English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tumbler U ژیمناست زمینی کار
tumblers U ژیمناست زمینی کار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
army component U نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
ground liaison U گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
goldie lock U فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
army landing forces U نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
army commander U فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
gymnast U ژیمناست
gymnasts U ژیمناست
full U چرخیدن ژیمناست
fullest U چرخیدن ژیمناست
leaps U جهش ژیمناست
leaped U جهش ژیمناست
leap U جهش ژیمناست
half circle U چرخش نمیدایره ژیمناست
stutz U عقبگرد جلو ژیمناست
straddle vault U پرش پا باز ژیمناست
stag leap U پرش پا باز ژیمناست
landing U فرود ژیمناست به زمین
landings U فرود ژیمناست به زمین
cut U درو زدن ژیمناست
cuts U درو زدن ژیمناست
ground signals U سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
yams U سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
army aircraft U هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
yam U سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
croup U انتهای خرک نزدیک ژیمناست
monkey hang U اویزان شدن ژیمناست با یک دست
doubled up U دوبار چرخش کامل ژیمناست
doubled U دوبار چرخش کامل ژیمناست
double U دوبار چرخش کامل ژیمناست
toe stand U ایستادن ژیمناست روی نوک پا
upper arm hang U اویزان شدن ژیمناست روی کتفها
dismount U پرش اخر ژیمناست روی هر وسیله
dismounts U پرش اخر ژیمناست روی هر وسیله
support U تکیه بدن ژیمناست روی دستها
dismounting U پرش اخر ژیمناست روی هر وسیله
single leg balance U حرکت تعادلی بدن ژیمناست روی یک پا
muscle up U بالاکشیدن بکمک نیروی عضلانی ژیمناست
swing half turn U تاب بدن ژیمناست با نیم پیچ
spot U کمک به ژیمناست درحال انجام حرکت
spots U کمک به ژیمناست درحال انجام حرکت
english hand balance U بالانس ژیمناست روی چوب موازنه
planche U وضع افقی بدن ژیمناست روی دستها
near side U سمت اسباب که ژیمناست بدان نزدیک میشود
chest roll U چرخیدن ژیمناست از حالت ایستاده بروی سینه
split lean U پا باز نشسته و تماس سینه ژیمناست با زمین
swan scale U تعادل ژیمناست روی یک پاروی چوب موازنه
dish rag U حالت افقی بدن ژیمناست درامتداد چوب موازنه
coffee grinders U حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
mag U ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
wraparound U چرخش 063 درجهای ژیمناست ازبالای ناحیه ران
mags U ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
coffee grinder U حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
extend U کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
extends U کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
extending U کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
stockli U حرکت روی خرک ازانتها به وسط یا بعکس بادایره زدن ژیمناست از پهلو
seated U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seat U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seats U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
tinsica U چرخ ارابه با نیم چرخ ژیمناست
landed a U زمینی
terraneous U زمینی
subaerial U رو زمینی
sublunar U زمینی
tumbling U زمینی
sublunary U زمینی
earthly U زمینی
terrestrial U زمینی
terrene U زمینی
earth-bound U زمینی
sub astral U زمینی
territorial U زمینی
agrarian U زمینی
predial or prae U زمینی
tellurian U زمینی
ground position U موقعیت زمینی
bonus pass U پاس زمینی
ground return U برگشت زمینی
ground speed U سرعت زمینی
