Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
elementary arithmetic
U
چهار عمل اصلی
[ریاضی]
basic calculating operation
U
چهار عمل اصلی
[ریاضی]
basic operation of arithmetic
U
چهار عمل اصلی
[ریاضی]
fundamental operation of arithmetic
U
چهار عمل اصلی
[ریاضی]
the four basic arithmetic operations
U
چهار عمل اصلی
[ریاضی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
cardinal points
U
چهار جهت اصلی
cardinal points effect
U
اثر چهار جهت اصلی
environment division
U
یکی از چهار قسمت اصلی یک برنامه COBOL
identification division
U
یکی از چهار قسمت اصلی یک برنامه COBOL
procedure division
U
یکی از چهار قسمت اصلی برنامه کوبول
gridlock
U
راهبندان مطلق
[به طوری که چهار راههای اصلی بسته شوند]
Other Matches
cross-in-square
U
[کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
four poster
U
تختخوابی که چهار تیر یادیرک در چهار گوشه دارد
trapezium
U
چهار پهلو چهار ضلعی غیر منظم
quatrefoil
U
چهار وجهی
[این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
tetragonal
U
دارای چهار زاویه چهار کنجی
quadrumana
U
چهار دستان میمونهای چهار دست و پا
quadrumvir
U
انجمنی مرکب از چهار تن چهار نفری
tetrahedron
U
جسم چهار سطحی چهار ضلعی
tetrapterous
U
دارای چهار بال چهار جناحی
qyaternary
U
چهار واحدی چهار عضوی
quatrefoil
U
چهار ترک چهار گوشه
quadrangles
U
چهار گوش چهار دیواری
quadrangle
U
چهار گوش چهار دیواری
VL bus
U
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus
U
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
master
U
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file
U
پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
masters
U
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered
U
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura
U
نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board
U
که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
generation
U
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
first generation computer
U
کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
staple
U
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
generations
U
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
stapled
U
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
initial reserves
U
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
prototypal
U
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
main guard
U
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
prototypic
U
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
stapling
U
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
mainstays
U
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay
U
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis
U
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
master file
U
فایل اصلی پرونده اصلی
base camp
U
پایگاه اصلی کمپ اصلی
base unit
U
یکای اصلی واحد اصلی
fundamental unit
U
یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots
U
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matters
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM
U
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
external
U
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals
U
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant
U
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP
U
پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel
U
تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
authentic document
U
اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
body
U
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
bodies
U
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
quartile
U
چهار یک
four
U
چهار
tetragon
U
چهار بر
tetrad
U
چهار
quadrupled
U
چهار لا
quadrupeds
U
چهار پا
quadruple
U
چهار لا
quadrilaterals
U
چهار بر
quadrate
U
