Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
w response
U
پاسخ کلی
whole response
U
پاسخ کلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
calculator
U
ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد
calculators
U
ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد
answer
U
: پاسخ دادن
answer
U
: جواب پاسخ
answer
U
پاسخ
answer
U
زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
answer
U
حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
answer
U
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
answer
U
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answer
U
پاسخ به یک سوال
answered
U
: پاسخ دادن
answered
U
: جواب پاسخ
answered
U
پاسخ
answered
U
زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
answered
U
حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
answered
U
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
answered
U
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answered
U
پاسخ به یک سوال
answering
U
: پاسخ دادن
answering
U
: جواب پاسخ
answering
U
پاسخ
answering
U
زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
answering
U
حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
answering
U
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
answering
U
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answering
U
پاسخ به یک سوال
answers
U
: پاسخ دادن
answers
U
: جواب پاسخ
answers
U
پاسخ
answers
U
زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
answers
U
حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
answers
U
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
answers
U
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answers
U
پاسخ به یک سوال
frequently
U
صفحه وب یا فایل کمک که حاوی سوالات متداول و پاسخ آن درباره یک موضوع مربوطه است
queried
U
که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
queried
U
زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
queries
U
که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
queries
U
زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
query
U
که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
query
U
زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
querying
U
که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
querying
U
زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
voice
U
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voice
U
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voice
U
سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
voices
U
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voices
U
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voices
U
سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
voicing
U
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voicing
U
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voicing
U
سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
phone
U
پاسخ به تماس در تلفن
phoned
U
پاسخ به تماس در تلفن
phones
U
پاسخ به تماس در تلفن
phoning
U
پاسخ به تماس در تلفن
calibrate
U
تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
calibrated
U
تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
calibrates
U
تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
calibrating
U
تنظیم یک صفحه نمایش یا joystick تا به سیگنالها حرکات درست پاسخ دهد
colour
U
احساسی که توسط چشم با توجه به پاسخ آن به فرکانسهای نور مختلف داده میشود
colours
U
احساسی که توسط چشم با توجه به پاسخ آن به فرکانسهای نور مختلف داده میشود
affirmative
U
پاسخ "بله " بود
structure
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structures
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structuring
