Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
drag
U
چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
dragged
U
چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
drags
U
چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dragrope
U
طنابی که بوسیله ان چیزی رامیکشند یا اینکه روی زمین کشیده میشود
phantom section
U
خط نقطهای که جهت رسم تصاویر نامرئی کشیده میشود
jinriki
U
درشکه ژاپنی که توسط حمال کشیده میشود ریکشا
jinrikisha
U
درشکه ژاپنی که توسط حمال کشیده میشود ریکشا
paleozoic
U
وابسته به عهدی از زمین شناسی که از اغازدوره کامبریان تا اوایل دوره پرمیان طول کشیده
autoscore
U
در پردازش کلمه دستورالعملی است که باعث میشود تا زیر متن خط کشیده شود
y scale
U
در عکس هوایی مایل مقیاسی خطی است که موازی با خط محوراصلی عرضها کشیده میشود
point designation
U
شبکه بندی مخصوصی که برای تعیین نقاط نسبت به هم روی عکس هوایی کشیده میشود
drawl
U
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawling
U
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawled
U
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawls
U
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
rigging tab
U
بالچهای که روی زمین تنظیم میشود
drawing
U
روشی است که در ان فلز گرم از سوراخهایی به شکل مخصوص کشیده میشود تا شکل نیمرخ مطلوب بدست اید . پروفیلهای مختلف را از این طریق بدست می اورند
drawings
U
روشی است که در ان فلز گرم از سوراخهایی به شکل مخصوص کشیده میشود تا شکل نیمرخ مطلوب بدست اید . پروفیلهای مختلف را از این طریق بدست می اورند
mephitis
U
بخار مهلک ومتعفنی که از زمین بلند میشود
sticky wicket
U
زمین بازی خیس که در افتاب خشک میشود
series
U
4 تماس پی در پی با زمین که باعث گرفتن امتیاز 01 یاردپیشروی میشود
long hop
U
توپی که دور از دسترس توپزن از زمین بلند میشود
redeye
U
موشک زمین به هوای ردای که از روی دوش تیراندازی میشود
dumb well
U
چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود
profits a prendre
U
درCL عامل در حق علف چر وسایر منافع حاصله از زمین هم ذیحق میشود
thermokarst
U
عوارض برجستهای که ازذوب شدن یخها و تولیدسوراخها و غارها در زمین حاصل میشود
cut and cover shelter
U
سنگر انفرادی سر پوشیده سنگری که با کندن زمین وتهیه سرپناه تهیه میشود
ditches
U
حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
ditched
U
حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
ditch
U
حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
top
U
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
gravity
U
سنگینی
heaviness
U
به سنگینی
heavily
U
به سنگینی
gravitation
U
سنگینی
graveness
U
سنگینی
ponderousness
U
سنگینی
ponderosity
U
سنگینی
weight
U
سنگینی
gravitas
U
سنگینی
demureness
U
سنگینی
weightiness
U
سنگینی
massiness
U
سنگینی
slowness
U
سنگینی
ponderance
U
سنگینی
ponderously
U
سنگینی
overweight
U
سنگینی زیاد
absolute gravity
U
سنگینی مطلق
hypacusia
U
سنگینی گوش
hypacousia
U
سنگینی گوش
specific weight
U
سنگینی ویژه
overweight
U
سنگینی کردن
a hefty bill
U
صورتحساب سنگینی
drowsihead
U
سنگینی خواب
traffic density
U
سنگینی شد امد
queasiness
U
سنگینی خوراک
deadweight
U
سنگینی وزن
avoirdupois
U
سنگینی وزن
lethargy
U
سنگینی رخوت
There was a heavy fall of snow (snow-fall).
U
برف سنگینی بارید
absolute specific gravity
U
سنگینی ویژه مطلق
lb
U
سنگینی مسکوکات راسنجیدن
drowsiness
U
کسالت یا سنگینی خواب
profoundness
U
سنگینی رسوخ یا نفوذزیاد
barology
U
علم ثقل یا سنگینی
lbs
U
سنگینی مسکوکات راسنجیدن
mass of maneuver
U
سنگینی حرکات یکان
Brontide
U
نوعی صدا
[صدایی خفه شده و آرام که در برخی از مناطق زلزله خیز، به خصوص در امتداد سواحل و روی دریاچه ها شنیده میشود و تصور میرود که به دلیل لرزشهای ضعیف زمین باشد.]
Lead is a heavy metal.
U
سرب فلز سنگینی بارید
A big load was taken off my back.
U
بار سنگینی از دوشم برداشته شد
sector
U
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors
U
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
alleys
U
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways
U
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley
U
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
universal
U
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
The crime lies heavily on his conscience.
