English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
five fundamental economic questions U چه مقدار تولید شود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
offset U مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
offsetting U مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
seed U مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
seeds U مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
brake specific fuel consumption U مقدار سوخت مصرف شده درواحد زمان برای تولید واحدقدرت
employment gap U مقدار کمبوداشتغال در حالت تعادل تولیدملی نسبت به اشتغال درفرفیت واقعی تولید
equation of exchange U متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
intensive cultivation U اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
long run U مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
machine address U نوعی برنامه زبان اسمبلی که برای تولید کد که فقط از آدرس و مقدار مطلق استفاده میکند تشکیل شده باشد
Other Matches
setting up U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
set U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
incremental computer U دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
tables U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabling U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
capacity cost U هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
embryophyte U گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
pilot line operation U کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
components U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
component U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
producer's goods U هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
seconds U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
defaulted U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
paasche price index U یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
euler theorem U در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
production overheads U هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
increasing cost industry U حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
planar U روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
cost fraction U نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
derived demand U تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
declassified cost U هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
oem U شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
dosages U مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosage U مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
law of demand U براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
matrix U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrixes U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
bandwidth U در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money U مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
acceleration principle U یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
spermary U غده تولید کننده منی محل تولید منی
family U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
mixed capitalism U نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
full U مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
fullest U مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
gnp gap U شکاف تولید ناخالص ملی اختلاف بین تولید ناخالص ملی واقعی وتولیدناخالص ملی بالقوه
half U جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
check total U آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
checksum U آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
producers burden of tax U بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
soupcon U مقدار کم
smidgin U مقدار کم
valuing U مقدار
royalty tonnage U مقدار
extent U حد مقدار
scantling U مقدار
amounted U مقدار
quantum U مقدار
smidgen U مقدار کم
spattering U مقدار کم
spatters U مقدار کم
spattered U مقدار کم
spatter U مقدار کم
sprinkling U مقدار کم
volume discount U مقدار
truth table U دو مقدار
t value U مقدار تی
summa U مقدار
single valued U تک مقدار
modicum U مقدار کم
percentages U مقدار
percentage U مقدار
supped U مقدار
outturn U مقدار
measurment U مقدار
batches U مقدار
batch U مقدار
what U چه مقدار
iso quant U مقدار
mouthfuls U مقدار
mouthful U مقدار
sups U مقدار
sup U مقدار
size U مقدار
penny worth U مقدار کم
deal U مقدار
quantities U مقدار
quantity U مقدار
amount U مقدار
amounting U مقدار
amounts U مقدار
sizes U مقدار
deals U مقدار
supping U مقدار
total U مقدار
sum U مقدار
value U مقدار
dealt U مقدار
volume U مقدار
values U مقدار
magnitude U مقدار
volumes U مقدار
slighted U مقدار ناچیز
mean value U مقدار متوسط
slighter U مقدار ناچیز
mean value U مقدار میانگین
slightest U مقدار ناچیز
maximum value U مقدار حداکثر
slight U مقدار ناچیز
snatches U گرفتن مقدار کم
snatched U گرفتن مقدار کم
average value U مقدار میانگین
maximum ratings U مقدار حداکثر
snatching U گرفتن مقدار کم
moisture content U مقدار تری
parameters U مقدار ثابت
proportion U شباهت مقدار
proportions U شباهت مقدار
dose U مقدار مجاز
dose U مقدار دارو
dosed U مقدار مجاز
dosed U مقدار دارو
tremendous U مقدار زیاد
an abundance of U مقدار زیاد
doses U مقدار مجاز
volume of sales U مقدار فروش
parameter U مقدار ثابت
average value U مقدار متوسط
mort U مقدار زیاد
nominal value U مقدار اسمی
snatch U گرفتن مقدار کم
optimum U مقدار مطلوب
vast U مقدار زیاد
auxiliary value U مقدار کومکی
optimum value U مقدار بهینه
approximate value U مقدار تقریبی
doses U مقدار دارو
turnover U مقدار فروش
infinity U مقدار نامحدود
uses U مقدار مفید
eigenvalue U ویژه مقدار
eigenvalue U مقدار مشخصه
electrical quantity U مقدار الکتریسیته
proper value U مشخصه مقدار
critical valve U مقدار بحرانی
proper value U ویژه مقدار
constatnt U مقدار ثابت
use U مقدار مفید
drib U مقدار کمی
data value U مقدار داده
debit balance U مقدار بدهکاری
turn-over U مقدار فروش
sales {pl} U مقدار فروش
just as well <adv.> U همان مقدار
equally <adv.> U همان مقدار
expected value U مقدار نظری
characteristic root U مشخصه مقدار
content U مقدار مندرجات
contenting U مقدار مندرجات
jillion U مقدار زیاد
mileage U مقدار کیلومتر
mileage U مقدار کارکردموتور
light value U مقدار نور
logical value U مقدار منطقی
slights U مقدار ناچیز
instantaneous value U مقدار لحظهای
calorific power U مقدار حرارتی
characteristic root U ویژه مقدار
characteristic number U مشخصه مقدار
characteristic number U ویژه مقدار
guest element U عنصر کم مقدار
trace element U عنصر کم مقدار
certificate of quantity U گواهی مقدار
initial value U مقدار اولیه
certificate of measurement U گواهی مقدار
slighting U مقدار ناچیز
absorbancy U مقدار جذب
shear value U مقدار برش
lot U مقدار یا تعدادزیاد
sign magnitude U علامت و مقدار
value U قدر مقدار
slather U مقدار زیاد
averaged U مقدار متوسط
averages U مقدار متوسط
sufficient U مقدار کافی
average U مقدار متوسط
scalar value U مقدار عددی
rotation U مقدار چرخش یک شی
quantity of money U مقدار پول
quantity of supply U مقدار عرضه
absorbance U مقدار جذب
quantum of action U مقدار اثر
rated quantity U مقدار اسمی
rated value U مقدار نامی
relative value U مقدار نسبی
absolute value U مقدار مطلق
averaging U مقدار متوسط
theoretical value U مقدار نظری
thermal power U مقدار حرارتی
so much <idiom> U مقدار زیاد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com