U
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
intelligence
U
1-توانایی پاسخ دادن . 2-توانایی وسیله برای اجرای و پردازش برنامه
time
U
تا نتیجه در صفحه فاهر شود.2-سرعتی که سیستم به درخواستی پاسخ میدهد
timed
U
تا نتیجه در صفحه فاهر شود.2-سرعتی که سیستم به درخواستی پاسخ میدهد
times
U
تا نتیجه در صفحه فاهر شود.2-سرعتی که سیستم به درخواستی پاسخ میدهد
combine
U
ایستگاه کنترل سطح بالا که دستورات و پاسخ ها را پردازش میکند
combines
U
ایستگاه کنترل سطح بالا که دستورات و پاسخ ها را پردازش میکند
combining
U
ایستگاه کنترل سطح بالا که دستورات و پاسخ ها را پردازش میکند
blind
U
آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
blinded
U
آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
blinds
U
آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
calculate
U
یافتن پاسخ یک مشکل با کمک اعداد
calculated
U
یافتن پاسخ یک مشکل با کمک اعداد
calculates
U
یافتن پاسخ یک مشکل با کمک اعداد
quoting
U
خصوصیتی در پستهای الکترونیکی که امکان پاسخ دادن به پیام به همراه متن پیام اصلی میدهد
answerable
U
پاسخ دار
auto
U
توانایی مودم برای پاسخ خودکار به تلفن پس از زنگ زدن
auto
U
امکانی در مودم برای شماره گیری مجدد در صورت اشغال خط تا وقتی که پاسخ دهد
autos
U
توانایی مودم برای پاسخ خودکار به تلفن پس از زنگ زدن
autos
U
امکانی در مودم برای شماره گیری مجدد در صورت اشغال خط تا وقتی که پاسخ دهد
loop
U
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
looped
U
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
loops
U
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
solve
U
یافتن پاسخ یک مشکل
solved
U
یافتن پاسخ یک مشکل
solves
U
یافتن پاسخ یک مشکل
solving
U
یافتن پاسخ یک مشکل
solution
U
پاسخ یک مشکل
solutions
U
پاسخ یک مشکل
problem
U
یافتن پاسخ برای مشکلی
problem
U
سوالی که یافتن پاسخ آن مشکل باشد
problems
U
یافتن پاسخ برای مشکلی
problems
U
سوالی که یافتن پاسخ آن مشکل باشد
plea
U
پاسخ دعوی
pleas
U
پاسخ دعوی
Other Matches
reply
[answer]
U
پاسخ نامه ای
[پاسخ به پیام پست الکترونیکی ]
[پاسخ زبانی دفاعیه]
voice answer back
U
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
originate
U
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originating
U
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originates
U
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originated
U
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
it is inexpedient to reply
U
پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
responds
U
پاسخ
answerback
U
در پاسخ
negative reply
U
پاسخ رد
in answer to
U
در پاسخ به
responsions
U
پاسخ
responses
U
پاسخ
response
U
پاسخ
no
U
: پاسخ نه
replied
U
پاسخ
replies
U
پاسخ
reply
U
پاسخ
replying
U
پاسخ
respond
U
پاسخ
responded
U
پاسخ
counterplea
U
پاسخ رد
rebutter
U
پاسخ رد
statement
U
پاسخ
in reply to
U
در پاسخ
response
[commentary]
U
پاسخ
item of written comment
U
پاسخ
representation
[statement]
U
پاسخ
reaction
[answer, commentary]
U
پاسخ
replication
U
پاسخ
respond
U
پاسخ دادن
reflection response
U
پاسخ قرینه
responded
U
پاسخ دادن
response amplitude
U
دامنه پاسخ
responsorial
U
پاسخ دهنده
rejoinder
U
پاسخ دفاعی
manipulandum
U
ابزار پاسخ
calculation
U
پاسخ تقریبی
operandum
U
ابزار پاسخ
rejoins
U
در پاسخ گفتن
rejoins
U
پاسخ دادن
preparatory response
U
پاسخ مقدماتی
position response
U
پاسخ مکانی
popular response
U
پاسخ رایج
rejoining
U
در پاسخ گفتن
discriminatory response
U
پاسخ افتراقی
original response
U
پاسخ ابتکاری
movement response
U
پاسخ حرکت
moro response
U
پاسخ مورو
oracle
U
پاسخ مبهم
oracles
U
پاسخ مبهم
an a answer
U
پاسخ مثبت
running rate
U
اهنگ پاسخ
rejoining
U
پاسخ دادن
response intensity
U
شدت پاسخ
response duration
U
مدت پاسخ
anatomy response
U
پاسخ کالبدی
