English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (43 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
stick up for <idiom> U کمک کردن ،حمایت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
outfit U سازو برگ اماده کردن تجهیز کردن
outfits U سازو برگ اماده کردن تجهیز کردن
globe U کروی کردن
globe U گرد کردن
globes U کروی کردن
globes U گرد کردن
lord U ملاک حکمروایی کردن
lord U مانند لردرفتار کردن
lords U ملاک حکمروایی کردن
lords U مانند لردرفتار کردن
steadied U پیوسته ویکنواخت کردن
steadied U استوار یامحکم کردن
steadies U پیوسته ویکنواخت کردن
steadies U استوار یامحکم کردن
steadiest U پیوسته ویکنواخت کردن
steadiest U استوار یامحکم کردن
steady U پیوسته ویکنواخت کردن
steady U استوار یامحکم کردن
steadying U پیوسته ویکنواخت کردن
steadying U استوار یامحکم کردن
byte U حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
bytes U حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
click U صدا کردن
click U گیر کردن قرقره ماهیگیری
click U زنگ خوردن تیک تیک کردن قلاب یا ضامن در دستگاههای زمان سنجی
click U دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
click U نگه داشتن و آزاد کردن کلیدی از صفحه کلید یا mouse
clicked U صدا کردن
clicked U گیر کردن قرقره ماهیگیری
clicked U زنگ خوردن تیک تیک کردن قلاب یا ضامن در دستگاههای زمان سنجی
clicked U دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicked U نگه داشتن و آزاد کردن کلیدی از صفحه کلید یا mouse
clicks U صدا کردن
clicks U گیر کردن قرقره ماهیگیری
clicks U زنگ خوردن تیک تیک کردن قلاب یا ضامن در دستگاههای زمان سنجی
clicks U دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicks U نگه داشتن و آزاد کردن کلیدی از صفحه کلید یا mouse
invoice U صورت کردن
invoiced U صورت کردن
invoices U صورت کردن
invoicing U صورت کردن
haze U متوحش کردن زدن
haze U سرزنش کردن
veer U شل کردن طناب
veered U شل کردن طناب
veers U شل کردن طناب
heart U تشجیع کردن
hearts U تشجیع کردن
warehouse U انبار کردن مخزن
warehouse U انبار کردن
warehouses U انبار کردن مخزن
warehouses U انبار کردن
elegant U یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
barnstorm U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms U مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
syllable U هجابندی کردن
syllables U هجابندی کردن
proportionate U فراخور متناسب کردن
alignment U هم محور کردن
alignments U هم محور کردن
pat U نوازش کردن
pats U نوازش کردن
patted U نوازش کردن
patting U نوازش کردن
write U تالیف کردن
write U تحریر کردن
write U بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
write U کسر کردن
write U سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
write U خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
writes U تالیف کردن
writes U تحریر کردن
writes U بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
writes U کسر کردن
writes U سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
writes U خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
receive U دریافت کردن
receive U پذیرایی کردن از
receive U وصول کردن
receive U اخذ دریافت کردن جا دادن وپنهان کردن مال مسروقه
receives U دریافت کردن
receives U پذیرایی کردن از
receives U وصول کردن
receives U اخذ دریافت کردن جا دادن وپنهان کردن مال مسروقه
lope U جست وخیز کردن
loped U جست وخیز کردن
lopes U جست وخیز کردن
loping U جست وخیز کردن
girdle U حلقه احاطه کردن
girdle U احاطه کردن
girdled U حلقه احاطه کردن
girdled U احاطه کردن
girdles U حلقه احاطه کردن
girdles U احاطه کردن
girdling U حلقه احاطه کردن
girdling U احاطه کردن
bandage U نواربندی کردن
bandaged U نواربندی کردن
Other Matches
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
support U حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
to stand up for U پشتی یا حمایت کردن از طرفداری کردن از
to give a knee to U حمایت کردن تایید کردن
asserts U حمایت کردن ازاد کردن
assert U حمایت کردن ازاد کردن
asserting U حمایت کردن ازاد کردن
asserted U حمایت کردن ازاد کردن
support U حمایت کردن
protects U حمایت کردن
aiding U حمایت کردن
aided U حمایت کردن
aid U حمایت کردن
maintrain U حمایت کردن از
protect U حمایت کردن
to take under one's wing U حمایت کردن
vindicating U حمایت کردن از
uphold U حمایت کردن از
defending U حمایت کردن
to defend [from] U حمایت کردن [از]
propugn U حمایت کردن از
defended U حمایت کردن
defends U حمایت کردن
defend U حمایت کردن
upholds U حمایت کردن از
vindicates U حمایت کردن از
vindicated U حمایت کردن از
sustains U حمایت کردن از
to agitate [for] U حمایت کردن
protecting U حمایت کردن
sustain U حمایت کردن از
vindicate U حمایت کردن از
sustained U حمایت کردن از
stead U گذاشتن حمایت کردن
espoused U شوهردادن حمایت کردن از
espouses U شوهردادن حمایت کردن از
assists U پیوستن به حمایت کردن از
espousing U شوهردادن حمایت کردن از
assisted U پیوستن به حمایت کردن از
assisting U پیوستن به حمایت کردن از
espouse U شوهردادن حمایت کردن از
assist U پیوستن به حمایت کردن از
maintain U حمایت کردن از مدعی بودن
maintained U حمایت کردن از مدعی بودن
maintains U حمایت کردن از مدعی بودن
to stand by a person U از کسی پشتی یا حمایت یانگهداری کردن
stick one's neck out <idiom> U مورد حمایت قراردادن ،ریسک کردن
protective duty U حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
auspices U حمایت
support U حمایت
aided U حمایت
aiding U حمایت
aid U حمایت
