Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
pitch control
U
کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
rotor incidence
U
زاویه بین سطوح عمود برمحور دوران و باد نسبی
coordinated turn
U
دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
gyro
U
برای نشان دادن یا اندازه گیری حرکت زاویهای پایه خودحول یک یا دو محور عمود برمحور دوران بهره میگیرد
true air speed
U
سرعت نسبی هواپیما
phugoid oscillation
U
نوسانهای با پریود طولانی هواپیما حول محور عرضی
critical angle of attack
U
زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
disturbing moment
U
گشتاوری که در جهت دوران هواپیما حول یک محور بر ان اثر میکند
axis of control
U
محور کنترل هواپیما
automatic approach and landing
U
روش کنترل خودکار سرعت ومسیر هواپیما در تقرب
control column
U
فرمانی برای کنترل حرکت هواپیما حول محور طولی وعرضی که میتواند بصورت میله یا رل باشد
control surface angle
U
زاویه بین مبداء سنجش حرکت سطوح کنترل و وتر سطح ثابت یا محور طولی هواپیما
constant speed propeller
U
ملخی که سیستم کنترل ان دارای یک گاورنر و یک فیدبک بوده و گام ملخ را به منظورثابت نگه داشتن سرعت دوران تنظیم میکند
canards
U
رسانگر ایرودینامیکی که دران سطوح فرامین افقی لازم برای کنترل و تنظیم حرکت حول محور عرضی درجلوی سطوح اصلی برا قراردارند
canard
U
رسانگر ایرودینامیکی که دران سطوح فرامین افقی لازم برای کنترل و تنظیم حرکت حول محور عرضی درجلوی سطوح اصلی برا قراردارند
nose up
U
چرخش حول محور عرضی وخارج شدن محور طولی ازوضعیت تراز بطرف اوج
rate integration gyro
U
ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
countershaft
U
محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
command speed
U
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
aircraft block speed
U
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
fighter control
U
کنترل عملیات هواپیماهای جنگنده
x cut crystal
U
کریستالی که عمود بر محورایکس و بموازات محور سوم بریده شده است
go around mode
U
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
flight control
U
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
interceptor controller
U
پست کنترل و رهگیری با هواپیماهای رهگیر
transverse axis
U
محور عرضی
northing
U
محور عرضی نقشه
y axis
U
محور عرضی مختصات
transverse cardan shaft
U
محور کاردان عرضی
axis of rotation
U
محور دوران
tumple
U
گردش حول محور عرضی
velocity gradiant
U
میزان تغییر سرعت سیال درواحد مسافت عمود بر خط جریان
indicated airspeed
U
سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
true air speed
U
سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
machine number
U
عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
spoiler
U
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
rolled
U
دوران حول محور طولی غلطش
roll
U
دوران حول محور طولی غلطش
twisting
U
دوران حول محور افقی پیچش
rolls
U
دوران حول محور طولی غلطش
twist
U
دوران حول محور افقی پیچش
twists
U
دوران حول محور افقی پیچش
lathe center
U
مرکز یا محور دوران ماشین تراش
relative velocity
U
سرعت نسبی
banks
U
دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
bank
U
دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
ground speed
U
سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
lateral tell
U
پیشگیری هواپیما در حرکت عرضی
comparative ve
U
اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
pin
U
میخ کوچک ساعت محور کوچکی که چیزی دوران بگردد
pinning
U
میخ کوچک ساعت محور کوچکی که چیزی دوران بگردد
pinned
U
میخ کوچک ساعت محور کوچکی که چیزی دوران بگردد
yaw
U
دوران هواپیما حول محورقائم
yawed
U
دوران هواپیما حول محورقائم
mach hold
U
بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
axial of an aircraft
U
محور هواپیما
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
limiting speed
U
بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
civil reserve air fleet
U
گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
deep stall
U
وضعیتی در هواپیماهای دارای دم تی شکل که افزایش ناگهانی زاویه حمله سبب عدم توانایی سطوح افقی برای کنترل وضعیت طولی هواپیمامیگردد
air plot wind velocity
U
سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
plan range
U
در شناسایی از روی عکس هوای فاصله افقی بین نقطه پای عمود هواپیما تا شیئی که روی زمین قرار گرفته است
wheel mode
U
