Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
fuzing
U
چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
fuze
U
ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
primming
U
چاشنی گذاری کردن
Other Matches
uncharged
U
چاشنی گذاری نشده
flash tube
U
لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
first fire mixture
U
خرج انفجاری یا چاشنی انفجاری سریع العمل چاشنی اولیه
primer leak
U
نشد کردن چاشنی
safing
U
چاشنی برداری کردن
flavored
U
چاشنی مزه دار کردن
flavors
U
چاشنی مزه دار کردن
flavor
U
چاشنی مزه دار کردن
flavours
U
چاشنی مزه دار کردن
flavour
U
چاشنی مزه دار کردن
residential investments
U
سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
acceleration principle
U
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
arm
U
مسلح کردن چاشنی کشیدن اماده انفجارکردن
desired investment
U
سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
punctuation mark
U
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
overcapitalization
U
سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
punctuation marks
U
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
cooperative scorer
U
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
unintended investment
U
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
detonators
U
چاشنی
stuffing
U
چاشنی
capsules
U
چاشنی
seasoning
U
چاشنی
sauce
U
چاشنی
devices
U
چاشنی
sauces
U
چاشنی
detonator
U
چاشنی
flavoring
U
چاشنی
amorce
U
چاشنی
luring
U
چاشنی
lures
U
چاشنی
lured
U
چاشنی
lure
U
چاشنی
flavouring
U
چاشنی
destructor
U
چاشنی
detonating charge
U
چاشنی
flavorings
U
چاشنی
capsule
U
چاشنی
safety fuze
U
چاشنی
fuze
U
چاشنی
primers
U
چاشنی
ignitor
U
چاشنی
dressing
U
چاشنی
dressings
U
چاشنی
percussion cap
U
چاشنی
cap
U
چاشنی
percussion caps
U
چاشنی
salmagundi
U
چاشنی
primer
U
چاشنی
flavourings
U
چاشنی
device
U
چاشنی
igniter
U
چاشنی
capped
U
چاشنی
igniter train
U
مجموعه چاشنی
defuses
U
چاشنی کشیدن
defused
U
چاشنی کشیدن
defuse
U
چاشنی کشیدن
adapter booster
U
چاشنی خوران
garnishes
U
چاشنی زدن
primed
U
چاشنی گذاشتن
prime
U
چاشنی گذاشتن
ketchup
U
چاشنی غذا
spicing
U
چاشنی غذا
spices
U
چاشنی غذا
spiced
U
چاشنی غذا
garnish
U
چاشنی زدن
spice
U
چاشنی غذا
garnished
U
چاشنی زدن
cannon primer
U
چاشنی توپ
blasting cap
U
کلاهک چاشنی
seasoner
U
چاشنی زننده
defusing
U
چاشنی کشیدن
tutti frutti
U
چاشنی میوهدار
relished
U
چاشنی ذوق
relish
U
چاشنی ذوق
primer seat
U
مقر چاشنی
detonating cord
U
مدار چاشنی
detonation cap
U
کلاهک چاشنی
detonation cord
U
فتیله چاشنی
garniture
U
تزیین چاشنی
primer pouch
U
محفظه چاشنی
electric primer
U
چاشنی الکتریکی
sauce
U
چاشنی زدن به
destructor
U
چاشنی انفجاری
igniting powder
U
خرج چاشنی
sauces
U
چاشنی زدن به
percussion caps
U
چاشنی ضربتی
relishes
U
چاشنی ذوق
relishing
U
چاشنی ذوق
percussion cap
U
چاشنی ضربتی
ignition cap
U
کلاهک چاشنی
flash fuze
U
چاشنی الکتریکی
primes
U
چاشنی گذاشتن
public
U
روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
synthesizing
U
هم گذاری کردن
synthesizes
U
هم گذاری کردن
synthesized
U
هم گذاری کردن
synthesising
U
هم گذاری کردن
synthesize
U
هم گذاری کردن
synthesises
U
هم گذاری کردن
synthesised
U
هم گذاری کردن
primer pouch
U
کیف یافانوسقه چاشنی
flavored
U
چاشنی زدن به معطرکردن
primer setback
U
عقب نشستن چاشنی
chutney
U
یکنوع چاشنی غذا
initiator
U
چاشنی مشتعل کننده
au naturel
U
ساده و بدون چاشنی
melinite
U
مخصوص تهیه چاشنی
cannon primer
U
