Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (28 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bobble
U
پی درپی اشتباه کردن
bobbles
U
پی درپی اشتباه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
kentish fire
U
محلهای پی درپی وجمعی نمایشهای پی درپی وگروهی
range error
U
اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
harass
U
حملات پی درپی کردن
harasses
U
حملات پی درپی کردن
crepitate
U
انفجار پی درپی کردن
glitches
U
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
glitch
U
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
out of place
<idiom>
U
درجایی اشتباه ،درزمان اشتباه بودن
to goof up
[American E]
U
اشتباه کردن
goofing
U
اشتباه کردن
mistakes
U
اشتباه کردن
slips
U
اشتباه کردن
mistaking
U
اشتباه کردن
goofed
U
اشتباه کردن
slip
U
اشتباه کردن
fumbled
U
اشتباه کردن
mistook
U
اشتباه کردن
fumbles
U
اشتباه کردن
make a mistake
<idiom>
U
اشتباه کردن
mistake
U
اشتباه کردن
to make an error
U
اشتباه کردن
slip-up
U
اشتباه کردن
slip-ups
U
اشتباه کردن
blundering
U
اشتباه کردن
slipped
U
اشتباه کردن
slip up
U
اشتباه کردن
misconstruing
U
اشتباه کردن
goofs
U
اشتباه کردن
blunders
U
اشتباه کردن
misconstrues
U
اشتباه کردن
blundered
U
اشتباه کردن
fumble
U
اشتباه کردن
goof
U
اشتباه کردن
misconstrued
U
اشتباه کردن
miscue
U
اشتباه کردن
to make a mistake
U
اشتباه کردن
misconstrue
U
اشتباه کردن
blunder
U
اشتباه کردن
trip up
<idiom>
U
اشتباه کردن
bumble
U
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bumbled
U
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bumbles
U
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
I consider that a mistake.
[I regard that as a mistake.]
U
این به نظر من اشتباه است.
[این را من اشتباه بحساب می آورم.]
miscalculating
U
اشتباه حساب کردن
miscalculating
U
اشتباه محاسبه کردن
miscalculates
U
اشتباه حساب کردن
miscalculated
U
اشتباه محاسبه کردن
misthink
U
اشتباه فکر کردن
miscalculates
U
اشتباه محاسبه کردن
miscalculate
U
اشتباه حساب کردن
miscalculated
U
اشتباه حساب کردن
to stumble in one's speech
U
درسخنرانی اشتباه کردن
confuses
U
باهم اشتباه کردن
miscalculate
U
اشتباه محاسبه کردن
to believe wrong
U
اشتباه گمان کردن
confuse
U
باهم اشتباه کردن
continuate
U
پی درپی
hand running
U
پی درپی
vomiturition
U
قی پی درپی
continual
U
پی درپی
continuum
U
پی درپی
after
U
درپی
successive
U
پی درپی
consecutive
U
پی درپی
refuted
U
اشتباه کسی را اثبات کردن
hallucinated
U
هذیان گفتن اشتباه کردن
hallucinate
U
هذیان گفتن اشتباه کردن
hallucinates
U
هذیان گفتن اشتباه کردن
refute
U
اشتباه کسی را اثبات کردن
hallucinating
U
هذیان گفتن اشتباه کردن
To lead someone astray.
U
کسی رادچار اشتباه کردن
miscarries
U
صدمه دیدن اشتباه کردن
miscarrying
U
صدمه دیدن اشتباه کردن
miscarry
U
صدمه دیدن اشتباه کردن
eat humble pie
<idiom>
U
پذیرفتن اشتباه وعذرخواهی کردن
refutes
U
اشتباه کسی را اثبات کردن
refuting
U
اشتباه کسی را اثبات کردن
trilcgy
U
سه تراژدی پی درپی
steadying
U
پی درپی مداوم
batter
U
پی درپی زدن
fusillade
U
اتش پی درپی
what is he seeking?
