English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
work interval U کار فاصلهای تمرین فاصلهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
spatila U فاصلهای
spatial U فاصلهای
intervallic U فاصلهای
interspatial U فاصلهای
interval scale U مقیاس فاصلهای
interval reinforcement U تقویت فاصلهای
interval estimate U براورد فاصلهای
interval schedule U برنامه فاصلهای
fixed interval schedule U برنامه فاصلهای ثابت
fi schedule U برنامه فاصلهای ثابت
variable interval schedule U برنامه فاصلهای متغیر
vi schedule U برنامه فاصلهای متغیر
remote U با کامپیوتر در فاصلهای از مرکز سیستم
remoter U با کامپیوتر در فاصلهای از مرکز سیستم
remotest U با کامپیوتر در فاصلهای از مرکز سیستم
hyperfocal distance U نزدیک ترین فاصلهای که ازانجا میتوان عکس برداری واضح وروشن نمود
lapped U ترکیب رنگهای چاپ شده به طوری که هیچ فاصلهای بین آنها نباشد
lap U ترکیب رنگهای چاپ شده به طوری که هیچ فاصلهای بین آنها نباشد
trapdoors U فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoor U فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
an fitting U رابطهایی برای اتصال لولههای پخدار یا قیفی شکل که دارای زاویه 73 درجه میباشند و فاصلهای بین تمام شدن دندانه ها و شروع قسمت پخدار وجود دارد
dry sum U تمرین مشق پای قبضه تمرین بدون تیراندازی
emergency drill U تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
drills U تمرین
drilled U تمرین
rehearsal U تمرین
work out U تمرین
ure U تمرین
drilling U تمرین
actions U تمرین
action U تمرین
rehearsals U تمرین
use U تمرین
exercised U تمرین
practice U تمرین
train U تمرین
exercise U تمرین
uses U تمرین
drill U تمرین
exercises U تمرین
trained U تمرین
trains U تمرین
gymnastical U تمرین زورخانهای
maneuver U تمرین نظامی
formal exercise U تمرین صوری
fore exercise U تمرین مقدماتی
mass practice U تمرین فشرده
joint exercise U تمرین مشترک
field exercise U تمرین رزمی
drilling U تمرین نظامی
battle drill U تمرین رزم
behavior rehearsal U تمرین رفتار
circuit training U تمرین دایرهای
combat exercise U تمرین رزمی
combatdrill U تمرین رزمی
exercise U تمرین دادن
dry run U تمرین جنگی
exercisable U قابل تمرین
exercise code word U رمز تمرین
exercise term U اسم تمرین
exercize U تمرین تکلیف
fartlek U تمرین دو استقامت
exercised U تمرین دادن
field exercise U تمرین صحرایی
massed practice U تمرین بی وقفه
mobilization exercise U تمرین بسیج
workshop practice U تمرین کارگاهی
try-out U تمرین نهایی
try-outs U تمرین نهایی
workout U تمرین شدید
workouts U تمرین شدید
work out <idiom> U تمرین کردن
practice U تمرین کردن
practice U ورزش تمرین
work out U تمرین امادگی
wind sprint U تمرین دو سریع
negative practice U تمرین منفی
overtrain U تمرین بیش از حد
physical exercise U تمرین بدنی
physical exercise U تمرین ورزشی
practice effect U اثر تمرین
practice period U دوره تمرین
practice teaching U تمرین معلمی
rehearser U تمرین کننده
service practice U تمرین اموزشی
staging U تمرین کردن
training distance U مسافت تمرین
training time U زمان تمرین
unspaced practice U تمرین بی فاصله
staging U تمرین اب خاکی
warm down U تمرین سبک
practise U ورزش تمرین
rehearsing U تمرین کردن
drill U تمرین کردن
rehearsal U تمرین نمایش
drilled U تمرین مته
rehearsals U تمرین از بر خواندن
rehearsal U تمرین از بر خواندن
rehearsals U تمرین نمایش
mule U اتومبیل تمرین
mules U اتومبیل تمرین
rehearses U تمرین کردن
rehearsed U تمرین کردن
practicing U ورزش تمرین
drills U تمرین کردن
practises U ورزش تمرین