ماهواره یا بخشی از ان که اغلب با سرعت کم بمنظورپایدارسازی وضعیت دوران میکند
camshafts
U
محور کنترل
camshaft
U
محور کنترل
control stick
U
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
airspeed
U
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
airspeeds
U
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
wing heavy
U
تمایل هواپیما برای گردش درجهت حول محور طولی
tip
U
در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
tipping
U
در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
crab angle
U
زاویه بین مسیر حرکت هواپیما و محور دوربین عکاسی
warping
U
پیچاندن بالها بصورت متقارن برای بدست اوردن پایداری عرضی و قابل کنترل
vertical take off and landing
U
هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
machine number
U
عدد سرعت هواپیما
airspeeds
U
سرعت هوایی هواپیما
air speed indicator
U
سرعت نمای هواپیما
machmeter
U
سرعت سنج هواپیما
accelerometer
U
سرعت نمای هواپیما
airspeed
U
سرعت هوایی هواپیما
climb mode
U
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
lubber line
U
خطی که روی صفحه قطب نماامتداد محور طولی هواپیما رانشان میدهد
cruising speed
U
سرعت حرکت هواپیما یا کشتی
vertical speed
U
سرعت صعود عمودی هواپیما
mach wave
U
انتن سرعت سنج هواپیما
mach stem
U
انتن سرعت سنج هواپیما
fishtail
U
چرخاندن دم هواپیما بمنظورکاستن سرعت ان
vertical takeoff
U
سرعت صعود اولیه هواپیما
lift cruise
U
توربوفن یا توربوجتی که محور تراست ان قابل کنترل است
lift engine
U
توربوفن یا توربوجتی که محور تراست ان قابل کنترل است
acceleration error
U
اشتباه مسیر هواپیما دراثرتغییر سرعت
mach front
U
میله انتن سرعت سنج هواپیما
aircraft handover
U
تعویض کنترل هواپیما
advisory control
کنترل آزاد هواپیما
aircraft handover
U
تبادل کنترل هواپیما
aircraft modification and control
U
کنترل و هدایت هواپیما
aircraft vectoring
U
کنترل سمتی هواپیما
advisory control
U
کنترل مشورتی هواپیما
attitude control
U
کنترل وضعیت هواپیما
aircraft control unit
U
کابین کنترل هواپیما
aircraft control unit
U
قسمت کنترل هواپیما
speed control
U
کنترل سرعت
airspeed
U
سرعت هواپیما نسبت به هوای محیط خود
airspeeds
U
سرعت هواپیما نسبت به هوای محیط خود
zooms
U
هواپیما را با سرعت وبازاویه تند ببالا راندن
impingement
U
برخورد گازهای با سرعت زیاد به ساختمان هواپیما
zoomed
U
هواپیما را با سرعت وبازاویه تند ببالا راندن
zoom
U
هواپیما را با سرعت وبازاویه تند ببالا راندن
aircraft vectoring
U
کنترل مسیر سمتی هواپیما
eyelesi
U
دستگاه کنترل خودکار هواپیما
variable speed control
U
کنترل سرعت متغیر
gate
U
فرمان پرواز هواپیما باحداکثر سرعت در درگیری هوایی
mach trim compensator
U
دستگاه تنظیم حداکثر سرعت هواپیما به طور خودکار
gates
U
فرمان پرواز هواپیما باحداکثر سرعت در درگیری هوایی
air controlman
U
کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
instrument flight
U
پرواز با کمک دستگاههای کنترل هواپیما
automatic carrier landing system
U
سیستم کنترل فرود خودکاربرای هواپیما
control line
U
ارتباط بین اپراتور و خط کنترل هواپیما
homologate
U
اعلام و تایید کار حد نصاب سرعت هواپیما به وسیله داوران
compass acceleration error
U
اشتباه قطب نما در اثر سرعت گرفتن کشتی یا هواپیما
limiting velocity
U
بیشترین سرعت هواپیما تحت زاویه معین نسبت به افق
appliances
U
هر نوع وسیله برای بکارندازی یا کنترل هواپیما
appliance
U
هر نوع وسیله برای بکارندازی یا کنترل هواپیما
localizer mode
U
روش کنترل هواپیما بااستفاده از انتن سمت نما
instrument landing
U
فرود با استفاده ازدستگاههای کنترل هواپیما وبرج مراقبت
land arm mode
U
سیستم کامپیوتری کنترل دستی و خودکار فرود هواپیما
calibrated air speed
U
سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
sight alinement
U
تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
automatic trim
U
روش کنترل خودکار لغزش یاانحراف جانبی هواپیما ازروی مسیر
holding pattern
U
کنترل هواپیما برای پرواز دریک مسیر پیش بینی شده
differential spoilers
U
اسپویلرهای روی بال که بعنوان سطوح کنترل اولیه وثانویه برای حرکت حول محور طولی بکار میروند
aircraft arresting hook
U
مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
yawed
U
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yaw
U
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
simulator
U
برنامه کامپیوتری که کاربر امکان هدایت هواپیما را میدهد. با نشان داده یک تابلوی کنترل واقعی و صحنههای متحرک .