چهار یک
quarter
U
چهار یک
quadrupling
U
چهار لا
quadrilateral
U
چهار بر
quadruped
U
چهار پا
quadruples
U
چهار لا
quatre
U
چهار
source
U
1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
four way
U
چهار راه
footstools
U
چهار پایه
Wednesdays
U
چهار شنبه
double breasted
U
کت چهار دکمه
tetraphyllous
U
چهار برگه
footstool
U
چهار پایه
squared
U
چهار گوش
tetravalent
U
چهار بنیانی
gallop
U
چهار نعل
tetrapod
U
پروانه چهار پا
square
U
چهار گوش
the four seasons
U
چهار فصل
squares
U
چهار گوش
squaring
U
چهار گوش
foursquare
U
چهار ضلعی
quadripartite
U
چهار جزئی
tetravalent
U
چهار فرفیتی
tetratomic
U
چهار اتمی
twice is
U
دو دو تا چهار تا میشود
tetrahedron
U
چهار وجهی
tetrastichous
U
چهار جزیی
tetrastich
U
چهار بیتی
tetrasporous
U
چهار هاگی
tetrasporic
U
چهار هاگی
the cardinal humours
U
چهار ابگونه
tetrameter
U
چهار وزنی
four way
U
چهار لولهای
quadrangular
U
چهار گوشه
point four
U
اصل چهار
qyaternary
U
چهار تایی
quadrant
U
چهار گوش
quadrant
U
چهار یک دایره
quatrefoil
U
گل چهار گلبرگی
quad
U
چهار قلو
quadraple
U
چهار برابر
quad
U
چهار گوش
quads
U
چهار قلو
Wednesday
U
چهار شنبه
quadrate
U
چهار گوش
quadrivalent
U
چهار ارزشی
quadrivalent
U
چهار بنیانی
quadrisyllabic
U
چهار هجائی
quadrifid
U
چهار شکافی
quadruplet
U
چهار گانه
tetrasyllabic
U
چهار هجائی
square dome
U
چهار طاقی
tetramerous
U
چهار جزیی
four cycle
U
چهار چرخه
four dimensional
U
چهار بعدی
tetrahedral
U
چهار وجهی
tetrahedral
U
چهار ضلعی
quads
U
چهار گوش
quadruplets
U
چهار گانه
tetragon
U
چهار گوشه
tetragon
U
چهار ضلعی
tetradactylous
U
چهار پنجهای
tetrad
U
چهار عنصری
four pole
U
چهار قطبی
tertramerous
U
چهار جزئی
four o'clock
U
ساعت چهار
quadric
U
چهار تایی
quadruple
U
چهار تایی
cross legged
U
چهار زانو
creep
U
چهار دست و پا
galloped
U
چهار نعل
gallops
U
چهار نعل
backfour
U
چهار مدافع
quadrupling
U
چهار تایی
all fours
U
چهار دست و پا
quadrilateral
U
چهار ضلعی
quadrilateral
U
چهار جانبه
quadrilaterals
U
چهار ضلعی
close
U
چهار گوشه
quadrilaterals
U
چهار جانبه
intersections
U
چهار راه
quadruple
U
چهار گانه
long legged
U
چهار پایه
four
U
عدد چهار
quadruples
U
چهار تایی
all eyes
U
چهار چشمی
quadrupling
U
چهار گانه
quadruples
U
چهار گانه
intersection
U
چهار راه
quadrupled
U
چهار گانه
quadrupled
U
چهار تایی
cross-quarter
U
[آرایش گل چهار برگی]
scow
U
قایق چهار گوش
quad
U
در معنای چهار بار
quadrilaterals
U
مربوط به چهار گوش
phantomed cable
U
کابل چهار سیمی
quatrefoil
U
ارایش چهار پردهای
phantom circuit
U
مدار چهار سیمی
teragram
U
واژه چهار حرفی
quadrilateral
U
مربوط به چهار گوش
four high rolling stand
U
خان چهار غلطکی
cloister-vault
U
طاق چهار ترک
quatrain
U
شعر چهار سطری
four pictures test
U
ازمون چهار تصویر
quatrains
U
شعر چهار سطری
four man team
U
تیم چهار نفره
diagonal
U
قطر چهار ضلعی
terrachord
U
یک رشته چهار پردهای
square wave
U
موج چهار گوش
tetrachromatism
U
دید چهار رنگی
space time
U
دستگاه چهار بعدی
four wheel drive
U
محرک چهار چرخ
four-wheel drive
U
محرک چهار چرخ
four knight's game
U
بازی چهار اسب
quadrilateral
U
چهار پهلو چهارضلعی
cross-vault
U
طاق چهار بخش
quadrille
U
شطرنجی چهار گوش
quadrilles
U
شطرنجی چهار گوش
quadrennial
U
چهار سال یکبار
quadrangles
U
چهار ضلعی چهارگوشه
creep
U
چهار دست و پا رفتن
four high rolling stand
U
مقام چهار غلطکی
Italian roof
U
بام چهار طرفه
quadrisyllable
U
کلمه چهار هجائی
magnetic quadrupole
U
چهار قطبی مغناطیسی
quadripartite
U
چهار تایی چهارسویی
quadrangle
U
چهار ضلعی چهارگوشه
Wednesdays
U
هر چهار شنبه یکبار
Wednesday
U
هر چهار شنبه یکبار
four core cable
U
کابل چهار سیمه
stool
U
کرسی
[سه یا چهار پایه]
gridiron
U
شبکه چهار خانه
creeps
U
چهار دست و پا رفتن
curb-roof
U
شیروانی چهار تکه
quartan
U
چهار روز یکبار
aft spring
U
طناب شماره چهار
four gear drive
U
گیربکس چهار دنده
quads
U
در معنای چهار بار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com