English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
class i property U کالای طبقه 1
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
class ii property U کالای طبقه 2
Other Matches
labeled cargo U کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
bear U کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
bears U کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
giffen good U نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
entresol U طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
lower class U طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
lower classes U طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
intermediate U آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
defense classification U طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
downgrade U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading U کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor. U ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
declassification U از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
security classification U طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
black designation U علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
stratify U طبقه طبقه کردن
army class manager activity U سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
commodity U کالای مصرفی
shoddy U کالای تقلبی
stapled U کالای عمده
staple U کالای عمده
flotsam U کالای اب اورده
fakement U کالای قلب
consumer goods U کالای مصرفی
the goods in question U کالای موردبحث
jetsam U کالای اب اورد
stapling U کالای عمده
commodities U کالای مصرفی
consignments U کالای امانی
importing U کالای رسیده
imported U کالای وارده
imported U کالای رسیده
import U کالای وارده
import U کالای رسیده
rip-offs U کالای قلابی
delivery U کالای ارسالی
Contraband goods. U کالای قا چاق
consignment U کالای ارسالی
shipment [American] U کالای ارسالی
contraband U کالای قاچاق
importing U کالای وارده
merchandise U کالای تجارتی
consignment U کالای امانی
wage good U کالای مزدی
contraband U کالای غیرمجاز
limited edition U کالای محدود
limited editions U کالای محدود
rip-off U کالای قلابی
economic good U کالای اقتصادی
normal good U کالای عادی
goods in pledge U کالای گروی
goods afloat U کالای در راه
giffen good U کالای گیفن
general cargo U کالای معمولی
frustrated cargo U کالای متروکه
in wards U کالای رسیده
frustrated cargo U کالای سرگردان
consumer brand U کالای پر مصرف
consumer's goods U کالای مصرفی
purpose made U کالای سفارشی
free good U کالای رایگان
easy commodity U کالای نا مرغوب
final goods U کالای نهائی
dead stock U کالای بنجل
end item U کالای ضروری
normal good U کالای معمولی
labeled cargo U کالای ویژه
bonded good U کالای گمرکی
consigned inventory U کالای امانی
knit goods U کالای کش بافت
inferior good U کالای پست
stolen goods U کالای مسروقه
business goods U کالای تولیدی
smuggled merchandise U کالای قاچاق
naval stores U کالای دریایی
scaron U کالای کمیاب
luxury good U کالای لوکس
smuggled goods U کالای قاچاق
classification U طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications U طبقه بندی کردن طبقه بندی
we d. in silks U ما کالای ابریشمی میفروشیم
we ran out of these goods U این کالای ما تمام شد
permit goods coveredby U کالای موضوع پروانه
pilefered shipment U کالای حراج شده
standard U کالای جانشین رزمی
standards U کالای جانشین رزمی
finished product U کالای اماده فروش
shipment [American] U کالای ارسال شده
inbound cargo U کالای تخلیه نشده
consignment U کالای ارسال شده
delivery U کالای ارسال شده
inwards U واردات کالای رسیده
importable U کالای قابل واردکردن
opportunity cost U هزینههای کالای تولیدی
swag U کالای دزدیده شده
perishable U کالای فاسد شونده
commodity market U بازار کالای مصرفی
consignee U گیرنده کالای ارسالی
r. ofanyone's chattles U پس دادن کالای کسی
wreckage U کالای بازیافتی از کشتی و.....
commercial loading U بارگیری کالای تجارتی
ban item U کالای ممنوع الورود
secondary item U کالای تدارکاتی فرعی
to make a market of U با کالای دیگرمعاوضه کردن
perishable U کالای فاسد شدنی
perishable U کالای سریع الفساد
the free list U صورت کالای بی گمرک
staple goods U کالای بسیار ضروری
stock in trade U موجودی کالای مغازه
dead stock U کالای بدون خریدان
shipment U کالای در حال حمل
shipments U کالای در حال حمل
consignment U محموله کالای ارسالی
scrap heap U انبار کالای قراضه
consignment U کالای امانت فروش
consignments U محموله کالای ارسالی
velveting U کالای مخملی مخمل
consignments U کالای امانت فروش
scrap-heap U انبار کالای قراضه
pilefered shipment U کالای فرسوده حراج شده
I have nothing to declare. کالای گمرکی همراه ندارم.