simulators
U
برنامه کامپیوتری که کاربر امکان هدایت هواپیما را میدهد. با نشان داده یک تابلوی کنترل واقعی و صحنههای متحرک .
crossbar
U
خط عرضی صلیب میله عرضی
crossbars
U
خط عرضی صلیب میله عرضی
slewing
U
سرعت حرکت ابزارهای ماشینی کنترل شده عددی ازیک محل به محل دیگر
wheelbase
U
فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
wheelbases
U
فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
business cycle
U
دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
axis of signal communication
U
محور ارتباط و مخابرات محور ارتباطات
cascade control
U
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
kamikaze
U
هواپیماهای خودکشی ژاپنی
fighter cover
U
پوشش هواپیماهای جنگنده
fighter cover
U
پوشش با هواپیماهای شکاری
Safavid period
U
دوران صفویه
[اوج دوران شکوفایی فرش ایران که دیگر هرگز تکرار نشد. ایجاد کارگاه های بزرگ قالبافی اصفهان و کاشان تحولی شگرف به دنبال داشت و شاهکارهای آن هنوز در موزه های جهان جلوه گری می کند.]
birdcage
U
چهارچوب فلزی کانتینرها چهارچوب فلزی اطاق کنترل هواپیما
birdcages
U
چهارچوب فلزی کانتینرها چهارچوب فلزی اطاق کنترل هواپیما
program aircraft
U
جمع کل هواپیماهای موجودیک کشور
identification zone
U
منطقه تشخیص هواپیماهای دشمن
domestic air traffic
U
رفت وامد هواپیماهای داخلی
gaggle
U
هواپیماهای بی موتور درحال پرواز
gaggles
U
هواپیماهای بی موتور درحال پرواز
perpendicular
[to]
<adj.>
U
عمود
[بر]
perpendicular
U
عمود
perpendecular
U
عمود
tate
U
عمود
normal
U
عمود
mini
U
کامپیوتر کوچک با محدوده توان پردازش و دستورات بیشتر از یک ریز کامپیوتر ولی قابل رقابت با سرعت یا توان کنترل داده کامپیوتر mainframe نیست
sortie number
U
تعداد هواپیماهای شرکت کننده در پرواز
diver badge
U
نشان پرواز با هواپیماهای شیرجه و عمودرو
landing gear
U
چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
approach end
U
نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
altitude sickness
U
حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
touchdowns
U
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
barometric leveling
U
تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
touchdown
U
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
barbacan
U
دو برج عمود
vertically
U
بطور عمود
normal vector
U
بردار عمود
barbican
U
دو برج عمود
aircraft scrambling
U
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
aft
U
قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
plane director
U
نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
air mileage indicator
U
کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
aircraft arresting barrier
U
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
relative plot
U
موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
control point
U
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
tate zuki
U
ضربه عمود مشت
stapling
U
عمود چهارپایه تخت
staple
U
عمود چهارپایه تخت
cross-banded
U
[روکشی با تارهای عمود]
stapled
U
عمود چهارپایه تخت
normal shock wave
U
موج ضربهای عمود
athwart
U
عمود به خط میتنی قایق
interplane strut
U
پایه هایی که دو بال هواپیماهای دوباله را به هم متصل میکند
intruder operation
U
تک هوایی و عملیات تخریب هواپیماهای دشمن در روی پایگاه
hound dog
U
موشک هوا به زمین مخصوص هواپیماهای ب-25 با کلاهک اتمی
fixer system
U
سیستم اکتشاف و تعیین محل هواپیماهای در حال پرواز
mix up, caution
U
موافب باشید هواپیماهای دشمن و خودی درگیر شدند
orthogonal mesh reinforcement
U
شبکه ارماتور عمود برهم
abeam
U
امتداد عمود برمحور طولی
nadir
U
پای عمود نافر خط ندیر
speed ring
U
طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
combined speed indicator
U
عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
inflow ratio
U
نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
screwpropeller
U
پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com