English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
carack U کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
carrack U کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cargo boat U کشتی باری
cargo liner U کشتی باری
cargo ship U کشتی باری
lighters U کشتی باری کوچک
lighter U کشتی باری کوچک
freighters U کرایه کننده کشتی باری
freighter U کرایه کننده کشتی باری
orthodromics U کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromy U کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
large ship U کشتی بزرگ
argosy U کشتی بزرگ
ship of the line U کشتی جنگی بزرگ
galleass U کشتی بادبانی و پارویی بزرگ قرون 71 و 81
hush ship U کشتی جنگی که درجنگ بزرگ پیشین نهانی ساخته شده وبسیار کلان و تندرو بود
paralleled U اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallels U اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelling U اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallelled U اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallel U اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleling U اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
topgallant U سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
manoeuvred U تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvred U تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvres U تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvres U تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvring U تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvre U تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvring U تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
My grandparents are six feet under. <idiom> U پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania U مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
big game U صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
fossil U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
macropterous U دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
museum piece U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
scuppers U سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper U سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering U سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppered U سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
ship's manifest U صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
respondentia U وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
load line U خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
hawse U سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
carry ship U کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
gunroom U مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
waterline U خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
supercargo U نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
dan runner U کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
keel U حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
lazar housek U عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
keels U حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
embarkation U بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
bill of health U گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
usura maritima U دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
the vessel was put a bout U جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
empty load U بی باری
barye U باری
freighters U باری
sterility U بی باری
infertility U بی باری
idle runing U بی باری
unloaded U بی باری
idling U بی باری
unload U بی باری
freighter U باری
utility U باری
unloads U بی باری
infecundity U بی باری
old red sandstone U سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
freight car U واگن باری
no load switching U سوئیچینگ بی باری
no load voltage U ولتاژ بی باری
idle frequency U فرکانس بی باری
lighters U قایق باری
road transport vehicle U ماشین باری
no load speed U سرعت بی باری
vans U واگن باری
lighter U قایق باری
lighterage U قایق باری
freight cars U واگن باری
no load current U جریان بی باری
praam U باری یاتوپدار
idling cycle U سیکل بی باری
freight trains U قطار باری
freight train U قطار باری
idle current U جریان بی باری
dead weight tonnage U گنجایش باری
neutral position U وضعیت بی باری
idle time U زمان بی باری
idle period U پریود بی باری
lorry U ماشین باری
fourgon U واگون باری
no load condition U حالت بی باری
raft U قایق باری
lorries U ماشین باری
motortruck U کامیون باری
rafts U قایق باری
van U واگن باری
fright car U واگن باری
scow U یدک کش باری
railroad carriage U واگن باری
windjammer U یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
idling current connection U اتصال جریان بی باری
overload principle U اصل اضافه باری
ideal no load d.c. voltage U ولتاژ "دی .سی " بی باری ایده ال
perfunctory U باری بهر جهت
floating cargo U باری که دردریا است
ideal no load voltage U ولتاژ بی باری ایده ال
truckload U به گنجایش یک ماشین باری
promiscuity U بی بند و باری جنسی
idle current connection U اتصال جریان بی باری
truckloads U به گنجایش یک ماشین باری
autoloading U باری نیم خودکار
van U واگن باری سرپوشیده
boxcar U یکنوع واگن باری
no load loss U تلف یا تلفات بی باری
vans U واگن باری سرپوشیده
lorry U اتومبیل باری گاری
sexual promiscuity U بی بند و باری جنسی
lift helicopter U هلی کوپتر باری
cargo master U نوعی هواپیمای باری
lorries U اتومبیل باری گاری
no load torque U گشتاور پیچشی بی باری
grandparents U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparent U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large U چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandam U مادر بزرگ ننه بزرگ
to have [or bear] a maximum [minimum] load of something U حداکثر [حداقل] باری را پذیرفتن
wanigan U سقف تراکتور یا ماشین باری
galliot U کرجی باری یا ماهی گیری
nosing U باری که چرخهای لوکوموتیومتحمل می شوند
wannigan U سقف تراکتور یا ماشین باری
the supreme U خداوند متعال باری تعالی
floating cargo U باری که باکشتی حمل میشود
galiot U کرجی باری یاماهی گیری هلندی
lighter U با قایق باری کالا حمل کردن
lighters U با قایق باری کالا حمل کردن
cray U نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
quarterdecks U عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdeck U عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
yaw U انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yawed U انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
sailboats U کشتی بادبانی کشتی بادی
overboard U از کشتی بدریا روی کشتی
sailboat U کشتی بادبانی کشتی بادی
globe master U نوعی هواپیمای باری سنگین چهار موتوره
milner bary gambit U گامبی میلنر- باری در دفاع فرانسوی شطرنج
plateform car U واگن باری بدون دیوار راه اهن
entrucking table U جدول حرکات و بارگیری خودروهای باری ارتشی
heian sandan U اجرای هم زمان دو تکنیک اوچی اوکه و گدان باری
piracy U هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
cartel ship U کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
compartment marking U تقسیمات علامت گذاری شده داخل هواپیمای باری یاترابری
free on boand U تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
limit load U بیشترین باری که ممکن است در حالتی بر یک جزء یا قطعه وارد شود
portable U کامپیوتر فشرده و مستقل که میتواند توسط بسته باری یا منبع تغذیه اجرا شود
semi naufragium U نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
prows U کشتی عرشه کشتی
prow U کشتی عرشه کشتی
veterans U قدیمی
senior U قدیمی
olden U قدیمی
old timer U قدیمی
fogram U قدیمی
old-timer U قدیمی
bygone U قدیمی
outdated U قدیمی
out of date U قدیمی
We old – fashioned people . U ما قدیمی ها
antiquated U قدیمی
veteran U قدیمی
old-timers U قدیمی
age old U قدیمی
age-old U قدیمی
old time U قدیمی
archaic U قدیمی
ancient U قدیمی
seniors U قدیمی
dates U قدیمی
stale cheque U چک قدیمی
timeworn U قدیمی
date U قدیمی
prolonged U قدیمی مدید
(as) old as the hills <idiom> U خیلی قدیمی
ex- U سابق قدیمی
by gone U قدیمی گذشته ها
newest U اخیرا و نه قدیمی
Old – time tunes . U آهنگهای قدیمی
old hat U هر چیز قدیمی
ex U سابق قدیمی
old hat U قدیمی مسلک
uptight U قدیمی مسلک
unreconstructed U قدیمی مسلک
primal U بسیار قدیمی
new- U اخیرا و نه قدیمی
clapped-out U ماشینخرابو قدیمی
new U اخیرا و نه قدیمی
museum piece U قدیمی غیرعادی
fogy U ادم قدیمی
square toed U قدیمی مسلک
scholastic U متفکران قدیمی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com