Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
redundant
U
که بدون از بین رفتن اطلاع قابل حذف است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
unadvised
U
بدون اطلاع
goose step
U
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
(do something) behind someone's back
<idiom>
U
بدون اطلاع کسی
incognizant
U
بدون اطلاع غیر وارد
french leave
U
مرخصی بدون اطلاع قبلی جیم شدن
negligent escape
U
فرار از زندان بدون اطلاع ورضایت مامور محافظش
inferences
U
بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
inference
U
بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
lossless compression
U
روشهای فشرده سازی تصویر که تعداد بیتهای هر پیکس در تصویر را کاهش میدهد بدون از دست دادن اطلاع یا کیفیت
join
U
ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
joined
U
ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
joins
U
ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
enquiry
U
تقاضا برای داده یا اطلاع از وسیله یا پایگاه داده . دستیابی به داده در حافظه کامپیوتر بدون تغییر داده
fixes
U
داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
fix
U
داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
documented
U
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
documenting
U
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
document
U
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
seagoing
U
قابل رفتن به دریا
ascendable
U
قابل بالا رفتن از
ascendible
U
قابل بالا رفتن از
climable
U
قابل بالا رفتن
secure system
U
سیستمی که بدون اجازه قابل دستیابی نیست
format
U
استفاده از فیلدهای نمایش محافظت شده برای نمایش حالت خالی یا صفحهای که قابل تغییر نیست ولی کاربر میتواند اطلاع وارد کند
formats
U
استفاده از فیلدهای نمایش محافظت شده برای نمایش حالت خالی یا صفحهای که قابل تغییر نیست ولی کاربر میتواند اطلاع وارد کند
protecting
U
محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
standalone
U
که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
protects
U
محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
lock up
U
وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
protect
U
محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
chargeable
U
مین نیرو و پس از بین رفتن آن قابل استفاده است
pocket judgment
U
سنددینی که بلافاصله پس ازسررسید بدون هیچ تشریفاتی قابل وصول و اجرا است
relocatable
U
آنچه قابل انتقال به محل دیگری ازحافظه است بدون اینکه روی عملیاتش اثربگذارد
asynchronous
U
انتقال داده بین دو وسیله که بدون هر گونه سیگنال زمانی قابل پیش بینی انجام میشود
random access
U
فایلی که هر رکورد آن به سرعت با آدرسش قابل دستیابی است , بدون جستجو در بقیه فایل و به ممحل قبلی بستگی ندارد
translation tables
U
جدولهای جستجو یا مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت توسط پردازنده قابل دستیابی هستند بدون نیاز به محاسبه نتیجه
microprocessor
U
بزرگترین آدرس در ح CPU که مستقیما قابل آدرس دهی است بدون روشهای خاص
microprocessors
U
بزرگترین آدرس در ح CPU که مستقیما قابل آدرس دهی است بدون روشهای خاص
machined
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machines
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machine
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
dependent
U
غیر استاندارد یا چیزی که روی سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده دیگر بدون متغیر قابل استفاده نیست
LUT
U
مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند توسط برنامه بدون نیاز به محاسبه هر نتیجه در صورت نیاز
update
U
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updated
U
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updates
U
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
cylinder
U
1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
cylinders
U
1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
hinting
U
در فن چاپ دیجیتال یا رقمی کاهش وزن یا میزان طرح حرف بطوریکه فونتهای کوچک از نظر اندازه بدون ازدست دادن جزئیات خود روی چاپگرهای dpi003 قابل چاپ باشند
without any reservation
U
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally
U
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
unformed
U
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
pussyfoot
U
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
flattest
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
U
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
U
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
you have no option but to go
U
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
Taoism
U
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis
U
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
U
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unstressed
U
بدون اضطراب بدون کشش
offhand
U
بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched
