English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 233 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
traffic U کالا
trafficked U کالا
trafficking U کالا
traffics U کالا
material U کالا
materials U کالا
merchandise U کالا
ware U کالا
wares U کالا
goods U کالا
produce U کالا
produced U کالا
produces U کالا
article U کالا
articles U کالا
cargo U کالا
cargoes U کالا
commodities U کالا
commodity U کالا
stuff U کالا
stuffed U کالا
stuffs U کالا
good U کالا
chattel U کالا
product U کالا
products U کالا
matter U کالا
mattered U کالا
mattering U کالا
matters U کالا
mercery U کالا
object of sale U کالا
traffick U کالا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
law of demand U براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
supporting goods U موادی که در کالا بکاربرده نمیشودولی جهت تولید کالا لازم میباشد
cob web theorem U ه کالا در هر زمان تابع قیمت ان کالا در دوره زمانی قبلی است .
transire U برگ ترخیص کالا از گمرک اجازه عبور کالا
department stores U فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department store U فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
barter with someone U با کسی دادوستد کالا با کالا کردن
shelf life U مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها
to barter [to trade by barter] U دادوستد کالا با کالا کردن
say's law U از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
cash on delivery U فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
freightliner U شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight
demand elasticity U درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
throughput capacity U فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
consignee U گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
c & f U قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
commodities exchange U بورس کالا
commodity agreement U موافقتنامه کالا
showroom U نمایشگاه کالا
acceptance of goods U پذیرفتن کالا
showrooms U نمایشگاه کالا
barters U دادوستد کالا
bartering U دادوستد کالا
bartered U دادوستد کالا
commodity broker U دلال کالا
barter U دادوستد کالا
commodity broker U واسطه کالا
collection of goods U دریافت کالا
bill of goods U صورت کالا
commodity catalogue U کاتالوگ کالا
commodity code U رمز کالا
commodity code U علامت کالا
commodity exchange U مبادله کالا
commodity exchange U بورس کالا
commodity U کالا جنس
commodity flow U جریان کالا
commodity market U بازار کالا
traffic U مبادله کالا
commodities U کالا جنس
consignor U فرستنده کالا
fair U نمایشگاه کالا
fairer U نمایشگاه کالا
fairest U نمایشگاه کالا
fairs U نمایشگاه کالا
commodity code U شماره کالا
warehouses U انبار کالا
interchange U مبادله کالا
interchanged U مبادله کالا
interchanges U مبادله کالا
interchanging U مبادله کالا
sample U نمونه کالا
sampled U نمونه کالا
trafficked U مبادله کالا
trafficking U مبادله کالا
traffics U مبادله کالا
fate of goods U وضعیت کالا
draft U بسته کالا
drafted U بسته کالا
drafts U بسته کالا
handling of goods U جابجایی کالا
glut U فراوانی کالا
glut U وفور کالا
gluts U فراوانی کالا
gluts U وفور کالا
order for goods U سفارش کالا
on receipt of the goods U برسیدن کالا
on receipt of the goods U بوصول کالا
mock up U مدل کالا
margin utility U حد مطلوبیت کالا
lien on goods U حق حبس کالا
exclusion principle U کالا نیستندشد
hold U انبار کالا
depot U انبار کالا
inventory U صورت کالا
inventory U موجودی کالا
storeroom U انبار کالا
copper alloy U همبسته کالا
stowage U انبار کالا
warehouse U انبار کالا
depots U انبار کالا
inventories U موجودی کالا
holds U انبار کالا
stock room U انبار کالا
stock requisition U درخواست کالا
samples U نمونه کالا
materiel cognizance U مدیریت تشخیص کالا
price tag U برچسب قیمت کالا
mass production of goods U تولید انبوه کالا
marketing area U منطقه توزیع کالا
proforma U پیشنهاد فروش کالا
distribution cost U هزینه توزیع کالا
containerization U حمل کالا با کانتینر
