Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sheet
U
ورق فلزی
sheets
U
ورق فلزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
birdcage
U
چهارچوب فلزی کانتینرها چهارچوب فلزی اطاق کنترل هواپیما
birdcages
U
چهارچوب فلزی کانتینرها چهارچوب فلزی اطاق کنترل هواپیما
template
U
قالب چوبی یا فلزی
templates
U
قالب چوبی یا فلزی
card
U
مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود.
cards
U
مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود.
lap
U
جفت کردن دوسطح فلزی بهم باسایش سنباده نرم
lapped
U
جفت کردن دوسطح فلزی بهم باسایش سنباده نرم
cable
U
طناب فلزی
cable
U
مفتول فلزی بافته
cabled
U
طناب فلزی
cabled
U
مفتول فلزی بافته
lock
U
محل پرچ یااتصال دویاچند ورق فلزی قفل کردن
locks
U
محل پرچ یااتصال دویاچند ورق فلزی قفل کردن
rack
U
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
racked
U
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
racks
U
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracked
U
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracks
U
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wiring
U
ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها
circuit
U
وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود
circuits
U
وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود
wire
U
هادی فلزی نازک
wires
U
هادی فلزی نازک
structure
U
ساختمان اسکلت فلزی
structures
U
ساختمان اسکلت فلزی
structuring
U
ساختمان اسکلت فلزی
wicket
U
دروازههای فلزی کوتاه که گوی باید از ان بگذرد
wickets
U
دروازههای فلزی کوتاه که گوی باید از ان بگذرد
etching
U
سیاه قلم با چاپ فلزی وتیرابی
etchings
U
سیاه قلم با چاپ فلزی وتیرابی
telltale
U
نوار فلزی یا چوبی روی دیوار جلو اسکواش نوارپارچه وصل به بادبان برای نشان دادن سمت باد
croquet
U
بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
shield
U
صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
shields
U
صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
ribbon
U
نوار فلزی
ribbon
U
ماده فلزی باریک و بلند
ribbons
U
نوار فلزی
ribbons
U
ماده فلزی باریک و بلند
joggle
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggled
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggles
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggling
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
metal
جسم فلزی
metal
U
فلزی کردن
metals
U
جسم فلزی
metals
U
فلزی کردن
buckle
U
تسمه فلزی
buckled
U
تسمه فلزی
buckles
U
تسمه فلزی
strap
U
تسمه فلزی
straps
U
تسمه فلزی
edge
U
اتصال طولانی که حاوی اتصالات فلزی است و اجازه تماس الکتریکی به کارت لبه میدهد
edges
U
اتصال طولانی که حاوی اتصالات فلزی است و اجازه تماس الکتریکی به کارت لبه میدهد
washer
U
انواع واشر فلزی
washers
U
انواع واشر فلزی
pommel
U
قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
pommels
U
قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
clasp
U
گره فلزی
clasped
U
گره فلزی
clasping
U
گره فلزی
clasps
U
گره فلزی
spoon
U
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooned
U
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooning
U
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spoons
U
طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
pins
U
اتصالات فلزی کوچک روی یک DIP
chromium
U
فلزی سخت وخاکستری رنگ
titanium
U
عنصر فلزی
gauge
U
ضخامت ورق فلزی یاقطر سیم و غیره
gauged
U
ضخامت ورق فلزی یاقطر سیم و غیره
gauges
U
ضخامت ورق فلزی یاقطر سیم و غیره
tungsten
U
فلزی از جنس کروم
ferrule
U
حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
ferrule
U
بست فلزی زدن
ferrules
U
حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
ferrules
U
بست فلزی زدن
sled
U
وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
sleds
U
وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
galvanised
U
اب فلزی دادن
galvanised
U
ابکاری فلزی کردن
galvanises
U
اب فلزی دادن
galvanises
U
ابکاری فلزی کردن
galvanising
U
اب فلزی دادن
galvanising
U
ابکاری فلزی کردن
galvanize
U
اب فلزی دادن
galvanize
U
ابکاری فلزی کردن
galvanizes
U
اب فلزی دادن
galvanizes
U
ابکاری فلزی کردن
bead
U
موج خطی در ورقههای فلزی
beads
U
موج خطی در ورقههای فلزی
plate
U
صفحه فلزی ورقه
plate
U
: روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
plates
U
صفحه فلزی ورقه
plates
U
: روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
metallic
U
فلزی
scaffold
U
داربست فلزی
scaffolds
U
داربست فلزی
locker
U
کابینت فلزی
lockers
U
کابینت فلزی
Other Matches
ball bearing
U
چرخ فلزی که روی ساچمههای فلزی کوچکی باسانی میلغزد
ball bearings
U
چرخ فلزی که روی ساچمههای فلزی کوچکی باسانی میلغزد
transitory shelter
U
پناهگاه یا سنگر پیش ساخته فلزی سرپناه فلزی
BNC connector
U
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
monometallism
U
یک فلزی
cladding
U
اب فلزی
metal rule
U
خط کش فلزی
metalloid
U
فلزی
bimetallic
U
دو فلزی
metal ware
آلات فلزی
metal ware
ضرف فلزی
metal ornament
پولک فلزی
metal spraying
تزریق فلزی
carcase
U
اسکلت فلزی
brummagem
U
مسکوک فلزی
metallic filament
U
افروزه فلزی
metallic electrode
U
الکترود فلزی
metallic currency
U
پول فلزی
metallic conduction
U
رسانش فلزی
metallic circuit
U
مدار فلزی
metallic bond
U
پیوند فلزی
metallic arc
U
قوس فلزی
metal lath
U
شبکه فلزی
stave
U
نوار فلزی
hard ware
U
فروف فلزی
cladding
U
روکش فلزی
marlinspike
U
پاروی فلزی
lapping head
U
سمبه فلزی
ladder scaffold
U
داربست فلزی
thimble
U
چشمی فلزی
hollow ware
U
ادوات فلزی
metal lamp
U
لامپ فلزی
metal industries
U
صنایع فلزی
elephant shelter
U
پناهگاه فلزی
flitter
U
پولک فلزی
gratling
U
نرده فلزی
metal coat
U
روکش فلزی
thimbles
U
چشمی فلزی
armature
U
میله فلزی
strategic concentration by rail
U
نشرمسکوکات فلزی
bimetallic wire
U
سیم دو فلزی
shim
U
لایی فلزی
sheet piling
U
سپر فلزی
aneroid barometer
U
جوسنج فلزی
aneroid
U
جوسنج فلزی
pannikin
U
فنجان فلزی
thimble eye
U
چشمی فلزی
tip staff
U
عصای سر فلزی
bimetalism
U
سیستم دو فلزی
cleat
U
تسمه فلزی
metal rod
میله فلزی
wire mesh
U
شبکه فلزی
try square
U
گونیای فلزی
truss bridge
U
پل اسکلت فلزی
metal type tube
U
لامپ فلزی
all metal type tube
U
لامپ فلزی
nonmetallic
U
غیر فلزی
metallic paints
U
رنگهای فلزی
metallic packing
U
پوشش فلزی
metallic packing
U
لایی فلزی
metallic luster
U
جلای فلزی
metallic soap
U
صابون فلزی
metallizo
U
فلزی کردن
non metallic
U
غیر فلزی
protective plating
U
حفاظ فلزی
minted money
U
پول فلزی
bemetallic thermometer
U
گرماسنج زوج فلزی
chock
U
چشمی فلزی روی پل
dag
U
نوک فلزی بندکفش
bimetallism
U
نظام پولی دو فلزی
electrical metallic tubing
U
لوله برقی فلزی
hardwareman
U
فروشنده افزارواسباب فلزی
symmetallism
U
سیستم دو فلزی مختلط
bushing
U
استر برنجی یا فلزی
bimetallic standard
U
پایه پولی دو فلزی
building steel lathing
U
اسکلت فلزی ساختمان
heavy plate
U
ورق فلزی سنگین
incandescent metallic oxid cathode
U
کاتد اکسید فلزی
metalic arch welding
U
جوش قوسی فلزی
metallography
U
مطالعه الیاژهای فلزی
tin hat
U
کلاه خود فلزی
oarlock
U
جایگاه فلزی پارو
organometallic compound
U
ترکیب الی فلزی
perforated metal basket
U
سبد فلزی مشبک
reverse side of metal work
U
پشت کار فلزی
spacer disk
U
استوانه توپر فلزی
strategic concentration by rail
U
سیستم پولی فلزی