چاشنی خرج توپ
primer leak
U
خروج گازاز ته چاشنی
precussion detonator
U
چاشنی ضربتی یا دنگی
adhesion agent
U
چاشنی چسب افزا
flavors
U
چاشنی زدن به معطرکردن
sauce-boat
U
فرف چاشنی خوری
sauce-boats
U
فرف چاشنی خوری
seasoned
U
دوران چاشنی زدن
flavor
U
چاشنی زدن به معطرکردن
igniting primer
U
چاشنی مشتعل کننده
condiments
U
چاشنی ادویه زدن
flavours
U
چاشنی زدن به معطرکردن
condiment
U
چاشنی ادویه زدن
season
U
دوران چاشنی زدن
seasons
U
دوران چاشنی زدن
sauce boat
U
فرف چاشنی خوری
garnished
U
چاشنی زدن به ارایش
flavour
U
چاشنی زدن به معطرکردن
activate
U
چاشنی مین را کشیدن
garnish
U
چاشنی زدن به ارایش
French dressing
U
چاشنی سالاد فرانسوی
garnishes
U
چاشنی زدن به ارایش
punctuating
U
نقطه گذاری کردن
fund
U
سرمایه گذاری کردن
to lay the track
U
ریل گذاری کردن
deposits
U
سرمایه گذاری کردن
invest
U
سرمایه گذاری کردن
invested
U
سرمایه گذاری کردن
investing
U
سرمایه گذاری کردن
punctuated
U
نقطه گذاری کردن
punctuates
U
نقطه گذاری کردن
mark
U
علامت گذاری کردن
funded
U
سرمایه گذاری کردن
cost
U
قیمت گذاری کردن
punctuate
U
نقطه گذاری کردن
paginate
U
صفحه گذاری کردن
to sow mines
U
مین گذاری کردن
marks
U
علامت گذاری کردن
deposit
U
سرمایه گذاری کردن
christened
U
نام گذاری کردن
invests
U
سرمایه گذاری کردن
christens
U
نام گذاری کردن
point
U
نقطه گذاری کردن
tracklaying
U
شنی گذاری کردن
paragraph
U
فاصله گذاری کردن
mining
U
مین گذاری کردن
paragraphs
U
فاصله گذاری کردن
loads
U
خرج گذاری کردن
loads
U
ذخیره گذاری کردن
load
U
خرج گذاری کردن
load
U
ذخیره گذاری کردن
christen
U
نام گذاری کردن
squibs
U
چاشنی خرج راکتهای دریایی
hung striker
U
ضارب چاشنی معیوب نارنجک
gamy
U
چاشنی زده افتضاح اور
gamey
U
چاشنی زده افتضاح اور
initiator
U
چاشنی اولیه خرج ابتدایی
salad dressings
U
چاشنی وادویه مخصوص سالاد
salad dressing
U
چاشنی وادویه مخصوص سالاد
firing mechanism
U
چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
squib
U
چاشنی خرج راکتهای دریایی
electric squib
U
نوعی چاشنی با فتیله الکتریکی
hung striker
U
چاشنی عمل نکرده نارنجک
coupling base
U
اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
marks
U
نمره گذاری کردن علامت
color codig
U
علامت گذاری کردن مهمات
crowns
U
تاج گذاری کردن پوشاندن
crown
U
تاج گذاری کردن پوشاندن
wattle
U
نرده گذاری کردن بستن
page
U
صفحات را نمره گذاری کردن
paged
U
صفحات را نمره گذاری کردن
pages
U
صفحات را نمره گذاری کردن
mark
U
نمره گذاری کردن علامت
point
U
نقطه گذاری کردن ممیز
overcapitalize
U
بیش از حد سرمایه گذاری کردن
loading
U
خرج گذاری کردن سلاح
recapitalize
U
سرمایه گذاری مجدد کردن
cock
U
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
cocks
U
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
mayonnaise
U
نوعی چاشنی غذا وسالاد مایونز
to dress
[salad]
U
چاشنی زدن
[آرایش دادن ]
[سالاد]
squib
U
یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
cocking
U
چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
squibs
U
یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
to lodge a complaint
U
عرضحال گله گذاری تسلیم کردن
punctuating
U
نشان گذاری کردن نقطه دار
discrete
U
الگوریتم کد گذاری و فشرده کردن تصاویر
punctuate
U
نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuated
U
نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuates
U
نشان گذاری کردن نقطه دار
To put money into somethings.
U
درکاری پول ریختن (سرمایه گذاری کردن )
milestones
U
بامیل خود شمار نشان گذاری کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com