English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
laid up in bed U پیشه ویژه رشته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
specialisms U پیروی علم یا پیشه ویژه
specialism U پیروی علم یا پیشه ویژه
idiosyncrasies U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
professional U پیشه ور کسیکه رشتهای را پیشه رسمی
professionals U پیشه ور کسیکه رشتهای را پیشه رسمی
null U رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
fill U حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fills U حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
well there are actors and actors U آخر هنر پیشه داریم تا هنر پیشه
to watch for certain symptoms U توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
special interest groups U گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
specialty U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
thready U رشته رشته باصدای باریک
idiocrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
fibrillation U رشته رشته سازی
threads U رشته رشته شدن
fiberize U رشته رشته کردن
thread U رشته رشته شدن
praetorial U متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
universal U قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
mystery U پیشه
mysteries U پیشه
functioned U پیشه
handicraftsman U پیشه ور
vocations U پیشه
occupations U پیشه
occupation U پیشه
functions U پیشه
artisan U پیشه ور
artisans U پیشه ور
tradesman U پیشه ور
tradesmen U پیشه ور
craft U پیشه
crafts U پیشه
walk of life U پیشه
walks of life U پیشه
vocation U پیشه
function U پیشه
profession U پیشه
craftbrother U هم پیشه
trade U پیشه
job U پیشه
career U پیشه
line of business U پیشه
careered U پیشه
professions U پیشه
careering U پیشه
artificer U پیشه ور
avocation U پیشه
traded U پیشه
careers U پیشه
jobs U پیشه
calling U پیشه
pursuit U حرفه پیشه
line of business U شاخه پیشه
the long robe U پیشه قضائی
practice U رویه پیشه
profession of medicine U پیشه پزشکی
pursuits U حرفه پیشه
amorist U عاشق پیشه
studio U پیشه گاه
professionally U از لحاظ پیشه
studios U پیشه گاه
supervisory U مباشر پیشه
chisel tooth دندان پیشه
amative U عاشق پیشه
freelancer U پیشه ور آزاد
oppressive U ستم پیشه
handicraft U پیشه دستی
traded U پیشه حرفه
jackdaw U کلاغ پیشه
practice U کار پیشه
trade U پیشه حرفه
jackdaws U کلاغ پیشه
profession U پیشگانی پیشه کار
traded U پیشه وری کاسبی
industry U پیشه و هنر ابتکار
craft guild U صنف پیشه وران
professionally U ازراه پیشه یاکسب
he is a physician byprofession U پیشه او پزشکی است
career woman U زن دارای حرفه یا پیشه
career women U زن دارای حرفه یا پیشه
good will U حق کسب و پیشه وتجارت
profession U افهار پیشه و حرفه
professions U پیشگانی پیشه کار
industries U پیشه و هنر ابتکار
ministry of industry U وزارت پیشه و هنر
trade U پیشه وری کاسبی
professions U افهار پیشه و حرفه
to retain a freelancer U استخدام کردن پیشه ور آزاد
eminence U پر مقام [بالا رتبه] در گروهی یا پیشه ای
industrial wealth U مالی که از راه پیشه و هنربدست امده باشد
lay deacon U شماسی که پیشه غیر روحانی را دنبال میکند
actual job [job held] [occupation held] U پیشه در حال حاضر نگه داشته شده
nostradamus U کسیکه پیشه اش خبراز غیب دادن است
sierra U رشته کوه تیز ودندانه دار رشته جبال تیز ودندانه دار
rigger U کسی که پیشه اش بستن بادبانهاوکوبیدن میخهای کشتی است
The box office star of 1980. U پول ساز ترین هنر پیشه سال 1980
logographer U مورخ نثر نویس یونانی پیش از زمان herodotusیونانی که پیشه اش نطق بود
seriated U رشته رشته
catena U رشته
funicle U رشته
threads U رشته
fiber U رشته
ranges U رشته
artery U رشته
ranged U رشته
strand U رشته
strands U رشته
thread U رشته
tatter U رشته رشته
range U رشته
arteries U رشته
filaria U رشته
reeve U رشته
ghaut U رشته
unifilar U یک رشته
filaments U رشته
chain U رشته
filament U رشته
chains U رشته
coneatenation U رشته
series U رشته
field U رشته
suites U رشته
lines U رشته
fielded U رشته
train U رشته
fibre U رشته
trains U رشته
fields U رشته
trained U رشته
yarns U رشته
branches U رشته
yarn U رشته
branch U رشته
sequence U رشته
suite U رشته
sequences U رشته
string U رشته
line U رشته
fibres U رشته
practician U کسیکه دست بکار پیشه ایست وکیل دست در کار
disciplines U رشته علمی
discipline U رشته علمی
ridge U رشته تپه
ridges U رشته تپه
quartermaster U سر رشته دار
computing U رشته کامپیوتر
disciplining U رشته علمی
fibres U رشته علفی
character string U رشته دخشهای
lighting filament U رشته ملتهب
rank U قطار رشته
ranked U قطار رشته
main sequence U رشته اصلی
heaters U رشته گرمساز
ranks U قطار رشته
heater U رشته گرمساز
incandescent filament U رشته ملتهب
fibre U رشته علفی
branch U شعبه رشته
branch U رشته [دانشی]
the province of science U رشته علمی
string U رشته خالی
string U رشته کردن
field U رشته [دانشی]
area U رشته [دانشی]
line U رشته بند
division U رشته [دانشی]
lines U رشته بند
empty string U رشته خالی
nerve U رشته عصبی
craftsman trade U رشته فنی
hot-wiring U رشته حرارتی
hot-wires U رشته حرارتی
hot-wired U رشته حرارتی
hot-wire U رشته حرارتی
hot wire U رشته حرارتی
spaghetti U رشته فرنگی
nerves U رشته عصبی
filum U رشته لیفی
filament resistor U مقاومت رشته
ghat U رشته سلسله
character string U رشته کاراکتری
major U رشته اصلی
guinea worm U کرم رشته
hair worm U کرم رشته
majored U رشته اصلی
majoring U رشته اصلی
speciality U رشته اختصاصی
filiform U رشته مانند
finespun U نازک رشته
specialities U رشته اختصاصی
finite series U رشته کراندار
yarn U رشته طناب
yarns U رشته طناب
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com