bulk cargo U کالای بسته بندی نشده
contract shipment number U شماره بارنامه کالای ارسالی
exported U بیرون بردن کالای صادره
export U بیرون بردن کالای صادره
found shipment U کالای بدون بارنامه یا رسید
ship ton U وزن کالای ارسالی با کشتی به تن
finish stock U موجودی کالای ساخته شده
merchandies U معامله کردن کالای تجارتی
common goods U کالای مورد نیاز عموم
shipment U کالای حمل شده باکشتی
roll out U معرفی یک کالای تجارتی به بازار
jettison U بدریا ریزی کالای کشتی
jettisoned U بدریا ریزی کالای کشتی
ocean manifest U بارنامه حمل کالای دریایی
jettisoning U بدریا ریزی کالای کشتی
jettisons U بدریا ریزی کالای کشتی
shipments U کالای حمل شده باکشتی
wares U کالای فروشی پرهیز کردن از
stockist U فرد یا شرکتی که کالای خاصی را
stockists U فرد یا شرکتی که کالای خاصی را
exporting U بیرون بردن کالای صادره
ware U کالای فروشی پرهیز کردن از
wreckage piece U تکه کالای بازیافتی از کشتی و غیره
complete substitution U وقتی یک کالاجای کالای دیگر را بگیرد
joint product offer U فروش یک کالا همراه با کالای دیگر
bulk carrier U کشتی که کالای فله حمل مینماید
to take inventory U صورت سالیانه از کالای موجودی برداشتن
bulk carriers U کشتی که کالای فله حمل مینماید
fixed supply U ذخیره معین کالای فاسد شدنی
stolen goods U مال دزدی کالای دزدیده شده
sea borne goods U کالای حمل شده بوسیله دریا
inbound cargo U کالای پیاده نشده از کشتی یاهواپیما
Do you have nothing to declare? U آیا کالای گمرکی همراه دارید؟
exclusion principle U درانصورت کالا یک کالای غیر عمومی
black concept U علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
shipments U ارسال کالا باکشتی کالای ارسالی با کشتی
bulk carrier U وسیله حملی که کالای فله حمل میکند
stapling U کالای اصلی بازارمصنوعات مهم واصلی یک محل
efficiency point U حد مطلوبیت کالای تولید شده با حداقل هزینه
obligated stocks U کالای تضمین شده یا تعهدشده از نظر تدارک
stapled U کالای اصلی بازارمصنوعات مهم واصلی یک محل
general stores U فروشگاههایی که کالای متفرقه را میفروشند فروشگاه عمومی
durable goods U کالای بادوام یا فاسد نشدنی کالاهای دیرپای
bulk carriers U وسیله حملی که کالای فله حمل میکند
dock warrant U سند مالکیت کالای موجود در انبار لنگرگاه
staple U کالای اصلی بازارمصنوعات مهم واصلی یک محل
tie in sales U فروش یک کلا به شرط خریدن یک کالای دیگر
cost of sales U قیمت تمام شده کالای فروش رفته
deck department U قسمت اداره امور باربری و کالای ناوگان
shipment U ارسال کالا باکشتی کالای ارسالی با کشتی
back order U قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
spot sale U فروش نقدی وتحویل فوری کالای موردمعامله
end item U وسیله عمده دستگاه کامل کالای مورد نیاز
standard U اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standards U اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standards U اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standard U اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
wrecks U کالای بازیافتی از کشتی یاماشین شکسته یا خانه ویران
gold export point U قیمت کالای خارجی با ارزخریداری شده خودداری میکند
wrecking U کالای بازیافتی از کشتی یاماشین شکسته یا خانه ویران
wreck U کالای بازیافتی از کشتی یاماشین شکسته یا خانه ویران
tie in U فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
tie-in U فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
lead time U مدت زمان بین دادن سفارش و دریافت کالای مربوطه
tie-ins U فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
launches U جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launched U جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launch U جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
caveat venditor U یعنی فروشنده مسئول معایب کالای فروخته شده میباشد
launching U جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
break up value U قیمتی که برای رهایی از کالای متروکه یا ازمد افتاده تعیین میشود
slot machines U ماشین خودکاری که پول درسوراخ ان انداخته و کالای مطلوب را تحویل میگیرند
income velocity U دفعاتی که پول برای خرید کالای کامل جدیدی خرج شود
slot machine U ماشین خودکاری که پول درسوراخ ان انداخته و کالای مطلوب را تحویل میگیرند
salvages U نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
jumble shop U دکانی که خرده ریز و کالای گوناگون ارزان و نیمدار دران میفروشند
salvaged U نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com