surface plate
U
تراز فلزی یا اهنی
accessory shoe
صفحه فلزی ضمائم
Crittal windows
U
[پنجره لولادار فلزی]
metal stamping
قالب گیری فلزی
metal slitting saw
U
اره قدکن فلزی
intermetallic compounds
U
ترکیبات بین فلزی
invar struts
U
قطعات فلزی ضد انبساط
luggage net
U
باربند فلزی مشبک
mesh reinforcement
U
ارماتور مشبک فلزی
reinforced grillage
U
ارماتور مشبک فلزی
metal cone tube
U
لامپ مخروطی فلزی
metal cutting saw
اره فلزی
[ابزار]
metal filament
[رشته مارپیچ فلزی]
metal foil
ورق نازک فلزی
metal gauze
U
بافت توری فلزی
metal planting
U
روکش کاری فلزی
metal sheathing
U
پوشش کاری فلزی
metal sheathing
U
روکش کاری فلزی
billy
U
نوعی کتری فلزی
billies
U
نوعی کتری فلزی
thimble
U
حلقه فلزی شیاردار
thimble
U
لوله فلزی کوتاه
aglet
U
نوک فلزی بندکفش
thimbles
U
لوله فلزی کوتاه
thimbles
U
حلقه فلزی شیاردار
fusible metal strip
U
نوار فلزی ذوب شونده
alchemy
U
ترکیب فلزی با فلز پست تر
tasse
U
صفحات فلزی زره زیرکمر
gunter's chain
U
متر فلزی نقشه برداری
gridiron
U
خطوط یا میلههای فلزی مشبک
martensite
U
ماده فلزی سخت وشکننده
tace
U
صفحات فلزی زره زیرکمر
structural steel work
U
اسکلت بندی فلزی ساختمان
flexible metal hose
U
لوله فلزی قابل انعطاف
enamel plaque
U
لوحه فلزی میناکاری شده
radiator shutter
U
پنجره فلزی محافظ رادیاتور
metallic oxide semiconductor
U
نیمه هادی اکسید فلزی
metallist
U
طرفدارپول فلزی یا مسکوک کارگرفلزات
drip-joint
U
[اتصال بین دو ورق فلزی]
back square
U
گونیای فلزی که در کارگاههااستفاده میشود
non metal
U
جسم بسیط غیر فلزی
metalline
U
فلزی اغشته به نمک فلزات
carbide tip
U
صفحه کوچک فلزی سخت
well curbing
U
صفحه فلزی که در چاه می اندازند
platter
U
صفحه فلزی پهن سینی
platters
U
صفحه فلزی پهن سینی
diecasting
U
ریخته گری با قالب فلزی
snatch block
U
قرقره فلزی چفت دار
terbium
U
عنصر فلزی کمیاب بعلامت Tb
sheet roller
U
کارخانه نورد ورق فلزی
pipe cutter
U
اسباب ویژه قطع لولههای فلزی
monometalism
U
سیستم یک فلزی برای پشتوانه پول
planchet
U
صفحه فلزی مخصوص ضرب سکه
plating
U
روکشی با سیم و زر و غیره ابکاری فلزی
backiron
U
صفحه فلزی پشت حلقه بسکتبال
arch-bar
U
[میله ی فلزی زیر قوس آجری]
butt plate
U
صفحه فلزی روی ته قنداق تفنگ
complementary metal oxide semiconductor
U
نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی
bit
U
میله فلزی داخل دهان اسب
capel
U
سرپوش فلزی انتهای کابلهای فولادی
bits
U
میله فلزی داخل دهان اسب
deep draw
U
ساختن اجسام مقعر از ورقه فلزی
backing plate
U
صفحه تقویتی در هنگام تعمیرورقههای فلزی
bright work
U
سطوح فلزی صیقلی و بدون رنگ
thallium
U
عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
utilidor
U
لوله حافظ سیم یا لولههای فلزی
weld bead
U
تکه فلزی که درامتداد اتصال جوش قراردارد
plate edge planer
U
دستگاه تراش ویژه لبههای ورقهای فلزی
sparred
U
تیر چوبی یا فلزی نگهدارنده طنابهای قایق
sand casting
U
ریخته گری قطعات فلزی باقابهای ماسهای
spars
U
تیر چوبی یا فلزی نگهدارنده طنابهای قایق
spar
U
تیر چوبی یا فلزی نگهدارنده طنابهای قایق
faceplate
U
صفحه فلزی یا چوبی متصل به چرخ تراش
dimpling
U
پخدار کردن مخروطی ورقات نازک فلزی
chimney-crane
U
[میله فلزی برای آویزان کردن غذا]
applique
U
نقاشی رنگ و روغن روی فرف فلزی
osmium
U
عنصر فلزی سخت و ابی مایل بسفید
campaign clasp
U
نشان فلزی شرکت درجنگ جهانی اول
aviation snips
U
قیچی دستی مرکبی برای بریدن ورقههای فلزی
bed plate
U
صفحه فلزی که در کف ابگیرنصب میشود تا از فرسایش جلوگیری کند
flan
U
تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
tape line
U
تسمه فلزی وباریک که برای اندازه گیری بکارمیرود
sway bar
U
میله فلزی وصل به محوربرای جلوگیری از نوسان پیچها
mast foot
پایه چوبی یا فلزی که دکل بر روی آن قرار دارد.
