English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
deposit U ودیعه گذاشتن ذخیره کردن
deposits U ودیعه گذاشتن ذخیره کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
trust U ودیعه گذاشتن
trusted U ودیعه گذاشتن
trusts U ودیعه گذاشتن
deposit U ذخیره ودیعه
deposits U ذخیره ودیعه
demount U کنار گذاشتن یک رسانه ذخیره مغناطیسی از دستگاهی که روی ان نوشته و از ان می خواند
trusted U ودیعه
trust U ودیعه
deposit U ودیعه
deposits U ودیعه
trusts U ودیعه
trusted U امانت ودیعه
reposit U ودیعه گذاردن
trusts U امانت ودیعه
bailment U عقد ودیعه
deepositor U ودیعه گذار
trustees U ودیعه گیر
lodgment U ودیعه گذاری
lodgement U ودیعه گذاری
depositary U ودیعه گیر
trust U امانت ودیعه
trustee U ودیعه گیر
deposit in the bank U در بانک به ودیعه گذاردن
truster U ودیعه گذار اعتباردهنده
depositor U ودیعه گذار مودع
deposit with the bank U در بانک ودیعه گذاردن
lodgment or lodge U سپارش پول ودیعه گذاری
stocked U ذخیره ذخیره کردن
storage U ذخیره کردن ذخیره
stock U ذخیره ذخیره کردن
stockage U ذخیره کردن ذخیره
lay off <idiom> U به حال خود گذاشتن ،تنها گذاشتن
associative storage U یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
CD U DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
CDs U DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
fixes U کار گذاشتن نصب کردن ثابت کردن
fix U کار گذاشتن نصب کردن ثابت کردن
lids U کلاهک گذاشتن دریچه گذاشتن
lid U کلاهک گذاشتن دریچه گذاشتن
run into <idiom> U اثر گذاشتن ،تاثیر گذاشتن بر
cut U عبور کردن گذاشتن
insert U گذاشتن جاسازی کردن
inserting U گذاشتن جاسازی کردن
lay down U فدا کردن گذاشتن
inserts U گذاشتن جاسازی کردن
cuts U عبور کردن گذاشتن
have U صرف کردن گذاشتن
having U صرف کردن گذاشتن
lodge U گذاشتن تسلیم کردن
stead U گذاشتن حمایت کردن
lodged U گذاشتن تسلیم کردن
lodges U گذاشتن تسلیم کردن
deposit U : ته نشین کردن گذاشتن
deposits U : ته نشین کردن گذاشتن
volumes U کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
interior label U برچسب مشخصات ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی
volume U کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
storage U حافظه یا رسانه ذخیره سازی که با قط ع برق داده ذخیره شده را از دست میدهد
mass storage U وسیله ذخیره پشتیبان که قادر به ذخیره سایز حجم زیاد داده است
highest U تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
permanent U فایل داده که در وسیله ذخیره سازی پشتیبان ذخیره شده مثل دیسک درایو
high U تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
mail box U فضای ذخیره سازی الکترونیکی با آدرس که پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
highs U تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
auctions U حراج کردن بمزایده گذاشتن
heed U محل گذاشتن به ملاحظه کردن
auctioning U حراج کردن بمزایده گذاشتن
auctioned U حراج کردن بمزایده گذاشتن
wads U کپه کردن لایی گذاشتن
auction U حراج کردن بمزایده گذاشتن
to shut up U حبس کردن درصندوق گذاشتن
To trample upon justice. To be unfair. U پاروی حق گذاشتن ( حق کشی کردن )
heeds U محل گذاشتن به ملاحظه کردن
arrange U قرار گذاشتن سازمند کردن
accumulate U روی هم گذاشتن متراکم کردن
accumulates U روی هم گذاشتن متراکم کردن
to hang up U معطل کردن مسکوت گذاشتن
arranged U قرار گذاشتن سازمند کردن
accumulating U روی هم گذاشتن متراکم کردن
heeding U محل گذاشتن به ملاحظه کردن
deteriorating U خراب کردن روبزوال گذاشتن
deteriorates U خراب کردن روبزوال گذاشتن
deteriorated U خراب کردن روبزوال گذاشتن
heeded U محل گذاشتن به ملاحظه کردن
arranges U قرار گذاشتن سازمند کردن
insert U داخل کردن در میان گذاشتن
wad U کپه کردن لایی گذاشتن
deteriorate U خراب کردن روبزوال گذاشتن
inserts U داخل کردن در میان گذاشتن
inset U افزودن اضافه کردن گذاشتن
dumbfound U متحیر کردن بلاجواب گذاشتن
insets U افزودن اضافه کردن گذاشتن
louse U شپش گذاشتن شپشه کردن
to put together U بکب کردن پیش هم گذاشتن
rat race <idiom> U رها کردن ،تنها گذاشتن
applies U تاثیر گذاشتن یا لمس کردن
dumfound U متحیر کردن بلاجواب گذاشتن
arranging U قرار گذاشتن سازمند کردن
inserting U داخل کردن در میان گذاشتن
to put a way childish U صرف کردن گرو گذاشتن
in U :درمیان گذاشتن جمع کردن
applying U تاثیر گذاشتن یا لمس کردن
apply U تاثیر گذاشتن یا لمس کردن
in- U :درمیان گذاشتن جمع کردن
mailbox U فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
volatile memory U حافظه یا رسانه ذخیره سازی که داده ذخیره شده در آن را در صورت قط ع منبع تغذیه از دست میدهد.
