Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
pea jacket
U
ژاکت ضخیم ملوانان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
seafolk
U
ملوانان
chantey
U
سرود ملوانان هنگام کار
chanty
U
سرود ملوانان هنگام کار
seabag
U
کیف پارچه یی محتوی لباس ملوانان
monkey jacket
U
نیمتنه کوتاه و چسبانی که ملوانان می پوشند
pea jacket or coat
U
جامه کلفت پشمی که ملوانان در سرما می پوشند
shore leave
U
مرخصی ملوانان وافسران برای رفتن بخشکی
land shark
U
کسیکه ملوانان رادردریاغارت میکندیابمال انها انگل میشود
fearnought
U
یکجورپارچه کلفت پشمی که برای جامه ملوانان بکارمیرود
nuncupative will
U
در CL این وصیت فقط در مورد سربازان و ملوانان در حال خدمت قابل قبول است
jacket
U
ژاکت
jackets
U
ژاکت
pull over
U
ژاکت
sweaters
U
ژاکت
sweater
U
ژاکت
fecket
U
ژاکت
smoking jacket
U
ژاکت مردانه
slipcover
U
ژاکت ملافه
heating jacket
U
ژاکت حرارتی
heating mantle
U
ژاکت حرارتی
cardigan
U
پارچه ژاکت
woolly
U
ژاکت پشمی
woolliest
U
ژاکت پشمی
woollies
U
ژاکت پشمی
woollier
U
ژاکت پشمی
wooliest
U
ژاکت پشمی
cardigans
U
پارچه ژاکت
twin-sets
U
ژاکت دوگانه
woolies
U
ژاکت پشمی
woolie
U
ژاکت پشمی
wooly
U
ژاکت پشمی
woolier
U
ژاکت پشمی
cardigan
U
ژاکت کش باف پشمی
surcoat
U
ژاکت زنانه قرن 61
banian
U
ژاکت فلافل هندوها
turtlenecks
U
ژاکت یقه دار
cardigans
U
ژاکت کش باف پشمی
turtleneck
U
ژاکت یقه دار
sack coat
U
ژاکت یا کت دارای یک یا دوردیف دگمه
mess jacket
U
ژاکت تنگ وکوتاه مردانه
camisole
U
نوعی ژاکت استین دار
straightjacket
U
ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان
straitjacket
U
ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان
The jacket is too tight in the arms.
U
این ژاکت بازوهایش تنگ است.
squatty
U
ضخیم
coarsest
U
ضخیم
coarser
U
ضخیم
coarse
U
ضخیم
anoraks
U
نوعی ژاکت باشلق دارمخصوص نواحی قطبی
anorak
U
نوعی ژاکت باشلق دارمخصوص نواحی قطبی
silks
U
ژاکت و کلاه مخصوص سوارکار یا ارابه ران
boldface
U
حروف ضخیم
straw board
U
مقوای ضخیم
thickish
U
نسبتا ضخیم
junk bozrd
U
مقوای ضخیم
paper base laminate
U
کاغذ ضخیم
mackinaw
U
پتوی ضخیم
russetting
U
ضخیم زبر
russeting
U
ضخیم زبر
kraft paper
U
کاغذ ضخیم
thickens
U
ضخیم کردن
thickened
U
ضخیم کردن
russet
U
روستایی ضخیم
plank
U
تخته ضخیم
thicken
U
ضخیم کردن
thickener
U
ضخیم ساز
thickly
U
نسبتا ضخیم
bodies
U
ضخیم کردن
thickeners
U
ضخیم ساز
body
U
ضخیم کردن
blazers
U
نوعی کت پشمی یاابریشمی ورزشی ژاکت مخصوص ورزش
blazer
U
نوعی کت پشمی یاابریشمی ورزشی ژاکت مخصوص ورزش
sludge
U
رسوب گل و لای ضخیم
shear thickening
U
ضخیم شدن برش
blunts
U
دارای لبه ضخیم رک
bars
U
خط یا بلاک ضخیم رنگی
bar
U
خط یا بلاک ضخیم رنگی
grossing
U
شرم اور ضخیم
grossest
U
شرم اور ضخیم
grosses
U
شرم اور ضخیم
grosser
U
شرم اور ضخیم
thick film circuit
U
مدار غشایی ضخیم
grossed
U
شرم اور ضخیم
gross
U
شرم اور ضخیم
blunt
U
دارای لبه ضخیم رک
blunted
U
دارای لبه ضخیم رک
blunter
U
دارای لبه ضخیم رک
gigas
U
دارای ساقه ضخیم تر
gigas
U
برگهای ضخیم تر و تیره تر
blunting
U
دارای لبه ضخیم رک
bluntest
U
دارای لبه ضخیم رک
bulge out
U
شکم دادن ضخیم شدن
macrame
U
توری ضخیم و ریشه دار
Bolivia
U
پارچهی پشمی ضخیم و نرم
bold face
U
حالت ضخیم تر و تیره تر نوشتار
shell
U
قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
shelling
U
قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
shells
U
قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
stencil paper
U
کاغذ ضخیم پارافین دارمخصوص استنسیل
triggerfish
U
ماهیان رنگارنگ دارای بدن ضخیم
skirting armor
U
ضخیم ترین قسمت زره تانک
palled
U
پارچه ضخیم روی تابوت یاقبر
nimbostratus
U
ابرهای گسترده ضخیم و تیرهای با ارتفاع کم
pall
U
پارچه ضخیم روی تابوت یاقبر
palling
U
پارچه ضخیم روی تابوت یاقبر
palls
U
پارچه ضخیم روی تابوت یاقبر
reefer
U
جرب دار پالتو کوتاه و ضخیم ملوانی
reefers
U
جرب دار پالتو کوتاه و ضخیم ملوانی
cells
U
خط ضخیم تری که اطراف خانهای که باید در آن نوشته شود ایجاد میشود
cell
U
خط ضخیم تری که اطراف خانهای که باید در آن نوشته شود ایجاد میشود
under weft
U
پود زیرین یا ضخیم
[جهت نشاندن گره ها در جای خود و محکم و یکنواخت شدن آنها]
kemp
U
پشم ضخیم
[بیشتر مربوط به ناحیه زیر شکم گوسفند بوده که شکننده است و خاصیت رنگ پذیری کمی دارد.]
thick Ethernet
U
شبکه پیاده سازی شده با استفاده ازکابل Loaxial ضخیم و دستگاههای ارسال و دریافت برای اتصال کابلهای منشعب که میتواند مسافت طولانی را طی میکند
bituminous paint
U
رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
ethernet
U
شبکه پیاده سازی شده با استفاده از کابل looxial ضخیم و گیرنده / فرستنده برای اتصال به شاخههای کابل قابل سرویس دهی در مسافت دور
impasto
U
رنگ گذاری- رنگ ضخیم
aggrade
U
ضخیم کردن هموار کردن
cord yarn
U
نخ ضخیم و چند لا که بصورت پود در بعضی از فرش های مشهد جهت اتمام زودتر فرش و یا جهت تفاوت با فرش های دیگر استفاده می شود . گاه در شیرازه بافی تارهای بالا نیز بکار می رود .
cable weft
U
پود ضخیم
[بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com