English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 298 (67 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cryptodevice U وسایل رمز کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
enhance U تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
enhanced U تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
enhances U تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
enhancing U تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
fan U 1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fanned U 1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fanning U 1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fans U 1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
stack U جمع اوری و منظم کردن وسایل
stack U ردیف کردن وسایل و تجهیزات
stacked U جمع اوری و منظم کردن وسایل
stacked U ردیف کردن وسایل و تجهیزات
stacks U جمع اوری و منظم کردن وسایل
stacks U ردیف کردن وسایل و تجهیزات
furnish U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishes U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
self- U برای اطمینان از صحت نحوه کار کردن , معمولاگ حافظه , وسایل جانبی و دیسک درایوها بررسی می شوند
procurement U تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
disposal U انهدام اسناد و مدارک یا وسایل مصرف واگذار کردن
maintenance U جلوگیری ازاستهلاک یا کند کردن استهلاک ماشینها و وسایل صنعتی ازطریق اعمال طرق فنی
mounting U سوار کردن وسایل
mounting U وسایل سوار شده روی یک دستگاه سر هم کردن وسایل
cannibalised U محل اوراق کردن وسایل
cannibalises U محل اوراق کردن وسایل
cannibalising U محل اوراق کردن وسایل
cannibalize U محل اوراق کردن وسایل
cannibalized U محل اوراق کردن وسایل
cannibalizes U محل اوراق کردن وسایل
cannibalizing U محل اوراق کردن وسایل
sick U مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
sickest U مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
tackle U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackled U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackles U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackling U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
deadline U منتظر تعمیر متوقف کردن وسایل برای تعمیر
deadlines U منتظر تعمیر متوقف کردن وسایل برای تعمیر
directing U اداره کردن روانه کردن وسایل
sync U حرف ارسالی برای سنکرون کردن وسایل
sync U بیت ارسالی برای سنکرون کردن وسایل
personal U محدوده سیستمهای بی سیم ارتباطی که امکان رد و بدل کردن داده کامپیوتر با وسایل دیگر مثل چاپگر یا PDA را فراهم میکند
embark U سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarked U سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarking U سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarks U سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
requisition U درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioned U درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioning U درخواست کردن درخواست وسایل
requisitions U درخواست کردن درخواست وسایل
neutralised U بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralises U بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralising U بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralize U بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralizes U بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralizing U بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
dismount U پیاده کردن قطعات و وسایل
dismounting U پیاده کردن قطعات و وسایل
dismounts U پیاده کردن قطعات و وسایل
mechanised U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanises U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanising U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanize U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizes U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizing U با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
salvage U اوراق کردن وسایل
salvaged U اوراق کردن وسایل
salvages U اوراق کردن وسایل
salvaging U اوراق کردن وسایل
stage U سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
stages U سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
hoist U بلند کردن وسایل سنگین
hoisted U بلند کردن وسایل سنگین
hoists U بلند کردن وسایل سنگین
camouflage U پنهان کردن وسایل جنگی
camouflage U استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaged U پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaged U استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflages U پنهان کردن وسایل جنگی
