Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
blind pass
U
پاس بدون دید یار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
unaccompanied
U
بدون همراه
unaccompanied
U
بدون مصاحب
unaccompanied
U
بدون ملتزمین رکاب
overrun
U
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrunning
U
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overruns
U
هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
unruffled
U
بدون موج
well
U
بدون اشکال اوه
wells
U
بدون اشکال اوه
burst
U
انتقال دستهای از داده در یک باس بدون وقفه
bursts
U
انتقال دستهای از داده در یک باس بدون وقفه
accurate
U
بدون هر گونه خطا
accurately
U
به درستی و بدون هر گونه خطا
free love
U
عشق ورزی ومجامعت بدون مراعات ایین ازدواج
unbiased
U
بدون تبعیض
neutral
U
بدون جانبداری خنثی
neutral
U
بدون هیچ وضعیت یا در پایه یا ولتاژ 0
message
U
اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه
messages
U
اطلاعی که به کاربر بدون مسیریابی یا داده کنترلی شبکه
integrated
U
پایگاه داده که قادر به تامین اطلاعات برای نیازهای مختلف بدون داده افزودنه است
director
U
هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک
directors
U
هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک
machine
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machine
U
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machine
U
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machined
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machined
U
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machined
U
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machines
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machines
U
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machines
U
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
logic
U
ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
halt
U
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halted
U
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halts
U
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
demur
U
ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
demurred
U
ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
demurring
U
ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
demurs
U
ایراد بدون ورود در ماهیت بدوی
cylinder
U
1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
cylinders
U
1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
fan
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanned
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanning
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fans
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
analogue
U
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogues
U
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
lie
U
نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
lied
U
نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
lies
U
نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
ram
U
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
rammed
U
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
rams
U
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
smooth
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothed
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothest
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
smooths
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
background
U
فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود
backgrounds
U
فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود
manual
U
ذخیره و پردازش اطلاعات بدون کمک کامپیوتر
manual
U
انجام شده توسط اپراتور و بدون کمک ماشین
dead
U
دستوربرنامه کار یا خطایی که باعث توقف برنامه بدون بهبود میشود
direct
U
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
directed
U
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
directs
U
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
blank
U
خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن
blankest
U
خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن
penalties
U
پرتاب خطای بدون امتیاز
penalty
U
پرتاب خطای بدون امتیاز
unleaded
U
بدون سرب
travelling
U
حرکت بدون پوشش ومراقبت
perfectly
U
بدون اشتباه یا درست
unformed
U
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
terra firma
U
قطعه اصلی خطه بدون جزیره
bare
U
بدون روکش
bare
U
بدون روپوش لخت
bared
U
بدون روکش
bared
U
بدون روپوش لخت
barer
U
بدون روکش
barer
U
بدون روپوش لخت
bares
U
بدون روکش
bares
U
بدون روپوش لخت
barest
U
بدون روکش
barest
U
بدون روپوش لخت
baring
U
بدون روکش
baring
U
بدون روپوش لخت
amorphous
U
بدون تقسیم بندی
bluntly
U
بدون تعارف ونزاکت
Taoism
U
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
spineless
U
بدون ستون فقرات
freedom
U
آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
freedoms
U
آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
freely
U
بدون محدودیت
eternities
U
بدون سرانجام وسراغاز
eternity
U
بدون سرانجام وسراغاز
harmlessly
U
بدون صدمه
promptly
U
بدون معطلی
disingenuous
U
بدون صراحت لهجه
disingenuous
U
دورو بدون صمیمیت
irresponsibly
U
بدون داشتن مسئولیت
Other Matches
without any reservation
U
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally
U
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