abetment U حمایت
egis U حمایت
advocation U حمایت
belay U حمایت
in suppotrtof U به حمایت
vindication U حمایت
sponsorship U حمایت
lee U حمایت
patronage U حمایت
protection U حمایت
protectorship U حمایت
covering a man U حمایت فوروارد
shelters U محافظت حمایت
self support U حمایت از خود
emotional support U حمایت عاطفی
overprotection U حمایت مفرط
price support U حمایت قیمت
price support U حمایت قیمتی
maintenance of membership U حمایت از عضویت
maintenance U حمایت خرجی
vindicative U حمایت امیز
partisanship U هواخواهی حمایت
belayer U حمایت کننده
shelter U محافظت حمایت
sheltered U محافظت حمایت
vindicable U حمایت کردنی
protection U حراست حمایت
dynamic balay U حمایت متحرک
sheltering U محافظت حمایت
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
consumerism U حمایت از مصرف کننده
stand one's ground <idiom> U حمایت از جایگاه شخص
statolatry U حمایت ازقدرت مرکزی
auspice U سایه حمایت توجهات
belay on U علامت با طناب در حمایت
environmetal protection U حمایت محیط زیستی
vindicatory U مربوط به دفاع و حمایت
protege U حمایت شده شاگرد
protectionism U مکتب طرفدار حمایت
bring up U صعود با حمایت از بالا
consumer protection U حمایت از مصرف کننده
agricultural support policy U سیاست حمایت از کشاورزی
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
price support system U نظام قیمتهای حمایت شده
farm price supports U حمایت از قیمت کالاهای کشاورزی
protectionist U طرفدار حمایت از مصنوعات داخلی
protectionist U طرفدار حمایت از صنایع داخلی
protectionists U طرفدار حمایت از مصنوعات داخلی
protectionists U طرفدار حمایت از صنایع داخلی
supportable U حمایت کردنی تاب اوردنی
consumer organization U سازمان حمایت از مصرف کنندگان
protectionism U سیستم حمایت از تولیدات داخلی
Thank you for your support U با تشکر برای حمایت شما.
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
in law U کسی که تحت حمایت قانون است
price support U قیمت حمایت شده از طرف دولت
soft-pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
exploiting U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
married under a contract unlimited perio U زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
exploit U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
cross U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
exploits U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
crosser U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
point U اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
crosses U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
time U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
infringed U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
woos U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
wooed U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
woo U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
timed U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
to wipe out U پاک کردن محو کردن نابودکردن نیست کردن
times U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
sterilised U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
withstands U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstanding U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
infringing U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
corrects U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
infringes U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
correcting U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correct U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
infringe U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
sterilising U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
withstand U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstood U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
sterilises U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
crossest U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
check U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
preach U وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preached U وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preaches U وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
checks U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checked U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
sterilize U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilized U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilizes U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilizing U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
to use effort U کوشش کردن بذل مساعی کردن سعی کردن
price support U تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا
out law U کسی که از حقوق و حمایت قانونی بهره مند نیست
transliterate U عین کلمه یاعبارتی را اززبانی بزبان دیگر نقل کردن حرف بحرف نقل کردن نویسه گردانی کردن
surcharge U زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharges U زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
institutionalises U در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalising U در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizes U در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com