U
درپی چیست
steady
U
پی درپی مداوم
steadiest
U
پی درپی مداوم
batters
U
پی درپی زدن
steadies
U
پی درپی مداوم
steadied
U
پی درپی مداوم
eat crow
<idiom>
U
مجبور کردن کسی به اشتباه وشکست
bark up the wrong tree
<idiom>
[درمورد چیزی گمان اشتباه کردن]
to blame somebody for something
U
کسی را مسئول کارناقص
[اشتباه ]
کردن
prowl
U
درپی شکار گشتن
hand on
U
پی درپی وبتواترچیزی را رساندن
no end
<idiom>
U
پی درپی بدون توقف
flux
U
گداز تغییرات پی درپی
prowls
U
درپی شکار گشتن
prowling
U
درپی شکار گشتن
attends
U
درپی چیزی بودن
one after a
U
یکی درپی دیگری
prowled
U
درپی شکار گشتن
insufflate
U
پی درپی روح دمیدن در
scrounge around
<idiom>
U
درپی چیزی گشتن
attend
U
درپی چیزی بودن
attending
U
درپی چیزی بودن
to make a typo
[American E]
U
اشتباه تایپ کردن
[صفحه کلید یا تلفن]
foul up
<idiom>
U
با یک اشتباه احمقانه همه چیز را خراب کردن
to make a typing error
[mistake]
U
اشتباه تایپ کردن
[صفحه کلید یا تلفن]
to hit the wrong key
[on the PC/phone/calculator]
U
اشتباه تایپ کردن صفحه
[کلید یا تلفن]
pelt
U
پی درپی زدن پی در پی ضربت خوردن
pelted
U
پی درپی زدن پی در پی ضربت خوردن
drive volley
U
ضربههای پی درپی کوتاه ومستقیم
pelts
U
پی درپی زدن پی در پی ضربت خوردن
to goon a wild goose chase
U
درپی کارغیرعملی یامحال رفتن
turkey
U
3 امتیاز کامل استرایک پی درپی
turkeys
U
3 امتیاز کامل استرایک پی درپی
to make
[commit]
a faux pas
U
اشتباه اجتماعی کردن
[در رابطه با رفتار بین مردم]
fluffs
U
نرم کردن اشتباه کردن
fluffing
U
نرم کردن اشتباه کردن
fluffed
U
نرم کردن اشتباه کردن
fluff
U
نرم کردن اشتباه کردن
keep on at a person
U
کسی را با سرزنش وتقاضاهای پی درپی بستوه اوردن
to thrash out the truth
U
حقیقت امری را بزحمت وباازمایشهای پی درپی دریافتن
bottom bouncing
U
ماهیگیری با قایق و تکان دادن پی درپی قلاب
nurse
U
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
power 0
U
تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
nurses
U
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nursed
U
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
malfunction
U
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
malfunctions
U
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
malfunctioned
U
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
weaves
U
حرکت قوسی بشکل 8 لاتین ازطرف سه مهاجم یا بیشترجلودروازه باپاس پی درپی
weave
U
حرکت قوسی بشکل 8 لاتین ازطرف سه مهاجم یا بیشترجلودروازه باپاس پی درپی
plutonic theory
U
فرضیهای که بموجب ان خارههای پی درپی پوسته زمین دراثرگرمای درست شده اند
datum error
U
اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
delivery error
U
اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
fumbled
U
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
fumbles
U
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
fumble
U
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده
gather shot
U
ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول
deletion
U
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
fallacy
U
اشتباه
mix-ups
U
اشتباه
mix-up
U
اشتباه
discrepancy
U
اشتباه
tripped
U
اشتباه
faulted
U
اشتباه
mix up
U
اشتباه
trip
U
اشتباه
errancy
U
اشتباه
wrong
U
اشتباه
error
U
اشتباه
errors
U
اشتباه
to put one in the wrong
U
اشتباه
mistakes
U
اشتباه
jeofail
U
اشتباه
barratry
U
اشتباه
fault
U
اشتباه
mistaking
U
اشتباه
lap sus
U
اشتباه
mistake
U
اشتباه
false
<adj.>
U
اشتباه
wronging
U
اشتباه
snafu
U
اشتباه
flounder
U
اشتباه
floundered
U
اشتباه
floundering
U
اشتباه
flounders
U
اشتباه
goofs
U
اشتباه
overseen
U
در اشتباه
faux pas
U
اشتباه
goof
U
اشتباه
wrongs
U
اشتباه
mistakenness
U
اشتباه
clanger
U
اشتباه
in error
<adj.>
U
اشتباه
goofed
U
اشتباه
goofing
U
اشتباه
fumbled
U
اشتباه
fumbles
U
اشتباه
incorrectness
U
اشتباه
inerrant
U
بی اشتباه
fallacies
U
اشتباه
fumble
U
اشتباه
faults
U
اشتباه
trips
U
اشتباه
boo boo
U
اشتباه کاری
peccadillo
U
اشتباه کوچک
mistakable
U
قابل اشتباه
probable error
U
اشتباه احتمالی
wrongly
<adv.>
U
بصورت اشتباه
misguidely
U
از روی اشتباه
misplay
U
بازی اشتباه
erroneous
U
غلط اشتباه
misstep
U
اشتباه درقضاوت
inaccuracies
U
خطا یا اشتباه
phonily
<adv.>
U
بصورت اشتباه
peccadilloes
U
اشتباه کوچک
disabused
U
از اشتباه دراوردن
boner
U
اشتباه مضحک
miswrite
U
اشتباه نوشتن
disabuses
U
از اشتباه دراوردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com