Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
electron releasing substituent
U
گروه استخلافی الکترون دهنده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
electron withdrawing substituent
U
گروه استخلافی الکترون کشنده
substituent group
U
گروه استخلافی
substituent
U
گروه استخلافی
electron donor
U
دهنده الکترون
electron accelerator
U
شتاب دهنده الکترون
pack
U
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
packs
U
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
distribution compound
U
ترکیب دو استخلافی
monosubstituted compound
U
ترکیب تک استخلافی
substitution reaction
U
واکنش استخلافی
subtitution nucleophilic unimolecular
U
واکنش استخلافی هسته دوست تک مولکولی
substitution uncleophilic biomolecular
U
واکنش استخلافی هسته دوست مولکولی
beach group
U
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
commodity groups
U
گروه اقلام مشابه لجستیکی گروه کالاهای مصرفی
beach party
U
گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
trimmer
U
زینت دهنده تغییر عقیده دهنده بنابمصالح روز
civil reserve air fleet
U
گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
task component
U
بخشی از یک ناوگان یا گروه رزمی یا گروه ماموریت که برای یک ماموریت مخصوص تشکیل شده است
framing
U
یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
clean up party
U
گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
countervailing power
U
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
task force
U
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces
U
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
catalysts
U
تشکیلات دهنده سازمان دهنده
bailor
U
امانت دهنده کفیل دهنده
exhibiter
U
نمایش دهنده ارائه دهنده
catalyst
U
تشکیلات دهنده سازمان دهنده
bailer
U
امانت دهنده کفیل دهنده
conglutinative
U
التیام دهنده جوش دهنده
extender
U
توسعه دهنده ادامه دهنده
exhibitors
U
نمایش دهنده ارائه دهنده
exhibitor
U
نمایش دهنده ارائه دهنده
kaldor criterion
U
ضابطهای که براساس ان هرگونه تغییر ازنظر اجتمائی مطلوب یا مفیداست مشروط برانکه میزان نفع گروه منتفع شونده ازمیزان گروه متضررشونده بیشتر باشد . این ضابطه اولین بار بوسیله اقتصاددان امریکائی
amphibious task group
U
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
landing group
U
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
stables
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable
U
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
hordes
U
گروه بیشمار گروه
horde
U
گروه بیشمار گروه
traced
U
رد الکترون
coelectron
U
هم الکترون
trace
U
رد الکترون
isoelectronic
U
هم الکترون
negatron
U
الکترون
electron donor
U
الکترون ده
traces
U
رد الکترون
electron
U
الکترون
electrons
U
الکترون
electron distribution
U
پخش الکترون
emission
U
صدور الکترون
concentration of electron
U
چگالی الکترون
electron focusing
U
تمرکز الکترون
electron trajectory
U
مسیر الکترون
electrophile
U
الکترون دوست
electron multiplier
U
افزاینده الکترون
electron transition
U
عبور الکترون
electroneutrality
U
الکترون خنثایی
charge of the electron
U
بار الکترون
electron pair
U
زوج الکترون
electron orbit
U
مسیرگردش الکترون
conduction electron
U
الکترون رسانایی
emissions
U
صدور الکترون
density of electron
U
چگالی الکترون
electron volt
U
الکترون ولت
electron flow
U
سیلان الکترون ها
bound electron
U
الکترون بسته
electron transition
U
انتقال الکترون
electron flow
U
فلوی الکترون
electron energy
U
کارمایه ی الکترون
electron energy
U
انرژی الکترون
electron jump
U
پرش الکترون
electron exchange
U
تبادل الکترون
electron recoil
U
بازگشت الکترون
electron mass
U
جرم الکترون
electron shell
U
پوسته الکترون
electron spin
U
تنیدگی الکترون
electron spin
U
اسپین الکترون
electron emmission
U
انتشار الکترون
electron tube
U
لوله الکترون
electron drift
U
رانش الکترون
electron emission
U
صدور الکترون
electron emitter
U
منبع الکترون
electron injector
U
الکترون افکن
outer shell electron
U
الکترون رسانایی
electron affinity
U
الکترون خواهی
electron beam
U
شعاع الکترون
electron beam
U
پرتو الکترون
electron beam
U
اشعه الکترون
electron beam
U
باریکه الکترون
nonbonding electron
U
الکترون ناپیوندی
nuclear electron
U
الکترون هسته
free electron
U
الکترون غیرپیوندی
electron acceptor
U
الکترون پذیر
isoelectronic ions
U
یونهای هم الکترون
primary electron
U
الکترون اولیه
lone electron
U
الکترون تنها
inner shell electron
U
الکترون درونی
initiating electron
U
الکترون اغازگر
high energy electron
U
الکترون پر انرژی
secondary electron
U
الکترون ثانوی
electron acceleration
U
شتاب الکترون
electron acceptor
U
پذیرنده الکترون
mass of the electron
U
جرم الکترون
electron capture
U
الکترون گیراندازی
electron deceleration
U
دیرکرد الکترون
electron conduction
U
هدایت الکترون
electron decay
U
تجزیه الکترون
electron decay
U
اضمحلال الکترون
electron avalanche
U
بهمن الکترون
valence electron
U
الکترون فرفیت
odd electron
U
الکترون منفرد
outer shell electron
U
الکترون بیرونی
electron diffraction
U
خمیدگی الکترون
