English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
black flag U پرچمی که نشانی اعدام زندانی است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
habeas corpus U دستور احضار زندانی دستوری که دادگاه به زندان محل توقیف زندانی یی که توقیفش را غیر قانونی می داند
wear stripes U دوره زندانی را گذراندن زندانی بودن
escort guard U محافظ زندانی جنگی بدرقه زندانی
capital punishment U کیفر اعدام مجازات اعدام
staminal U پرچمی
diandrous U دو پرچمی
decandrous U ده پرچمی
triandrous U سه پرچمی
pentandrous U پنج پرچمی
dodecandrous U دوازده پرچمی
flage pole position U موقعیت میله پرچمی
tedradynamous U دارای شش پرچمی که دوپرچمش بلندتر باشد
bunting U پارچه سست بافت پرچمی خطابی دوستانه
gonfalon U پرچمی که نوارهای باریک یاپرچمهای کوچک از ان اویزان است
sentinels U 1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
sentinel U 1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
termer U زندانی
prisoners U زندانی
prisoner U زندانی
jailŠetc U زندانی
gaolbirds U زندانی
jailbird U زندانی
jailbirds U زندانی
eol U پایان خط پرچمی که بیان کننده پایان یک خط داده میباشد
incarcerated U زندانی کردن
releasing a prisoner U ازادسازی زندانی
incarcerates U زندانی کردن
send-up U زندانی کردن
send up U زندانی کردن
gaoled U زندانی کردن
send-ups U زندانی کردن
gaols U زندانی کردن
take prisoner U زندانی کردن
incarcerating U زندانی کردن
jails U زندانی کردن
jailed U زندانی کردن
incarcerate U زندانی کردن
run-ins U زندانی کردن
prisoner's dilemma U معمای زندانی
run-in U زندانی کردن
jail U زندانی کردن
run in U زندانی کردن
gaoling U زندانی کردن
jailing U زندانی کردن
The fujitive ( elusive ) prisoner . U زندانی فراری
to serve time U زندانی بودن
imprisonment U زندانی شدن
politic U زندانی سیاسی
prisoner of war U زندانی جنگی
prisoners of war U زندانی جنگی
gaol U زندانی کردن
immure U زندانی کردن
inmates U اهل بیت زندانی
extradition U تسلیم اسیر یا زندانی
inmate U اهل بیت زندانی
hanging U اعدام
execution U اعدام
gallows U اعدام
qoud U درزندان افگندن زندانی کردن
short term U حداقل مدت تنبیه و زندانی
probationers U زندانی ازاد شده بقیدشرف
bars U جای ویژه زندانی درمحکمه
bar U جای ویژه زندانی درمحکمه
quads U زندانی کردن در زندان افکندن
quad U زندانی کردن در زندان افکندن
probationer U زندانی ازاد شده بقیدشرف
death sentence U حکم اعدام
death sentences U حکم اعدام
death warrants U حکم اعدام
death warrant U حکم اعدام
death squads U جوخهی اعدام
hangman U مامور اعدام
hangmen U مامور اعدام
under sentence of death U محکوم به اعدام
administer U اعدام کردن
to death penalty U اعدام مجازات
to die on the scaffold U اعدام شدن
death squad U جوخهی اعدام
the penalty of death U کیفر اعدام
under pain of death U با کیفر اعدام
overhang U اعدام کردن
executed [judicially killed] <adj.> <past-p.> U اعدام شده
convicted to death U محکوم به اعدام
executed U اعدام کردن
execute U اعدام کردن
gallows U مستحق اعدام
gasses U اعدام با گاز
gassed U اعدام با گاز
gases U اعدام با گاز
gas U اعدام با گاز
overhangs U اعدام کردن
executioners U مامور اعدام
executioner U مامور اعدام
executes U اعدام کردن
executing U اعدام کردن
capital punishment U اعدام مجازات
capital punishment U مجازات اعدام
death penalty U مجازات اعدام
death penalty U کیفر اعدام
extinction U اعدام انهدام
to execute somebody U اعدام کردن [حقوق]
guillotining U با گیوتین اعدام کردن
electric chair U اعدام بوسیله برق