chock
U
قطعه فلزی 2 شاخه که طنای مهار ازان میگذرد
chain plate
U
صفحه فلزی کنار قایق برای بستن بادبان
bail
U
فلزی بشکل لا وصل به قرقره ماهیگیری برای پیچیدن نخ
flans
U
تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
stick bridge
U
پل دراز چوبی و فلزی کمکی برای رسیدن به گوی بیلیارد
organometallic
U
ترکیباتی که در ان اتم فلزی به رادیکالهای الی متصل شده است
carburator restricter plate
U
صفحه فلزی روی کاربوراتوربرای کاستن هوای ورودی دراتومبیل
eyelet ring
U
حلقه کوچک فلزی که درسوراخ پارچه ومانندان میگذارندکه زودپاره
dolly
U
سندان یا بلوکی که درپرچکاری دستی ورقات فلزی بکار می رود
leeboard
U
ورق فلزی یاتخته واقع درسمت باد پناه قایق
dollies
U
سندان یا بلوکی که درپرچکاری دستی ورقات فلزی بکار می رود
blowout disc
U
دیسک نازک فلزی برای اب بندی کردن سیستمهای سیالات
band printer
U
چاپگری که حروف آن روی قوپ فلزی متحرک قرار دارد
beechive spring
U
فلزی از جنس فولاد سخت برای نگهداشتن محل پرچ
chips
U
خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
chip
U
خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
containers
U
صندوقهای فلزی بزرگ بااندازههای استانداردکه جهت حمل کالا با کامیون
container
U
صندوقهای فلزی بزرگ بااندازههای استانداردکه جهت حمل کالا با کامیون
snap swivel
U
حلقه گردان با گیره فلزی برای وصل کردن طعمه ماهیگیری به ان
hardtop
U
اتومبیلی شبیه اتومیلهای کروکی که دارای سقف سخت فلزی میباشد
tandem roller
U
نوعی قلطک که دارای چرخهای فلزی بوده وچرخها پشت سر هم حرکت میکند
lion heart
U
مواد فلزی که درنتیجه قال کردن معدن بدست می ایدوتااندازهای ناپاک است
traveler
U
میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
purpurin
U
رنگ ارغوان یا قرمز
[که از تلفیق روناس با ترکیبات فلزی دیگر بدست می آید.]
relief hole
U
سوراخی در ورقههای فلزی که تلاقی دو خم را بدون تاب برداشتن صفحه ممکن میسازد
angle drill
U
ابزاری برای سوراخ کردن ورقههای فلزی که در ان مته با بدنه دریل زاویهای میسازد
ball printer
U
چاپگری که از توپ فلزی کوچک روی سط حی که حروف شکل می گیرند تشکیل شده است
foot block
قژعه چوبی یا فلزی کوچکی که در زیر ستون و روی خاک کار گذاشته میشود.
cleco fastener
U
وسیلهای مانند فنر برای محکم کردن صفحات فلزی به یکدیگر تا اتمام مراحل پرچکاری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com