Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
intermediate stock
U
کالاهای نیمه تمام
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
beneficial occupancy
U
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
semi finished goods
U
کالاهای نیمه ساخته
semi durable goods
U
کالاهای نیمه بادوام
semi luxury goods
U
کالاهای نیمه تجملی
finished goods stock
U
موجودی کالاهای تمام شده
inchoate
U
نیمه تمام
overlap
U
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped
U
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps
U
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
adjudicate
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicated
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicates
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicating
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
microchips
U
مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
microchip
U
مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
consolidation container
U
کانتینر کالاهای عمومی جعبه حمل کالاهای مشترک
branded goods
U
کالاهای دارای علامت تجاری کالاهای مارکدار
producer's goods
U
کالاهای سرمایهای کالاهای تولیدی
collective goods
U
کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
seahorses
U
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
seahorse
U
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
interlap
U
چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
perishable goods
U
کالاهای خراب شدنی کالاهای فاسد شدنی
pmos
U
ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
cmos
U
روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
semilustrous
U
نیمه درخشان نیمه مجلل
spliced
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splicing
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
imbricate
U
نیمه نیمه روی هم گذاشتن
semipublic
U
نیمه عمومی نیمه دولتی
splice
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semi naufragium
U
نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
half life
U
نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
beta software
U
نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminate
U
تمام شدن تمام کردن
terminated
U
تمام شدن تمام کردن
terminates
U
تمام شدن تمام کردن
from mid may to mid june
U
از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
consumption goods
U
کالاهای مصرفی
differentiated products
U
کالاهای متفاوت
inwards goods
U
کالاهای وارداتی
investment goods
U
کالاهای سرمایهای
spot goods
U
کالاهای موجود
intermediate goods
U
کالاهای واسطه
differentiated products
U
کالاهای ناهمگن
intermediate goods
U
کالاهای واسطهای
durable goods
U
کالاهای بادوام
durables
U
کالاهای بادوام
capital goods
U
کالاهای سرمایهای
expendable supplies
U
کالاهای مصرفی
collective goods
U
کالاهای جمعی
soft goods
U
کالاهای بی دوام
proprietary goods
U
کالاهای اختصاصی
Consumer ( consrmers ) goods .
U
کالاهای مصرفی
prohibited goods
U
کالاهای ممنوعه
producer's goods
U
کالاهای مولد
producer goods
U
کالاهای سرمایهای
producer goods
U
کالاهای تولیدی
consumables
U
کالاهای مصرفی
public goods
U
کالاهای عمومی
labor intensive goods
U
کالاهای کاربر
complementary goods
U
کالاهای مکمل
commercial items
U
کالاهای تجارتی
purpose made
U
کالاهای خاص
social good
U
کالاهای عمومی
social good
U
کالاهای اجتماعی
goods on consignment
U
کالاهای امانی
imports
U
کالاهای وارداتی
nondurable goods
U
کالاهای بی دوام
consumer goods
U
کالاهای مصرفی
goods receiving
U
کالاهای دریافتی
luxury goods
U
کالاهای تجملی
mixed goods
U
کالاهای مختلط
luxury goods
U
کالاهای تشریفاتی
goods in transit
U
کالاهای عبوری
goods intake
U
کالاهای دریافتی
exports
U
کالاهای صادراتی
goods inwards
U
کالاهای دریافتی
necessities
U
کالاهای ضروری
heavy goods
U
کالاهای سنگین
merit goods
U
کالاهای ایده ال
available goods
U
کالاهای موجود
attractive goods
U
کالاهای جذاب
visibles
U
کالاهای مرئی
hazardous goods
U
کالاهای خطرناک
fancy goods
U
کالاهای تجملی
merit goods
U
کالاهای مطلوب
substitute goods
U
کالاهای جانشین
supporting goods
U
کالاهای حمایتی
stock accounting
U
حساب کالاهای موجود
durable consumption goods
U
کالاهای مصرفی بادوام
visibles
U
کالاهای قابل رویت
soft goods
U
کالاهای مصرف شدنی
consumer durable goods
U
کالاهای مصرفی بادوام
spot goods
U
کالاهای اماده تحویل
service stock
U
اماد و کالاهای جنگی
secondhand goods
U
کالاهای دست دوم
competitive goods
U
کالاهای مورد رقابت
commodity loading
U
بارگیری کالاهای مختلف
stock markets
U
بورس کالاهای مختلف
stock market
U
بورس کالاهای مختلف
consumer durables
U
کالاهای مصرفی پر دوام
consumer nondurables
U
کالاهای مصرفی بی دوام
nondurable consumer goods
U
کالاهای مصرفی بی دوام