U
جنایت اش بار سنگینی بر وجدان اواست
hhhزينhhh hhhaaaي سن?يني رaaaمتحمل شدن
U
هزینه های سنگینی رامتحمل شدن
it pulls its weight
U
نسبت به سنگینی خودش خوب می کشد
to weigh down
U
سنگینی کردن بر پایین اوردن شکسته شدن
ballast
U
سنگینی شن و خرده سنگی که درراه اهن بکارمیرود
metamer
U
جسمی که در ترکیب و سنگینی با جسم دیگر برابرولی درخواص شیمیایی است
ballast
U
هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
clowns
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
U
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowning
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
U
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
geotaxis
U
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
center field
U
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
frost heave
U
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
U
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
nap of the earth
U
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
U
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john
U
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
long
U
کشیده
long-
U
کشیده
oblongated
U
کشیده
drawlingly
U
کشیده
oblonated
U
کشیده
longer
U
کشیده
leptokurtic
U
کشیده
drawn
U
کشیده
tense
U
کشیده
tensed
U
کشیده
tenser
U
کشیده
tensest
U
کشیده
tensing
U
کشیده
drew
U
کشیده شد
longed
U
کشیده
longest
U
کشیده
tenses
U
کشیده
ectomorph
U
کشیده تن
posttensioning
U
پس کشیده
threaded
U
نخ کشیده
deep drawn
U
از ته دل کشیده
leptosome
U
کشیده تن
indrawn
U
تو کشیده
longs
U
کشیده
tellurian
U
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up
U
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
geognosy
U
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
flat fire
U
تیر کشیده
deprived
U
محرومیت کشیده
sap
U
شیره کشیده از
couchant
U
دراز کشیده
threaded
U
بند کشیده
in tow
<idiom>
U
کشیده شده
dragged
U
کشیده شدن
ectomorphy
U
کشیده تنی
flares
U
زبانه کشیده
drag
U
کشیده شدن
flare
U
زبانه کشیده
chock-a-block
U
بالا کشیده
drags
U
کشیده شدن
flat trajectory
U
خط سیر کشیده
deep fetched
U
از ته دل کشیده شده
vellum paper
U
کاغذمهره کشیده
at full length
U
دراز کشیده
drawable
U
کشیده شدنی
linear
U
باریک کشیده
tractile
U
کشیده شدنی
touse
U
کشیده شدن
tensive
U
کشیده شدنی
chock-a-block
U
کاملا کشیده
sapped
U
شیره کشیده از
saps
U
شیره کشیده از
elongate
U
کشیده کردن
elongates
U
کشیده کردن
ectomorphic type
U
سنخ کشیده تن
elongating
U
کشیده کردن
deer neck
U
گردن کشیده
indrawn
U
بداخل کشیده
leptomorph
U
کشیده ریخت
prolate
U
کشیده شده
pinxit
U
کشیده است
long robe
U
صورت کشیده
low angle
U
مسیر کشیده
intractile
U
کشیده نشدنی
low angle fire
U
تیر کشیده
extensive
U
بسیط کشیده
perelotok
U
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
rolling terrain
U
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeant
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeants
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx
U
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
pulled muscle
U
عضله کشیده شده
draws
U
کشیده شدن عهده
pencilled
U
با مداد کشیده شده
chanted
U
اهنگ ساده و کشیده
oblong
U
دوک مانند کشیده
hell bent
U
به بیراهه کشیده شده
hell-bent
U
به بیراهه کشیده شده
lanternjaws
U
صورت لاغر و کشیده
chanting
U
اهنگ ساده و کشیده
satined paper
U
گاغذ مهره کشیده
drawn on
U
کشیده شدن عهده
draw
U
کشیده شدن عهده
if you please
U
بیزحمت زحمت کشیده
taut
U
محکم کشیدن کشیده
chant
U
اهنگ ساده و کشیده
extendible
U
کشیده شدنی امتدادپذیر
deep fetched
U
از ته سینه کشیده شده
oblongs
U
دوک مانند کشیده
chants
U
اهنگ ساده و کشیده
underdraw
U
کشیده نشدن زه تا اخر
conducting
U
اداره کردن کشیده شدن
open
U
وضع زه هنگام کشیده شدن
hard drawn copper wire
U
سیم مسی کشیده شده
prone float
U
روی شکم با دستهای کشیده
He has suffered a great deal at the hands of his wife .
U
از دست زنش خیلی کشیده
conduct
U
اداره کردن کشیده شدن
conducted
U
اداره کردن کشیده شدن
conducts
U
اداره کردن کشیده شدن
opened
U
وضع زه هنگام کشیده شدن
wired
U
سیم کشیده مفتول دار
opens
U
وضع زه هنگام کشیده شدن
echoed
U
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com