Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
divertor switch
U
کلید منحرف کننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
corrupter
U
فاسد کننده منحرف کننده
corruptor
U
فاسد کننده منحرف کننده
diverting
U
سرگرم کننده منحرف کننده
break
U
کلید مخصوص در صفحه کلید IBM که اجرای یک برنامه را وقتی قط ع میکند که این کلید با کلید کنترل
breaks
U
کلید مخصوص در صفحه کلید IBM که اجرای یک برنامه را وقتی قط ع میکند که این کلید با کلید کنترل
diversionary
U
منحرف کننده
divertive
U
منحرف کننده
deflector plates
U
صفحههای منحرف کننده
deflecting voltage
U
ولتاژ منحرف کننده
deflecting electrode
U
صفحه منحرف کننده
deflecting electrode
U
الکترد منحرف کننده
magnetic deflection field
U
میدان منحرف کننده مغناطیسی
perversive
U
گمراه کننده منحرف سازنده
baffle
U
منحرف کننده جریان سیال
baffled
U
منحرف کننده جریان سیال
baffles
U
منحرف کننده جریان سیال
baffling
U
منحرف کننده جریان سیال
diversionary attack
U
تک منحرف کننده توجه دشمن
spoiler
U
تیم بدون شانس دستگاه منحرف کننده هوا در اتومبیل
xt
U
صفحه کلید همراه با IBMPC که اما کلید تابعی دارد که در دوستون در گوشه سمت چپ صفخه کلید قرار دارند
scans
U
شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scan
U
شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scanned
U
شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
disconnection switch
U
کلید قطع کننده
contact breaker
U
کلید قطع کننده
interrupter switch
U
کلید قطع کننده
current breaker
U
کلید قطع کننده جریان
line circuit breaker
U
کلید قطع کننده مدار
impluse circuit breaker
U
کلید قطع کننده جریان
deviating
U
منحرف شدن منحرف ساختن انحراف
deviated
U
منحرف شدن منحرف ساختن انحراف
deviate
U
منحرف شدن منحرف ساختن انحراف
deviates
U
منحرف شدن منحرف ساختن انحراف
magnetic blow out circuit breaker
U
کلید قدرت با خاموش کننده مغناطیسی
maximum current circuit breaker
U
کلید قطع کننده جریان حداکثر
automatic circuit breaker
U
کلید قطع کننده مدار خودکار
fault voltage circuit breaker
U
کلید قطع کننده ولتاژ عیب
user defined key
U
کلید تعریف شده توسط استفاده کننده
diversionary landing
U
فرود انحرافی برای اغفال دشمن فرود منحرف کننده
options
U
کلیدی روی صفحه کلید که دستیابی به کار سایر کلیدها را فراهم میکند. مشابه کلید ctrl یا Alt در صفحه کلید IBM PC
primary key
[کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.]
option
U
کلیدی روی صفحه کلید که دستیابی به کار سایر کلیدها را فراهم میکند. مشابه کلید ctrl یا Alt در صفحه کلید IBM PC
return
U
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returned
U
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returning
U
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returns
U
کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
soft keys
U
کلیدهای روی صفحه کلید که می توانند دارای معنای تعریف شدهای توسط استفاده کننده باشند
cons
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
conning
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
con
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
conned
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
shift click
U
ضرب دکمه ماوس همراه بافشردن کلید Shift صفحه کلید
upper case
U
حروف بزرگ و نشانههای دیگرروی ماشین تایپ یا صفحه کلید که با انتخاب کلید shift دستیابی می شوند
option key
[یک کلید معرف روی بعضی ازصفحات کلید]
repeats
U
تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
repeat
U
تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
Apple Key
U
کلید مخصوص روی صفحه کلید Macintosh Apple که ترکیب آن با کلیدهای دیگر یک راه میان بر برای انتخاب منوها است
n-key rollover
[این به این معنیست که هر کلید به طور کامل به طور مستقل توسط سخت افزار صفحه کلید اسکن شده، به طوری که هر فشرده شدن کلیدها به درستی صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از کلید های دیگر در حال فشرده شدن تشخیص داده شده اند]
rollover
U
صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
alt key
U
کلید خاص روی صفحه کلید کامپیوتر شخصی برای انجام عملیات خاص در برنامههای کاربردی
KSAM
U
ساختار فایل که به داده امکانی دستیابی توسط فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
key
ساختار فایلی که امکان دستیابی داده با استفاده از فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
printed
U
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
prints
U
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
print
U
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
clicks
U
انتخاب یک کلید از صفحه کلید