electric chair U صندلی اعدام الکتریکی
gas chambers U محفظه اعدام با گاز
gallows bird U ادم مستحق اعدام
capital offence or crime U گناه مستوجب اعدام
gas chamber U محفظه اعدام با گاز
carrying out [of a death sentence] U اجرا [حکم اعدام]
hanging U محزون مستحق اعدام
guillotines U با گیوتین اعدام کردن
guillotined U با گیوتین اعدام کردن
guillotine U با گیوتین اعدام کردن
local parole U زندانی که به قید ضمانت محلی ازاد میشود
administrative segregation U زندانی کردن به طور انفرادی تفکیک اداری
probationer U زندانی مشروطی که برای کار اعزام میشود
probationers U زندانی مشروطی که برای کار اعزام میشود
administered U انجام دادن اعدام کردن
capital U گناه مستوجب اعدام سرمایه
hang man U مامور اعدام به وسیله دار
administering U انجام دادن اعدام کردن
administers U انجام دادن اعدام کردن
to execute somebody for something U کسی را بخاطر چیزی اعدام کردن
execution U بدار زدن اعدام اجرا کردن
serve a sentence U به حکم دادگاه زندانی شدن دوره حبس خود را طی کردن
auto da fe U اجرای حکم اعدام ومجازات شخص مرتد
black cap U کلاهی که هنگام اجرای حکم اعدام برسرمحکوم گذارند
to be broken on the wheel U روی چرخ گاری مردن [نوعی مجازات اعدام در قرون وسطی]
ticket of leave U سند ازادی مشروط زندانی محکوم به حبس ابد که ازطرف وزارت کشور صادر میشود
three address U با سه نشانی
cell address U نشانی سل
passwords U نشانی
addressed U نشانی
two address U با دو نشانی
counter sign U نشانی
address part U جز نشانی
password U نشانی
addresses U نشانی
single address U با یک نشانی
address U نشانی
parameter setting U پارامتر نشانی
addressability U نشانی پذیری
addressable U نشانی پذیر
aiming point U نقطه نشانی
relocatable address U نشانی جابجاپذیر
base address U نشانی پایه
regional address نشانی منطقه ای
reference address U نشانی مرجع
nanoaddressable U نشانی ناپذیر
direct address U نشانی مستقیم
fire prevention U اتش نشانی
home address U نشانی منزلگاه
floating audress U نشانی شناور
memory address U نشانی حافظه
machine address U نشانی ماشین
tokens U نشانی یادگاری
home address U نشانی مبداء
token U نشانی یادگاری
relative address U نشانی نسبی
multi address U با چند نشانی
multiaddress U با چند نشانی
fire fighting U اتش نشانی
directing point U نقطه نشانی
one address computer U کامپیوتر یک نشانی
effective address U نشانی موثر
addressing U نشانی یابی
addressing U نشانی دهی
explicit address U نشانی صریح
multiple address U با نشانی چندگانه
address register U ثبات نشانی
address variable U متغیر نشانی
hydrants U شیراتش نشانی
fire-fighting U اتش نشانی
addressed U نشانی دادن
foam U کف اتش نشانی
foamed U کف اتش نشانی
single address U بایک نشانی
foaming U کف اتش نشانی
foams U کف اتش نشانی
two address computer U کامپیوتربا دو نشانی
specific address U نشانی خاص
triple address U با نشانی سه گانه
to hit a mark U نشانی را زدن
address U نشانی دادن
hydrant U شیراتش نشانی
to miss a mark U نشانی را نزدن
firefighting U آتش نشانی
synthetic address U نشانی مصنوع
symbolic address U نشانی نمادی
self relative address U نشانی نسبی
branch address U نشانی انشعاب
actual address U نشانی واقعی
address counter U نشانی شمار
addresses U نشانی دادن
address format U قالب نشانی
variable address U نشانی متغییر
address modification U پیرایش نشانی
return address U نشانی بازگشت
address part U جزء نشانی
address bus U گذر نشانی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com