exercises U تمرین دادن
practising U ورزش تمرین
drills U تمرین مته
woodshed U تمرین کردن
woodsheds U تمرین کردن
rehearse U تمرین کردن
evolution U تمرین عالی
drill U تمرین مته
drilled U تمرین کردن
pratique U تمرین عملی
experiencing U تمرین دادن
gunning U تمرین تیراندازی
experiences U تمرین دادن
experience U تمرین دادن
training U تعلیم و تمرین
rehearsal U تمرین کردن عملیات
map exercise U تمرین روی نقشه
live exercise U تمرین با تیر جنگی
practice U ممارست تمرین کردن
limber U تمرین نرمش کردن
exercises U ورزش تمرین کردن
gyms U محل تمرین بوکس
practises U ممارست تمرین کردن
toss ball against a wall U تمرین ابشار با دیوار
exercise U ورزش تمرین کردن
triceps extension U تمرین تقویت ماهیچه سه سر
practicing U ممارست تمرین کردن
punch ball U گلابی تمرین بوکس
weight program U تمرین وزنه برداری
mass practice U تمرین بدون استراحت
rehearsals U تمرین کردن عملیات
multiple drill U تمرین چندکاره یا مختلط
multiple drill U تمرین چند یکانی
moom poolgi U تمرین کردن تکواندو
mobilization exercise U تمرین بسیج نیروها
gym U محل تمرین بوکس
sand bag U سستی عمدی در تمرین
work out U برنامه یک جلسه تمرین
speedbag U گلابی تمرین بوکس
punching bags U کیسه شن تمرین بوکس
skeet U انداختن تمرین تیراندازی
punching bag U کیسه شن تمرین بوکس
shadow ball U تمرین گوی اندازی
headharness U کلاه تمرین بوکس
drilling U تمرین نظامی کردن
drill marching U تمرین پیاده روی
dojang U سالن تمرین تکواندو
distributed practice U تمرین فاصله دار
directed exercise U تمرین هدایت شده
controlled exercise U تمرین کنترل شده
command post exercise U تمرین پاسگاه فرماندهی
combat firing U تمرین تیراندازی رزمی
heavy bag U کیسه شن تمرین بوکس
big bag U کیسه شن تمرین بوکس
backboard U دیوار تمرین تنیس
exercised U ورزش تمرین کردن
fire drills U تمرین اطفاء حریق
fire drill U تمرین اطفاء حریق
live exercise U تمرین رزمی حقیقی
headguard U کلاه تمرین بوکس
practise U ممارست تمرین کردن
flash card U ورقه تمرین بصری
practising U ممارست تمرین کردن
head gear U کلاه تمرین بوکس
nets U محوطه تمرین محصوربا تور
combatdrill U تمرین حرکات و ارایشهای رزمی
practice ammunition U مهمات مخصوص تمرین هدف
cavalletto U تیر پرش در تمرین با اسب
triangle exercise U تمرین مثلث گیری درتیراندازی
net U محوطه تمرین محصوربا تور
nett U محوطه تمرین محصوربا تور
grinder U میدان مشق و تمرین صف جمع
singlestick U چوب مخصوص تمرین شمشیربازی
interval trailing U تمرین استقامت و اماده سازی
drillmaster U فرمانده تمرین نظامی سردسته
road work U دویدن جادهای در تمرین بوکس
grinders U میدان مشق و تمرین صف جمع
string walking U تمرین تیراندازی با تیر وکمان
batting practice U تمرین ضربه زدن به توپ
dummy run U تمرین بدون استفاده ازمهمات جنگی
patches U محدوده 02 در 04 متر برای تمرین اسکیت
patch U محدوده 02 در 04 متر برای تمرین اسکیت
haute ecole U تمرین اسب سواری از روی مانع
joint exercise U تمرین مشترک بین نیروهای مسلح
dummy runs U تمرین بدون استفاده ازمهمات جنگی
solvent abuse تمرین تنفس درمحیط های خفه
donkey raise U تمرین خم شدن با وزنه روی پشت
breezing U تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
batting cage U حصار توری برای تمرین بیس بال
movement off-the-ball U بازی بدون توپ [تمرین ورزش فوتبال]
morning glory U اسب تندرو در تمرین ولی کنددر مسابقه
lateral raise U تمرین تقویت عضلههای پشت و شانه با دنبل
breezes U تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
bench U تعویض بازیگر نیمکت تمرین وزنه برداری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com