emitted response
U
پاسخ صدوری
distal response
U
پاسخ دوربرد
answer mode
U
حالت پاسخ
answerback
U
پاسخ برگشتی
response equivalence
U
هم ارزی پاسخ
anticipatory response
U
پاسخ انتظاری
color response
U
پاسخ رنگ
conditioned response
U
پاسخ شرطی
consummatory response
U
پاسخ پایانی
content response
U
پاسخ محتوایی
response generalization
U
تعمیم پاسخ
delayed response
U
پاسخ درنگیده
frequency respone
U
پاسخ فرکانس
response latency
U
نهفتگی پاسخ
response rate
U
سرعت پاسخ
replier
U
پاسخ دهنده
responds
U
پاسخ دادن
irresponsive
U
پاسخ ندهنده
impluse response
U
پاسخ ایمپولز
image response
U
پاسخ تصویر
correct response
U
پاسخ درست
response differentiation
U
تفکیک پاسخ
response time
U
زمان پاسخ
response threshold
U
استانه پاسخ
response strength
U
نیرومندی پاسخ
response set
U
امایه پاسخ
right answer
U
پاسخ درست
vaccum response
U
پاسخ غیابی
come up with
<idiom>
U
یافتن پاسخ
voice answer back
U
پاسخ سمعی
rejoinders
U
پاسخ دفاعی
early answer
U
پاسخ زود
vab
U
پاسخ سمعی
rejoin
U
در پاسخ گفتن
rejoin
U
پاسخ دادن
rejoined
U
در پاسخ گفتن
rejoined
U
پاسخ دادن
to definitive answer
U
پاسخ قطعی
to make a response
U
پاسخ دادن
all or none response
U
پاسخ همه یا هیچ
conditioned escape response
U
پاسخ گریز شرطی
conditioned avoidance response
U
پاسخ اجتنابی شرطی
cer
U
پاسخ هیجانی شرطی
response hierarchy
U
سلسله مراتب پاسخ
achromatic color response
U
پاسخ رنگ بی فام
conditioned emotional response
U
پاسخ هیجانی شرطی
to fail to provide an answer
U
درماندن در دادن پاسخ
open ended question
U
پرسش باز پاسخ
modulation frequency response
U
پاسخ فرکانس مدولاسیون
psychogalvanic response
U
پاسخ گالوانیکی- روانی
pure color response
U
پاسخ خالص رنگ
interrogator responsor
U
دستگاه پرسش- پاسخ
inquiry system
U
سیستم پرسش- پاسخ
high frequency responce
U
پاسخ فرکانس بالا
he returned a negative
U
پاسخ منفی داد
galvanic skin response
U
پاسخ برقی پوست
electrodermal response
U
پاسخ برقی پوست
no reply necessary
[NRN]
U
نیازی به پاسخ نیست.
answer
[to something]
U
پاسخ
[به چیزی]
[راه حل]
i pause for a reply
U
منتظر پاسخ هستم
s r psychology
U
روانشناسی محرک- پاسخ
pilomotor response
U
پاسخ سیخ شدن مو
visual righting response
U
پاسخ تعادل دیداری
stimulus response psychology
U
روانشناسی محرک- پاسخ
white space response
U
پاسخ به بخش سفید
rejoinders
U
پاسخ دفاعی دادن
ucr
U
پاسخ غیر شرطی
unconditioned response
U
پاسخ غیر شرطی
stimulus response model
U
الگوی محرک- پاسخ
s r model
U
الگوی محرک- پاسخ
calculation
U
پاسخ به یک مشکل در ریاضی
rejoinder
U
پاسخ دفاعی دادن
return a negative
U
پاسخ منفی دادن
shading response
U
پاسخ سایه روشن
rejoining
U
پاسخ دفاعی دادن
rejoins
U
پاسخ دفاعی دادن
rejoined
U
پاسخ دفاعی دادن
rejoin
U
پاسخ دفاعی دادن
the answer is in the negative
U
پاسخ ان منفی است
response time
U
زمان پاسخ دهی
to answer in the a
U
پاسخ مثبت دادن
surrebutter
U
اخرین پاسخ خواهان
stimulus response theory
U
نظریه محرک- پاسخ
reacted
U
عمل کردن در پاسخ به چیزی
reacting
U
عمل کردن در پاسخ به چیزی
reacts
U
عمل کردن در پاسخ به چیزی
i cannot say him nay
U
نمتوانم پاسخ رد به او بدهم نمیتوانم به او
resolveme this
U
این پرسش را پاسخ دهید
to beg the question
U
در پاسخ به پرسشی جاخالی دادن
react
U
عمل کردن در پاسخ به چیزی
readiness to report
U
امادگی برای پاسخ دادن
interrupts
U
ای که در پاسخ به یک وقفه کار میکند
interrupt
U
ای که در پاسخ به یک وقفه کار میکند
to meet with a repulse
U
پذیرفته نشدن پاسخ رد شنیدن
replied
U
پاسخ دادن جواب کتبی
stimulus organism response model
U
الگوی محرک- جاندار- پاسخ
interrupting
U
ای که در پاسخ به یک وقفه کار میکند
let down easy
<idiom>
U
پاسخ منفی به طرز خوشآیندی
glib answer
U
پاسخ بدون ملاحظه
[بی فکر]
Please reply as a matter of urgency.