the goods are orlie in pledge U کالا در گرو اوست
cargo handling at port U جابجایی کالا در بندر
carriage of goods U حمل و نقل کالا
storeroom U مخزن انبار کالا
to boycott goods U تحریم کردن کالا
order time U زمان سفارش کالا
owner's risk U ریسک صاحب کالا
mock up U نمونه نمایشی کالا
product liability U مسئوولیت در قبال کالا
identification of supplies U تشخیص هویت کالا
initial campaign U معرفی کالا به بازار
dead pledge U گرو زمین و کالا
delivery order U دستور تحویل کالا
design change U تغییر شکل کالا
selling costs U هزینههای فروش کالا
despatch documents U اسناد ارسال کالا
discount of goods U تخفیف روی کالا
distribution system U شبکه توزیع کالا
shipping agent U موسسه حمل کالا
fairing U ارمغانی که از نماسشگاه کالا
sales tax U مالیات بر فروش کالا
consignment note U سند ارسال کالا
consignor U حمل کننده کالا
destination port U بندر تحویل کالا
stock requisition U تقاضا جهت کالا
handling charges U هزینههای جابجایی کالا
custody of goods U حفافت یا نگهداری کالا
goods received note U برگه دریافت کالا
d. of goods U تحویل کالا یا اجناس
goods inwards sheet U برگ تحویل کالا
consignor U ارسال کننده کالا
strike below U بردن کالا به انبار
freight forwarder U حمل کننده کالا
shipper U فرستنده کالا با کشتی
delivery U تحویل کالا دادن
on approval U خرید کالا به شرط
clearance U ترخیص کالا ازگمرک
launching U جا انداختن کالا در بازار
catalogue price U قیمت کالا درکاتالوگ
launches U جا انداختن کالا در بازار
trade U مزاحمت مبادله کالا
launched U جا انداختن کالا در بازار
launch U جا انداختن کالا در بازار
unit cost U هزینه هر واحداز کالا
price U ارزش پولی کالا
prices U ارزش پولی کالا
goods trains U قطار حمل کالا
deliveries U تحویل کالا دادن
storehouse U مخزن انبار کالا
storehouses U مخزن انبار کالا
releases U ترخیص کردن کالا
to offer U عرضه کردن [ کالا]
stock U موجودی کالا ذخیره
released U ترخیص کردن کالا
stocked U موجودی کالا ذخیره
goods train U قطار حمل کالا
turnover tax U مالیات بر گردش کالا
trade channel U کانال توزیع کالا
traded U مزاحمت مبادله کالا
demand U تقاضای خرید کالا
to discharge goods U کالا را تخلیه کردن
objects U کالا اعتراض کردن
objecting U کالا اعتراض کردن
trade U حمل کالا با کشتی
demanded U تقاضای خرید کالا
objected U کالا اعتراض کردن
demands U تقاضای خرید کالا
object U کالا اعتراض کردن
indirect objects U کالا اعتراض کردن
acceptance of goods U قبول کردن کالا
direct objects U کالا اعتراض کردن
total revenue U قیمت کل فروش یک کالا
release U ترخیص کردن کالا
traded U حمل کالا با کشتی
to countermand goods U سفارش کالا را پس گرفتن
out of stock <adj.> U غیر موجودی کالا [در انبار]
ordering costs U هزینههای مربوط به سفارش کالا
order U سفارش دادن کالا یا جنس
landed weight U وزن کالا هنگام تخلیه
final goods U کالا برای مصرف نهائی
partial substitution U جانشینی کامل برای دو کالا
shipper U حمل کمننده کالا باکشتی
out of print <adj.> U چاپ کالا تمام شده
free carrier U تحویل به حمل کننده کالا
port of debarkation U بندرپیاده شدن کالا یا نیروها
free on rail U تحویل کالا روی قطار
marketplace U میدان فروش کالا بازار
mass production of goods U تولید توده وار کالا
material requirements planning U برنامه ریزی نیازمندیهای کالا
proforma U صورت حساب فروش کالا
port of debarkation U بندر مقصد حمل کالا
lot U کالا بقطعات تقسیم کردن
freight forwarder U واسطه حمل و نقل کالا
freight forwarder U مقام تحویل دهنده کالا
mark up U سود توزیع کننده کالا
free on truck U تحویل کالا روی کامیون
market acceptance U پذیرش کالا توسط بازار
shipping time U مدت زمان ارسال کالا
generic U نوع بعدی یک کالا یا دستگاه
to mark good U بهای کالا را در روی ان نوشتن
storage U ذخیره سازی انبار کالا
collusion U توافق میان فروشندگان یک کالا
stowage U اجرت تنگ هم چیدن کالا
contract for supply U قرارداد جهت ارائه کالا
mail order U سفارش کالا بوسیله پست
the goods are on order U کالا را سفارش داده ایم
basing point pricing U قیمت تمام شده کالا
batch production U تولید زیاد یک نوع کالا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com