stretched after wearing them for a couple of days .
پس از چند روز پوشیدن، کفشهایم گشاد شدند.
varicosity
U
جایی که چند سیاهرگ گشاد شده باشند
Bureaucracy . Red tape .
U
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
bloomer
U
شلوار گشاد و زنانه ورزشی گیاه شکوفه کرده
chimere
U
خرقه بدون استین ویا بااستین گشاد وبزرگ
slopping
U
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slop
U
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopped
U
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
let down
U
پایین انداختن انداختن
batting order
U
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
The position is over his head . he cannot cope with it .
U
این شغل برای سرش خیلی گشاد است ( از توانائی اوبیرون است )
round robin (tournament or contest)
<idiom>
U
بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
baying
U
دهانه خلیج دهانه گشاد
bay
U
دهانه خلیج دهانه گشاد
bayed
U
دهانه خلیج دهانه گشاد
bays
U
دهانه خلیج دهانه گشاد
set the game
U
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the score
U
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
souse
U
انداختن
spilled or spilt
U
انداختن
fells
U
انداختن
felling
U
انداختن
blob
U
لک انداختن
hurl
U
انداختن
fling
U
انداختن
floriate
U
گل انداختن در
flings
U
انداختن
retroject
U
پس انداختن
flinging
U
انداختن
felled
U
انداختن
hurled
U
انداختن
run home
U
جا انداختن
hurls
U
انداختن
jaculate
U
انداختن
fell
U
انداختن
to hew down
U
انداختن
to lay by the heels
U
بر انداختن
let fall
U
انداختن
to leave out
U
انداختن
relegating
U
انداختن
relegates
U
انداختن
relegated
U
انداختن
relegate
U
انداختن
to let drop
U
انداختن
to let fall
U
انداختن
to pick off
U
تک تک انداختن
to play a searchlight
U
انداختن
lash vt
U
انداختن
to put back
U
پس انداختن
hewn
U
انداختن
lay away
U
انداختن
leave out
U
انداختن
to fire off a postcard
U
انداختن
spills
U
انداختن
spilling
U
انداختن
slings
U
انداختن
rut
U
خط انداختن
ruts
U
خط انداختن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com