flattest
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
U
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
U
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
parataxis
U
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
U
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unstressed
U
بدون اضطراب بدون کشش
offhand
U
بدون مقدمه بدون تهیه
achylous
U
بدون کیلوس بدون قیلوس
unbranched
U
بدون انشعاب بدون شعبه
recoilless
U
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate
U
بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
wanting
U
بدون
and no mistake
U
بدون شک
bottomless
U
بدون ته
ex
U
بدون
ex-
U
بدون
unstressed
U
بدون مد
i'll warrant
U
بدون شک
obtrusively
U
بدون حق
to a certainty
U
بدون شک
sans
U
بدون
doubtlessly
U
بدون شک
acheilos
U
بدون لب
without
U
بدون
acheilous
U
بدون لب
undoubtedly
U
بدون شک
goalless
U
بدون گل
undoubted
U
بدون شک
indubitable
U
بدون شک
but
U
بدون
not nearctic
U
بدون
ametabolous
U
بدون دگردیسی
ametabolic
U
بدون دگردیسی
constantly
U
بدون تغییر
unceasing
U
بدون وقفه
unmanned
U
بدون سرنشین
air dry
U
بدون رطوبت
consistently
U
بدون تناقض
unexceptional
U
بدون استثنا
achromic
U
بدون ترخیم
prosaically
U
بدون لطافت
vainly
U
بدون نتیجه
acid free
U
بدون اسید
quiescently
U
بدون جنبش
acold
U
بدون احساسات
recoilless
U
بدون لنگر
to be sure
<idiom>
U
مطمئنا ،بدون شک
under one's own steam
<idiom>
U
بدون کمک
achromatic
U
بدون ترخیم
achlamydeous
U
بدون پوشش
wing it
<idiom>
U
بدون آمادگی
acranial
U
بدون کاسهء سر
in vain
<idiom>
U
بدون تفثیروموفقیت
faceless
U
بدون ویژگی
immediately
U
بدون واسطه
anechoic
U
بدون انعکاس
nonsyllabic
U
بدون هجایی
nonstop
U
بدون توقف
unwary
U
بدون نگرانی
indiscriminately
U
بدون تمیز
standstill
U
بدون حرکت
nonboresafe
U
بدون ضامن
irrespective
U
بدون مراعات
seamless
U
بدون درز
non delay
U
بدون تاخیر
bareheaded
U
بدون کلاه
unoccupied
U
بدون مستاجر
nothing if not
<idiom>
U
مطمئنا،بدون شک
safely
U
بدون خطر
excluding meals
U
بدون غذا
decaffeinated
U
بدون کافئین
pathless
U
بدون جاده
without milk
U
بدون شیر
asymptomatic
U
بدون علامت
disposed
U
بدون پوشش
on the square
U
بدون کجی
avirulent
U
بدون شدت
awless
U
بدون بیم
no doubt
U
بدون تردید
faceless
U
بدون صورت
continuously
U
بدون توقف
toothless
U
بدون دندانه
unsigned
U
بدون امضاء
bachelor
U
بدون عیال
bachelors
U
بدون عیال
tenantless
U
بدون مستاجر
inaction
U
بدون فعالیت
unpromising
U
بدون امید
termless
U
بدون شرط
untitled
U
بدون عنوان
untitled
U
بدون سراغاز
vibrationless
U
بدون لرزه
strikeless
U
بدون ضربت
valveless
U
بدون سوپاپ
vacant succession
U
بدون جانشین
humble
U
بدون ارتفاع
humblest
U
بدون ارتفاع
unvocal
U
بدون موسیقی
unvalued
U
بدون ارج
unmennerly
U
بدون اداب
unmannered
U
بدون اداب
terrorless
U
بدون ترس
undeviating
U
بدون تردیدرای
undeviating
U
بدون انحراف
toeless
U
بدون پنجه
unadvised
U
بدون اطلاع
notwithstanding
U
بدون توجه
bloodless
U
بدون خونریزی
unblushing
U
بدون شرم
unaligned
U
بدون صف ارایی
unfeigned
U
بدون تصنع
insecure
U
بدون ایمنی
unmaned
U
بدون سرنشین
unsprung
U
بدون فنر
unspotted
U
بدون الودگی
indubitable
U
بدون تردید
unlined
U
بدون پوشش
unlined
U
بدون استر
unfunded
U
بدون سرمایه
unfinanced
U
بدون پشتوانه
involuntarily
U
بدون اراده
faultless
U
بدون خطا
unalloyed
U
بدون الیاژ
unequivocal
U
بدون ابهام
unequivocally
U
بدون ابهام
sans recours
U
بدون رجوع
scoreless
U
بدون امتیاز
without recourse
U
بدون رجوع
adrift
U
بدون هدف
workless
U
بدون عمل
cold turkey
U
بدون آمادگی
acarpous
U
بدون میوه
backless
U
بدون پشتی
backless
U
بدون پشت
run on
U
بدون وقفه
unselfish
U
بدون خودخواهی
sans ceremonie
U
بدون تشریفات
zero elasticity
U
بدون کشش
searchless
U
بدون جستجو
without recourse
U
بدون حق مراجعه
stemless
U
بدون تنه
undue
U
بدون مداخله
unfurnished
U
بدون اثاثیه
weanting
U
بدون بی منهای
wayless
U
بدون جاده
warless
U
بدون جنگ
confidently
U
بدون شبهه
voteless
U
بدون رای
stemless
U
بدون ساقه
expired
U
بدون اعتبار
shadeless
U
بدون سایه
unattended
U
بدون متصدی
without justification
U
بدون مجوز
shockless
U
بدون ضربه
blankly
U
بدون مقصودیامعنی
endless
U
بدون پایان
soilless
U
بدون خاک
inoffensive
U
بدون زنندگی
unresponsive
U
بدون احتیاط
tax-exempt
<adj.>
U
بدون مالیات
discontinuously
U
بدون اتصال
with in compass
U
بدون مبالغه
barrier-free
U
بدون حائل
cordless
<adj.>
U
بدون سیم
non-taxable
<adj.>
U
بدون مالیات
non-assessable
<adj.>
U
بدون مالیات
taxless
<adj.>
U
بدون مالیات
free from taxes
<adj.>
U
بدون مالیات
wireless
<adj.>
U
بدون سیم
disconnectedly
U
بدون ارتباط
dimensionless
U
بدون بعد
static
U
بدون تحرک
degas
U
بدون گازکردن
dealated
U
بدون بال
incommunicable
U
بدون رابطه
indistinctively
U
بدون فرق
indolently
U
بدون درد
cordless
U
بدون سیم
incognizant
U
بدون شناسایی
deice
U
بدون یخ کردن
inapproachable
U
بدون دسترسی
diamensionless
U
بدون بعد
diamensionless
U
بدون اندازه
irresponsibly
U
بدون حس مسئولیت
stateless
U
بدون تابعیت
frozen
U
بدون ترقی
off hand
U
بدون آمادگی
glabrous
U
بدون کرک
flavorless
U
بدون مزه
problem-free
<adj.>
U
بدون زحمت
trouble-free
<adj.>
U
بدون زحمت
fruitlessly
U
بدون نتیجه
free trader
U
بدون گمرک
direct
<adj.>
U
بدون واسطه
free of tax
U
بدون مالیات
free play
U
بدون محدودیت
free from slip
U
بدون لغزش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com