camouflages U استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaging U پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaging U استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
augmentation U تکمیل کردن واگذار کردن وسایل یا نفرات اضافی یا تقویتی
beach gear U وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
clamper U مداری که سطح سیگنال را از نوک اسکن کردن یا سایر وسایل ورودی به بیشترین حد محدود میکند زودتر از وقتی که به یک مقدار عددی تبدیل شود
cocooning U اب بندی کردن درز وسایل هواپیما
cryptocustodian U مسئول نگهداری یا کار کردن یا انهدام وسایل رمز
juryrig U سوار کردن موقت وسایل
mekeready U وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
pickup zone U منطقه بارگیری و بار کردن وسایل
red concept U جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
rig in U باز کردن قطعات و باربندیها باز کردن وسایل و باربندی ناو
roll up U پیاده کردن و یا جمع کردن تاسیسات یا وسایل در حال کار
shop supply U وسایل لازم برای تعمیرگاه تدارک کردن تعمیرگاه
target materials U مواد و وسایل بردن هدفهاروی نقشه یا نشان دادن ومشخص کردن انها روی طرحها
tetragraph U کلمه رمز چهار حرفی برای اسم گذاری و مشخص کردن وسایل
accessorize U اضافه کردن وسایل جانبی و تزئینات به لباس و اتاق و غیره
Other Matches
cpu U سیگنالهای واسط بین CPU و وسایل جانبی یا وسایل ورودی / خروجی
prevention of stripping U ممانعت از کار وسایل اکتشافی دشمن یا اکتشاف وسایل مخابراتی و رادارخودی
recovers U جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recover U جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recovering U جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
excess property U وسایل اضافه بر سازمان وسایل اضافی
channeled U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channel U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeling U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
pipeline assets U وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
maps U نموداری که اختصاص محدوده آدرس به وسایل مختلف حافظه را نشان میدهد. مثل RAM و ROM و وسایل انط باق حافظه ورودی /خروجی
map U نموداری که اختصاص محدوده آدرس به وسایل مختلف حافظه را نشان میدهد. مثل RAM و ROM و وسایل انط باق حافظه ورودی /خروجی
bios U توابع سیستم که واسط بین زمان برنامه نویسی سطح بالا و وسایل جانبی سیستم است تا ورودی خروجی وسایل استاندارد را بررسی کند
service test U ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
computation of replacement factors U محاسبه عمر قانونی وسایل محاسبه زمان تعویض وسایل
dispersal lays U محوطههای تفرقه وسایل وخودروها محوطههای پناهگاه وسایل و خودروها
pioneer tools U وسایل حفاری و تهیه استحکامات وسایل مهندسی حفاری
landing aids U وسایل کمک ناوبری فرودهواپیما وسایل کمکی فرودهواپیما
cryptoancillary equipment U وسایل و تجهیزات رمز وسایل تامین ارسال رمز
basics U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic issue items U وسایل همراه اقلام عمده اقلام شارژ انبار وسایل عمده
kit U جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
kits U جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
accouterment U وسایل
means U وسایل
media U وسایل
assets U وسایل
plants U وسایل
plant U وسایل
furniture U وسایل
facilities U وسایل
mess gear U وسایل غذاخوری
mess kit U وسایل غذاخوری
test equipment U وسایل ازمایش
utensil U وسایل اسباب
means of production U وسایل تولید
utensils U وسایل اسباب
attachment U وسایل وابسته
cryptomaterial U وسایل رمز
cryptodevice U وسایل رمز
artificial aids U وسایل کمکی
essential elements U وسایل ضروری
fitments U وسایل نصب
fitment U وسایل نصب
loading facilities U وسایل بارگیری
dust collection equipment U وسایل گردگیری
Home appliances U وسایل خانگی
means U استطاعت وسایل
artificial suporters U وسایل محافظتی
accessory equipment U وسایل یدکی
erosion U فرسایش وسایل
fabricator U سازنده وسایل
communication channels U وسایل ارتباطی
bedding U وسایل خواب
captured material U وسایل اغتنامی
furtherance U تهیه وسایل
layouts U ترتیب وسایل
layout U ترتیب وسایل
salvaging U وسایل اسقاطی
mnemonics U وسایل یادیار
sundry items U وسایل متفرقه
subsistence U وسایل زیست
building plant U وسایل ساختمان
tools of research U وسایل تحقیقات
rigging warrant U فهرست وسایل
cable accessory U وسایل کابل
scuba diver U غواص با وسایل
scuba diving U غواصی با وسایل
utility U وسایل رفاهی
push botton U وسایل خودکار
salvaged U وسایل اسقاطی
salvage U وسایل اسقاطی