ground surveillance U مراقبت زمینی
army general staff U ستادنیروی زمینی
ground surveillance U تجسس زمینی
ground return U بازتاب زمینی
infernal regions U دیارزیر زمینی
ground position U ایستگاه زمینی
graze burst U ترکش زمینی
floor lamp U اباژور زمینی
ground control U کنترل زمینی
ground fire U تیر زمینی
ground force U نیروی زمینی
ground forces U نیروی زمینی
ground forces U نیروهای زمینی
earth nut U بادام زمینی
ground liaison U رابط زمینی
ground nut U بادام زمینی
ground observation U دیدبانی زمینی
ground observer U دیدبان زمینی
ground circuit U مدار زمینی
ground track U مسیر زمینی
ground wave U موج زمینی
suberranean U زیر زمینی
subterraneous U زیر زمینی
tellurian matter U ماده زمینی
terrain corridor U دالان زمینی
terrain return U اکوی زمینی
terraqueous U زمینی ودریایی
terrestrial radiation U تابشهای زمینی
terrestrial refraction U شکست زمینی
landmine U مین زمینی
landmines U مین زمینی
monkey nut U بادام زمینی
floor lamp [American] U آباژور زمینی
standard lamp [British] U آباژور زمینی
perigee U حضیض زمینی
ground waves U امواج زمینی
groundling U گیاه زمینی
hypogeal U زیر زمینی
hypogeous U زیر زمینی
hypogean U زیر زمینی
land combat U نبرد زمینی
land force n U نیروی زمینی
land forces U نیروی زمینی
land mine U مین زمینی
land tail U بنه زمینی
mail gram U پست زمینی
murphy U سیب زمینی
praties U سیب زمینی
tater U سیب زمینی
floor lamps [American] U آباژورهای زمینی
overland mail U پست زمینی
groundnuts U بادام زمینی
potato U سیب زمینی
potatoes U سیب زمینی
groundnut U بادام زمینی
standard lamps [British] U آباژورهای زمینی
antenna ground U انتن زمینی
earth antenna U انتن زمینی
ground antenna U انتن زمینی
apogee U اوج زمینی
peanuts U پسته زمینی
peanuts U بادام زمینی
peanut U پسته زمینی
gulleys U دالان زمینی
gullies U دالان زمینی
gully U دالان زمینی
armies U نیرو زمینی
army U نیرو زمینی
terrestrial U وضعیت زمینی
earthy U زمینی دنیوی
peanut U بادام زمینی
army attache U وابسته زمینی
army forces U نیروهای زمینی
army post office U پستخانه نیروی زمینی
latitude band U نوار عرضی زمینی
mashed potatoes U پوره سیب زمینی
crisps U سیب زمینی برشته
crispest U سیب زمینی برشته
crisper U سیب زمینی برشته
crisp U سیب زمینی برشته
terrestrial U زمینی مربوط به زمین
sweet potatoes U سیب زمینی شیرین
surface mission U ماموریت دفاع زمینی
pignut U یکنوع بادام زمینی
sweet potato U سیب زمینی شیرین
subways U ترن زیر زمینی
land tail U باقیمانده زمینی یکان
potato U انواع سیب زمینی
land carriage U بار کشی زمینی
chipmunks U موش خرمای زمینی
ground power unit U واحد قدرت زمینی
chipmunk U موش خرمای زمینی
ground visibility U میزان دید زمینی
landmarks U علامت مشخصه زمینی
grounded primary U مدار ورودی زمینی
groundwater U ابهای زیر زمینی
groundwave U موجهای رادیویی زمینی
army reserve U احتیاط نیروی زمینی
peanut butter U خمیر بادام زمینی
potatoes U انواع سیب زمینی
jerusalem a U سیب زمینی ترشی
kidney potato U سیب زمینی سرخ
rhizmatous U مانندساقه زیر زمینی
rootstock U ساقه زیر زمینی
secretary of the army U وزیر نیروی زمینی
hotpots U آبگوشت سیب زمینی
gnome U جنی زیر زمینی
potato salad U سالاد سیب زمینی
ground loom U دار زمینی [قالی]
surveys U نقشه برداری زمینی
surveyed U نقشه برداری زمینی
gnomes U جنی زیر زمینی
undercroft U اتاق زیر زمینی
subways U راه زیر زمینی
subway U ترن زیر زمینی
subway U راه زیر زمینی
landmark U علامت مشخصه زمینی
subterranean roots U ریشههای زیر زمینی
table water U سفره اب زیر زمینی
task group U گروه ماموریت زمینی
telluric U دارای تلوریوم زمینی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com