U
لطفا فوری پاسخ دهید.
replies
U
پاسخ دادن جواب کتبی
s o r model
U
الگوی محرک- جاندار- پاسخ
fractional antedating goal response
U
خرده پاسخ انتظار هدف
to press for an answer
U
با صرار یا فشار پاسخ خواستن
reply
U
پاسخ دادن جواب کتبی
replying
U
پاسخ دادن جواب کتبی
i pause for a reply
U
خاموش مانده ام که پاسخ بگیرم
to respond to blackmail
[a threat]
U
پاسخ دادن به باج گیری
[ تهدیدی]
I look forward to receiving your reply.
U
من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
no answer
[n/a]
[in forms]
U
بدون پاسخ
[در برگه برای پر کردن]
resulting
U
پاسخ یا خروجی عملیات ریاضی یا منط قی
resulted
U
پاسخ یا خروجی عملیات ریاضی یا منط قی
result
U
پاسخ یا خروجی عملیات ریاضی یا منط قی
responds
U
پاسخ دادن یا عمل کردن به دلیلی
responded
U
پاسخ دادن یا عمل کردن به دلیلی
respond
U
پاسخ دادن یا عمل کردن به دلیلی
replying
U
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
reply
U
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
replies
U
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
replied
U
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
irresponsiveness
U
عدم امادگی برای پاسخ دادن
to push for an answer
[in reference to something]
U
برای پاسخ فشار آوردن
[در رابطه با چیزی]
repondez s'il vous plait
[RSVP]
U
لطفا پاسخ بدهید
[به دعوت نوشته شده ای]
please reply
U
لطفا پاسخ بدهید
[به دعوت نوشته شده ای]
A rapid response would be appreciated.
U
از پاسخ فوری قدردانی می کنیم.
[اصطلاح رسمی]
leadingquestion
U
پرسشی که کمک به پیدا کردن پاسخ میدهد
i floored the paper
U
پاسخ همه پرسشهایی را که در کاغذ بود دادم
agony column
U
ستونیدر روزنامهکهدر آن پاسخ مشکلاتو سوالهای خوانندگانمطرح میشود
peine for et dure
U
مجازات عدم پاسخ در مقابل کیفر خواست جنایی
it is impolitic reply so soon
U
صلاح نیست به این زودی پاسخ داده شود
conversational mode
U
سیستم کامپیوتری که به ورودی کاربر به سرعت پاسخ میدهد
hangs
U
وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
FAQ
U
الات عمومی و پاسخ آنها درباره یک موضوع مربوطه استphantom
hang
U
وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
inquiries
U
حالت محاورهای کامپیوتر که دستورات کاربر به سرعت پاسخ داده می شوند
interactive
U
سیستمی که حاوی پاسخ سریع به دستورات کاربر یا برنامه یا داده است
inquiry
U
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
inquiries
U
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
inquiry
U
حالت محاورهای کامپیوتر که دستورات کاربر به سرعت پاسخ داده می شوند
Excepting
[With the exception of]
two students, no one could answer the last question correctly.
U
به غیر از دو دانش آموز هیچ کس نتوانست آخرین پرسش را درست پاسخ بدهد.
vab
U
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواند یک سیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند
responses
U
و نتیجه فاهر شده روی صفحه . 2-سرعتی که یک سیستم به محرک پاسخ میدهد
audio
U
تجزیه کننده صوت که به کامپیوتر اجازه میدهد پاسخ را به درخواست ها بیان کند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com