electronic concentration
U
غلظت الکترون
valence electron
U
الکترون رسانایی
antibonding electron
U
الکترون ضد پیوندی
free electron
U
الکترون ازاد
valence electron
U
الکترون والانس
photo electron
U
الکترون نوری
photo electron
U
فوتو الکترون
conduction electron
U
الکترون رسانش
electron charge
U
بار الکترون
electron concentration
U
غلظت الکترون
battery of tests
U
گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
electron pair
U
زوج الکترون حفره
lone pair electron
U
زوج الکترون تنها
lone pair electron
U
زوج الکترون ناپیوندی
electron pair bond
U
پیوند زوج الکترون
electron pairing
U
زوج شدن الکترون
electron spin resonance
U
رزونانس اسپین الکترون
electron paramagnetic resonance
U
رزونانس پارامغناطیسی الکترون
linear accelerator
U
شتابده خطی الکترون
electrophilic reagent
U
واکنشگر الکترون دوست
transmission electron micrograph
U
ریزنگار انتقال الکترون
electroosmotic effect
U
اثر الکترون اسمزی
unpaired electron
U
الکترون جفت نشده
outer shell electron
U
الکترون لایه بیرونی
supressor grid
U
شبکه الکترون بند
free electron gas
U
گاز الکترون ازاد
free electron model
U
الگوی الکترون ازاد
electrophilic addition
U
افزایش الکترون دوستی
electron transit time
U
زمان عبور الکترون
bonding electron pair
U
زوج الکترون پیوندی
electron transfer mechanism
U
مکانیسم انتقال الکترون
secondary electron emission
U
پیل ثانویه الکترون
rest mass of the electron
U
جرم ساکن الکترون
electrophilic attack
U
حمله الکترون دوستی
electron multiplier
U
فزون ساز الکترون
electron attachment
U
پیوستگی یا وابستگی الکترون
elementary charge
U
بار الکترون
[فیزیک]
electron gun
U
لوله پرتاب الکترون
electron capture detector
U
اشکارساز الکترون گیراندازی
delocalized electron
U
الکترون غیر مستقر
electron charge mass ratio
U
چگالی بار الکترون
electron deceleration
U
کندی حرکت الکترون
electron deficient molecules
U
مولکولهای با کمبود الکترون
electron orbit
U
مدار گردش الکترون
Electron paramagnetic resonance
[EPR]
U
تشدید پارامغناطیس الکترون
[فیزیک]
photon
U
تنها یک الکترون تابش شود
quasi free electron theory
U
نظریه الکترون شبه ازاد
picture
U
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
pictured
U
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
pictures
U
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
picturing
U
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
electron spin resonance
[ESR]
U
تشدید پارامغناطیس الکترون
[فیزیک]
electrosensitive
U
چاپ با کاغذ حساس به الکترون
electrophilic aromatic substitution
U
استخلاف الکترون دوستی اروماتیکی
beams
U
مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
left hand rule for electron flow
U
قاعده چپگرد برای جریان الکترون
beam
U
مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
electrostatic unit of charge
[esu]
U
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
franklin
[Fr]
U
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
electron beam
U
رشته باریک الکترون با سرعت بالا در یک جهت
statcoulomb
[statC]
U
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
right hand rule for electron flow
U
قاعده راست گرد برای جریان الکترون
photoemission
U
خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
beam
U
حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
beams
U
حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
hall effect
U
شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
klystron
U
لوله الکترون نوسان ساز باسرعت مدوله شده
charges
U
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
line flyback
U
اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
charge
U
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
flyback
U
اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
photoemissive
U
مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
inelastic
U
spectroscopy electrontunneling طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
phosphor
U
اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
i.e.t.s
U
tunneling inelasticelectron spectroscopy طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
EBR
U
ضبط خروجی از کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترون
phototude
U
لوله الکترون دارای کاتد و اندکه بترتیب فوتون تابش وجذب می کنند
antimatter
U
جسمی که حاوی مادهء ضد خود نیز باشد مثل ضدالکترون بجای الکترون
indicator
U
نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
electronics
U
شاخهای از علم فیزیک که درباره صدوروحرکت و تاثیرات الکترون درخلا و گازهاوهمچنین استفاده ازدستگاههای الکترونی بحث میکند
altitude azimuth
U
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
electronics
U
دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
electroluminescence
U
نور ارسال شده از نقط ه فسفری وقتی توسط الکترون یا قطعه شارژ شده پرشود
thermionic tube
U
لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
shoals
U
گروه
shoal
U
گروه
multitude
U
گروه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com