U
بدون انشعاب بدون شعبه
achylous
U
بدون کیلوس بدون قیلوس
mouch
U
راه رفتن دولادولاراه رفتن
uniformed
U
بی اطلاع
awareness
U
اطلاع
versed
U
با اطلاع
conizance
U
اطلاع
information
U
اطلاع
deep read
U
با اطلاع
unimformed
U
بی اطلاع
datum
U
اطلاع
unwitting
U
بی اطلاع
uninformed
U
بی اطلاع
notification
U
اطلاع
nescious
U
بی اطلاع
learning
U
اطلاع
ill informed
U
بی اطلاع
unaware
U
بی اطلاع
unawares
U
بی اطلاع
unknowable
U
بی اطلاع
appreciation
[awareness]
U
اطلاع
warning
U
اطلاع
acquaintance
U
اطلاع
advice
U
اطلاع
word
U
اطلاع
tip-off
U
اطلاع
ill-informed
<adj.>
U
بی اطلاع
well-read
U
با اطلاع
unknowingly
U
بی اطلاع
intelligence
U
اطلاع
knowledge
U
اطلاع
communication
U
اطلاع
know how
U
اطلاع
notice
U
اطلاع
consciousness
U
اطلاع
conscious mind
U
اطلاع
conscience
[archaic for: consciousness]
U
اطلاع
unknowing
U
بی اطلاع
well read
U
با اطلاع
notices
U
توجه اطلاع
advice note
U
یادداشت اطلاع
unpolitical
U
بی اطلاع ازسیاست
notify
U
اطلاع دادن
information
U
اطلاع دادن
global knowledge
U
اطلاع سراسری
attentions
U
اخطارجهت اطلاع به
tip-offs
U
اطلاع نهانی
precognition
U
اطلاع قبلی
tip off
U
اطلاع نهانی
noticing
U
توجه اطلاع
inking
U
اطلاع مختصر
tip-off
U
اطلاع نهانی
misknow
U
بی اطلاع بودن از
attention
U
اخطارجهت اطلاع به
previews
U
اطلاع قبلی
notified
U
اطلاع دادن
notifies
U
اطلاع دادن
notifying
U
اطلاع دادن
informatics
U
اطلاع رسانی
reported
U
اطلاع دادن
prospectuses
U
اطلاع نامه
prospectus
U
اطلاع نامه
letter of a
U
اطلاع نامه
noticed
U
توجه اطلاع
preview
U
اطلاع قبلی
knowledge of results
U
اطلاع از نتایج
notice
U
توجه اطلاع
report
U
اطلاع دادن
reports
U
اطلاع دادن
criticaster
U
ناقد بی اطلاع
a piece of information
U
یک تکه اطلاع
recoverable item
U
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end
U
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
As you are well informed…
U
همانطور که اطلاع دارید
publicises
U
به اطلاع عموم رساندن
mininformation
U
اطلاع یا خبر نادرست
to pass on
[information or news]
U
به بقیه اطلاع دادن
tip
U
انعام اطلاع منحرمانه
gibberish
U
اطلاع بی معنا و بی استفاده
to let know
U
خبردادن به اطلاع دادن
publitize
U
به اطلاع عموم رساندن
A one-month notice.
U
اطلاع قبلی یک ماهه
We just received word that . . .
U
هم اکنون اطلاع رسید که …
let me know
U
بمن اطلاع دهید
Please let me know.
U
لطفا"به من اطلاع دهید
message
U
حجم اطلاع مشخص
publicized
U
به اطلاع عموم رساندن
notify the public
U
به اطلاع عموم رساندن
messages
U
حجم اطلاع مشخص
he is in the know
U
اطلاع ویژه دارد
publicize
U
به اطلاع عموم رساندن
publicised
U
به اطلاع عموم رساندن
tipping
U
انعام اطلاع منحرمانه
publicizes
U
به اطلاع عموم رساندن
publicizing
U
به اطلاع عموم رساندن
publicising
U
به اطلاع عموم رساندن
archival quality
U
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
foredknowlege
U
اطلاع قبلی علم غیب
To smell out something.
U
از موضوعی بو بردن (اطلاع یافتن )
informs
U
اطلاع دادن مستحضر داشتن
He did it with his fathers knowledge.
U
با اطلاع پدرش اینکار راکرد
message
U
اطلاع تارسالی از شخصی به دیگری
compuserve
U
شبکه اصلی اطلاع رسانی
messages
U
اطلاع تارسالی از شخصی به دیگری
inform
U
اطلاع دادن مستحضر داشتن
whom it may concern
U
برای اطلاع افراد ذیربط
informing
U
اطلاع دادن مستحضر داشتن
misinforms
U
اطلاع غیر صحیح دادن
inform
U
اطلاع دادن چغلی کردن
misinforming
U
اطلاع غیر صحیح دادن
informs
U
اطلاع دادن چغلی کردن
misinformed
U
اطلاع غیر صحیح دادن
If not , please let me know.
U
درغیر اینصورت به من اطلاع دهید
misinform
U
اطلاع غیر صحیح دادن
precognitive
U
وابسته به اطلاع یا الهام قبلی
informing
U
اطلاع دادن چغلی کردن
attention
U
به جای خود به گیرندگان جهت اطلاع
inkling
U
اطلاع مختصری که با ان به چیزی پی برند گزارش
The professor knows what he is talking about.
U
استاد ازروی اطلاع صحبت می کند
attentions
U
به جای خود به گیرندگان جهت اطلاع
well informed
U
بصیر بخوبی اگاه با اطلاع مطلع
We know very little about his background.
ازسوابق او اطلاع کمی در دست است
to pass a dividend
سود سهام کسی را به او اطلاع دادن
compare
U
بررسی اختلاف بین دو قطعه اطلاع
compared
U
بررسی اختلاف بین دو قطعه اطلاع
comparing
U
بررسی اختلاف بین دو قطعه اطلاع
loutish
U
بیشعور خام دست وبی اطلاع
domain
U
اطلاع یا برنامه که متعلق به عموم است
compares
U
بررسی اختلاف بین دو قطعه اطلاع
domains
U
اطلاع یا برنامه که متعلق به عموم است
prevue
U
قبلا رویت کردن اطلاع قبلی
escrow
U
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
output
U
عمل ارسال اطلاع یا داده از منبع به کاربر
distributes
U
ارسال داده یا اطلاع به کاربران در شبکه یا سیستم
distribute
U
ارسال داده یا اطلاع به کاربران در شبکه یا سیستم
entered
U
وارد کردن اطلاع در یک ترمینال یا صفحه کلید
enters
U
وارد کردن اطلاع در یک ترمینال یا صفحه کلید
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com