perishable goods
U
کالاهای فاسد شدنی
goods receiving
U
کالاهای درحال تحویل
man made goods
U
کالاهای ساخت بشر
damaged shipments
U
کالاهای اسیب دیده
nonessential goods
U
کالاهای غیر اساسی
overdue goods
U
کالاهای تحویل نشده
goods inwards
U
کالاهای درحال تحویل
fabrication
U
کالاهای ساخته شده
free list
U
صورت کالاهای بی گمرک
goods intake
U
کالاهای درحال تحویل
principle of exclusion
U
در مورد کالاهای خصوصی
finished goods
U
کالاهای ساخته شده
prohibited goods
U
کالاهای منع شده
finished goods
U
کالاهای اماده فروش
excise taxes
U
مالیات برفروش کالاهای کثیرالمصرف
intermediate stock
U
موجودی کالاهای درحال ساخت
general cargo rates
U
نرخهای حمل کالاهای متفرقه
surplus
U
مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
extreport trade
U
صادرات مجدد کالاهای وارداتی
rationed goods
U
کالاهای جیره بندی شده
farm price supports
U
حمایت از قیمت کالاهای کشاورزی
silk manufactures of home
U
کالاهای ابریشمی ساخت میهن
articlcs of virtu
U
کالاهای صنعتی و کهنه وکمیاب
marketable goods
U
کالاهای قابل عرضه به بازار
delivery note
U
فهرست کالاهای در حال حمل
index of consumer prices
U
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
consumer credit
U
اعتباربرای خرید کالاهای مصرفی
ten cent store
U
فروشگاه دارای کالاهای ارزان
cataloguing
U
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
Nothing to declare
U
همراه نداشتن کالاهای گمرکی
Goods to declare
U
همراه داشتن کالاهای گمرکی
consumer price index
U
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
catalogued
U
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
job lot
U
کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
job lots
U
کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
catalogues
U
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
cataloged
U
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
cataloging
U
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
catalogs
U
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
jetsam
U
کالاهای به دریا ریخته شده
surpluses
U
مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
catalogue
U
فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
semifinal
U
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
packing list
U
صورت کالاهای بسته بندی شده
combination carrier
U
کشتی که کالاهای گوناگون حمل مینماید
bonded store
U
انباری که کالاهای وارداتی در ان نگهداری میشود
demand factors
U
جمعیت سلیقه قیمت کالاهای دیگر
finished
U
کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
salvor
U
نجات دهنده کشتی یا کالاهای ان در دریا
cornering the market
U
خرید کلی و یکجای کالاهای بازار
consumable
U
اقلام مصرف شدنی کالاهای مصرفی
adobe type manager
U
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster
U
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
field stockade
U
کالاهای انبار شده در صحرا یا میدان جنگ
goods on approval
U
تحویل کالا به شرط قبولی کالاهای مشروط
window shop
U
به کالاهای درون ویترین مغازه نگاه کردن
stores
U
کالاهای ذخیره شده در انبار انبارها فروشگاهها
durable goods
U
کالای بادوام یا فاسد نشدنی کالاهای دیرپای
discriminating tariff
U
شیوهای که در ان حقوق گمرکی کالاهای وارداتی متفاوت بایکدیگرست
flag discrimination
U
مخالفت یک کشور با حمل کالاهای خود توسط کشتیهای غیر
lap
U
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lapped
U
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
Best before:
U
تا این تاریخ مصرف شود :
[برچسب روی کالاهای فاسد شدنی]
group contracts
U
قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
prize of war
U
کشتیها یا کالاهای به غنیمت گرفته شده در بندر یا دریا درزمان جنگ
window shopper
U
کسی که فقط از پشت ویترین کالاهای عرضه شده راتماشا میکند
full track
U
تمام شنی خودرو تمام شنی
panoramas
U
تمام نما اینه تمام نما
panorama
U
تمام نما اینه تمام نما
just in time
U
روشی درتدارک مواد که در ان کالاهای مورد نظر درست در زمان نیاز دریافت میشود
trade restrictions
U
جلوگیری از ورود کالاهای خارجی به کشور است از طریق وضع قوانین گمرکی و سودبازرگانی
half deck
U
نیمه پل
division line
U
خط نیمه
semis
U
نیمه
mid-
U
نیمه
mid
U
نیمه
semi
U
نیمه
part way
U
نیمه
in noon of night
U
در نیمه شب
moiety
U
نیمه
midnight
U
نیمه شب
stiffish
U
نیمه شق
customs union
U
مجموعهای از چند کشور که کالاهای یکدیگر را بدون حقوق وعوارض گمرکی وارد و صادرمی کنند
semitranslucent
U
نیمه شفاف
semigloss
U
نیمه شفاف
semitranslucent
U
نیمه کدر
midwatch
U
پاس نیمه شب
solid state
U
نیمه هادی
semiterrestrial
U
نیمه خاکی
semisynthetic
U
نیمه ترکیبی
semisynthetic
U
نیمه مصنوعی
semigloss
U
نیمه درخشان
half way
U
نیمه راه
semipermanent
U
نیمه جاودان
semitropic
U
نیمه گرمسیری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com