sonic equipment U وسایل اوازی
tentage U وسایل چادرزنی
tentage U وسایل چادر
installing U از کارانداختن وسایل
installs U از کارانداختن وسایل
war material U وسایل جنگی
install U از کارانداختن وسایل
check out equipment U وسایل ازمایشگاهی
sonic equipment U وسایل اوایی
auxiliary equipment U وسایل کمکی
salvages U وسایل اسقاطی
auxiliary equipment U وسایل یدکی
chaffing gear U وسایل ضد ساییدگی
pool equipment U وسایل تعمیرگاه
chaffing gear U وسایل ضد سایش
tentage U وسایل چادرها
fractured U مو برداشتن قطعات و وسایل
salvage group U گروه بازیابی وسایل
fractures U مو برداشتن قطعات و وسایل
fracturing U مو برداشتن قطعات و وسایل
stockage U وسایل موجودی در انبار
accommodations U منزل وسایل راحتی
fracture U مو برداشتن قطعات و وسایل
smokers U وسایل رفاهی ناو
aids to navigation U وسایل کمک ناوبری
caddie U حامل وسایل بازیگر
smoker U وسایل رفاهی ناو
sail locker U انبار وسایل ملوانی
caddied U حامل وسایل بازیگر
individual reserves U وسایل ذخیره انفرادی
caddies U حامل وسایل بازیگر
caddying U حامل وسایل بازیگر
aid U کمک وسایل کمکی
aided U کمک وسایل کمکی
servicae life U عمر خدمتی وسایل
gate U وسایل ورود ورودیه
light armor U وسایل زرهی سبک
banks U مجموعهای از وسایل مشابه
bank U مجموعهای از وسایل مشابه
pool equipment U وسایل پارک موتوری
plugs U ورودی که به وسایل مختلف
plugging U ورودی که به وسایل مختلف
penetration aids U وسایل تولید نفوذ
plug U ورودی که به وسایل مختلف
tackling U وسایل ماهیگیری یا کمانگیری
gimmickry U وسایل اغفال یا تقلب
tackles U وسایل ماهیگیری یا کمانگیری
gasman U مکانیک وسایل گازسوز
tackled U وسایل ماهیگیری یا کمانگیری
gasmen U مکانیک وسایل گازسوز
mass media U وسایل ارتباط جمعی
pararaft U وسایل نجات چتربازی
gadgetry U وسایل کوچک مکانیکی
gates U وسایل ورود ورودیه
communication U مراوده وسایل ارتباطی
materiel readiness U امادگی رزمی وسایل
means are not a U وسایل فراهم نیست
aircraft arresting complex U وسایل مهار هواپیما
hi fi U وسایل ایجاد صدا
mess gear U وسایل نظافت نهارخوری
provisions U وسایل لازم توشه ها
motorsports U ورزشهای با وسایل موتوری
navigational aids U وسایل کمک ناوبری
incommunicado U بدون وسایل ارتباط
accommodation U منزل وسایل راحتی
on hand U وسایل موجود درانبار
tackle U وسایل ماهیگیری یا کمانگیری
coupler plug U دوشاخه وسایل الکتریکی
assembly order U دستور مونتاژ وسایل
authentication equipment U وسایل تعیین معرف
drawing instrument U وسایل نقشه کشی
drawing instrument U وسایل رسم فنی
twin plug U دو شاخه وسایل برقی
two pin plug U دو شاخه وسایل برقی
trade something in <idiom> U تعویض وسایل کهنه
utensil plug U دو شاخه وسایل برقی
unaccommodated U بدون وسایل راحتی
spin U ماهیگیری با وسایل چرخان
pictorial U وسایل تصویری یا تصویرنهایی
attack size U استعداد وسایل درگیر در تک
condensation trail U مجموعه وسایل انجماد
attachment plug U دوشاخه وسایل برقی
deck load U وسایل روی پل کشتی
incoming traffic U جاده وسایل که می آیند
demolition kit U جعبه وسایل تخریب
splint U وسایل شکسته بندی
Other means of transport U سایر وسایل نقلیه
athletic suporters U وسایل محافظتی ورزشکار
spins U ماهیگیری با وسایل چرخان
characteristics U مشخصات ومختصات وسایل
apparatus U اسباب و وسایل ژیمناستیک
clamping device U وسایل قید و بست
place settings U وسایل میز غذاخوری
place setting U وسایل میز غذاخوری
aiding U کمک وسایل کمکی
racked U قفسه مهمات و وسایل
rack U قفسه مهمات و وسایل
authentication equipment U وسایل تعیین نشانی
gun bag U کیسه وسایل توپ
processes U و وسایل کنترل و پشتیبانی
gripping appliance U وسایل بست و مهارکنندگی
process U و وسایل کنترل و پشتیبانی
golf bag U کیف وسایل گلف
caddy U حامل وسایل بازیگر
racks U قفسه مهمات و وسایل
care and handling U مراقبت و دستکاری وسایل
wracks U قفسه مهمات و وسایل
check out equipment U وسایل بازدید محل
clamping fixture U وسایل قید و بست
wracked U قفسه مهمات و وسایل
high lift device U وسایل برای زیاد
personnel U کارکنان یاخدمه وسایل جنگی
trafficking U رفت و امد وسایل نقلیه
trafficked U رفت و امد وسایل نقلیه
accomodation وسایل آسایش واستراحت جا و مکان
communication security custodian U مسئول وسایل تامین مخابراتی
traffic U رفت و امد وسایل نقلیه
manifesting U فهرست بارها لیست وسایل
manifests U فهرست بارها لیست وسایل
manifested U فهرست بارها لیست وسایل
equips U مین توسط ماشین یا وسایل
acceptance trial آزمایش قبول وسایل وتجهیزات
quartermasters U فروشگاه وسایل سررشته داری
quartermaster U فروشگاه وسایل سررشته داری
rigging U وسایل باربندی بکسلهای ناو
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com