clicked
U
انتخاب یک کلید از صفحه کلید
click
U
انتخاب یک کلید از صفحه کلید
function key
U
کلید عملیاتی کلید تابعی
enhance
U
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhances
U
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhanced
U
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhancing
U
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
at
U
قالب استاندارد برای صفحه کلید IBM. صفحه کلید دارای کلیدهایی در بالا است که عملیات مخصوص انجام میدهد
arrow keys
U
مجموعهای از چهار کلید در صفحه کلید که نشانه گر را در صفحه به بالا و پایین و چپ و راست
key
استفاده از بافر بین صفحه کلید و کامپیوتر برای تامین ذخیره سازی کلیدها برای ماشین نویس های سریع که چندین کلید را به سرعت انتخاب می کنند
qwerty keyboard
U
ترتیب صفحه کلید که روی بسیاری از صفحه کلیدهای موجود در ماشین تحریر وکامپیوتر و کلمه پردازهااستاندارد میباشد صفحه کلید کورتی
ciphers
U
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers
U
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher
U
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
dvorak keyboard
U
طرح صفحه کلید که کاراتر از طرح صفحه کلید QWEEERTY است
corrector
U
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
lost
U
منحرف
hell bent
U
منحرف
amiss
U
منحرف
perverting
U
منحرف
hell-bent
U
منحرف
deviant
U
منحرف
perverts
U
منحرف
digressional
U
منحرف
deviate
U
منحرف
deviated
U
منحرف
deviator
U
منحرف
perverted
U
منحرف
awry
U
منحرف
perverse
U
منحرف
deviants
U
منحرف
astray
U
منحرف
deviating
U
منحرف
deviates
U
منحرف
pervert
U
منحرف
aberrant
U
منحرف
swerving
U
منحرف شدن
swerved
U
منحرف کردن
swerved
U
منحرف شدن
diverted
U
منحرف کردن
step aside
U
منحرف شدن
wrings
U
منحرف کردن
draw off
U
منحرف کردن
wringing
U
منحرف کردن
swerve
U
منحرف شدن
divert
U
منحرف شدن
swerve
U
منحرف کردن
wring
U
منحرف کردن
swerves
U
منحرف شدن
swerves
U
منحرف کردن
deflects
U
منحرف کردن
deflects
U
منحرف شدن
deflecting
U
منحرف کردن
to step aside
U
منحرف شدن
deflecting
U
منحرف شدن
intervert
U
منحرف کردن
deflected
U
منحرف کردن
pay off
U
منحرف شدن
bend
U
منحرف کردن
deflect
U
منحرف شدن
deflect
U
منحرف کردن
digressing
U
منحرف شدن
digresses
U
منحرف شدن
digressed
U
منحرف شدن
divert
U
منحرف کردن
excurse
U
منحرف شدن
swerving
U
منحرف کردن
diverted
U
منحرف شدن
averted
U
منحرف کردن
averting
U
منحرف کردن
diverts
U
منحرف کردن
fall off
U
منحرف شدن
averts
U
منحرف کردن
diverts
U
منحرف شدن
digress
U
منحرف شدن
deflected
U
منحرف شدن
hell-bent
U
منحرف شده
deviate
U
منحرف شدن
deviates
U
منحرف شدن
perverts
U
منحرف کردن
perverting
U
منحرف کردن
pervert
U
منحرف کردن
call off
U
منحرف کردن
perversity
U
منحرف بودن
hell bent
U
منحرف شده
errant
U
منحرف بدنام
deviating
U
منحرف شدن
curve
U
کم کم منحرف شدن
curves
U
کم کم منحرف شدن
astray
U
منحرف بیراه
avert
U
منحرف کردن
digressively
U
بطور منحرف
deviator
U
منحرف شونده
deviated
U
منحرف شدن
curving
U
کم کم منحرف شدن
public
U
رمز گشایی که از کلید عمومی برای رمز گذاری پیام استفاده میکند و از یک کلید خصوص برای رمز گشایی آن .
public
U
روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
skews
U
منحرف کج نگاه کردن
skewing
U
منحرف کج نگاه کردن
detour
U
خط سیر را منحرف کردن
antevert
U
به جلو منحرف کردن
skew
U
منحرف کج نگاه کردن
distracts
U
منحرف کردن توجه
back slide
U
منحرف شدن از مسیر
to put off the scent
U
ازجاده منحرف کردن
to call off
U
منحرف یامنصرف کردن
devious
U
غیر مستقیم منحرف
twisty
U
پیچ دار منحرف
oblique
U
غیر مستقیم منحرف
detours
U
خط سیر را منحرف کردن
distract
U
منحرف کردن توجه
to divert
[British E]
/ detour
[American E]
[the]
traffic
U
منحرف کردن ترافیک
incorruptible
U
فساد نا پذیر منحرف نشدنی
falloff
U
متوجه بودن منحرف شدن
jumps
U
تغییرمسیر دادن و منحرف شدن
jumped
U
تغییرمسیر دادن و منحرف شدن
wandered
U
اواره بودن منحرف شدن
warps
U
منحرف کردن تاب برداشتن
wanders
U
اواره بودن منحرف شدن
warp
U
منحرف کردن تاب برداشتن
yawed
U
ازمسیر خود منحرف شدن
warped
U
منحرف کردن تاب برداشتن
yaw
U
ازمسیر خود منحرف شدن
slipped
U
سرخوردن منحرف شدن از مسیر
slip
U
سرخوردن منحرف شدن از مسیر
slips
U
سرخوردن منحرف شدن از مسیر
indivertible
U
انحراف نا پذیر منحرف نکردنی
sidetracked
U
از امر اصلی منحرف شدن
sidetrack
U
از امر اصلی منحرف شدن
jump
U
تغییرمسیر دادن و منحرف شدن
wander
U
اواره بودن منحرف شدن
sympodium
U
منحرف شونده یا ممتد درجهت محوری
bolt
U
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
bolts
U
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com