mailboxes U فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
reservoirs U سرباز احتیاط یا ذخیره روغن ذخیره توپ
reservoir U سرباز احتیاط یا ذخیره روغن ذخیره توپ
junk U پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
swindled U کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
to soak out the salt of U توی اب گذاشتن وکم نمک کردن
swindles U کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
swindle U کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
to part the hair U فرق گذاشتن موی را از هم باز کردن
skirted U دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
emplacement U پایگاه مستقر کردن کار گذاشتن
skirts U دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
skirt U دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
softest U نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
softer U نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
reads U گیرندهای که سیگنالهای ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی مغناطیسی را می خواند و به حالت الکتریکی اصلی تبدیل میکند
soft U نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
read U گیرندهای که سیگنالهای ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی مغناطیسی را می خواند و به حالت الکتریکی اصلی تبدیل میکند
the setting of a gem U سوار کردن یا کار گذاشتن یانشاندن گوهری
adventures U : درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
adventure درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
cook up <idiom> U اختراع کردن ،ساختن وچیزی روباهم گذاشتن
emplace U جا گذاشتن موضع گرفتن مستقر کردن یاشدن
bubble memory U روش ذخیره سازی داده دودویی با استفاده از خصوصیات مغناطیسی رسانه ها تا دادههای با حجم بالا در حافظه اصلی ذخیره شوند
affect U لمس کردن یا تاثیر گذاشتن یا تغییر دادن چیزی
affects U لمس کردن یا تاثیر گذاشتن یا تغییر دادن چیزی
storing U ذخیره کردن
store U ذخیره کردن
stocked U ذخیره کردن
lay away <idiom> U ذخیره کردن
saves U ذخیره کردن
supplied U ذخیره کردن
stashing U ذخیره کردن
lay in U ذخیره کردن
condense U ذخیره کردن
condensing U ذخیره کردن
reservedness U ذخیره کردن
reserving U ذخیره کردن
condenses U ذخیره کردن
reserves U ذخیره کردن
reserve U ذخیره کردن
stash U ذخیره کردن
stashed U ذخیره کردن
supplying U ذخیره کردن
to lay in U ذخیره کردن
stashes U ذخیره کردن
stock U ذخیره کردن
to lay up U ذخیره کردن
saved U ذخیره کردن
save U ذخیره کردن
storage U ذخیره کردن
supply U ذخیره کردن
macbinary U سیستم ذخیره و ارسال فایلی که به فایلهای Macintosh به همراه نشانه ها و نام فایل طولانی اجازه می دهند روی سیستمهای دیگر ذخیره شوند
reefknot U گره مربع مخصوص توگذاشتن یا جمع کردن بادبان تو گذاشتن
loads U ذخیره گذاری کردن
load U ذخیره گذاری کردن
put down U ذخیره کردن فرونشاندن
put-down U ذخیره کردن فرونشاندن
put-downs U ذخیره کردن فرونشاندن
hoarded U احتکار ذخیره کردن
hoard U احتکار ذخیره کردن
replenishment U پر کردن روغن ذخیره
stock piling U ذخیره کردن در انبار
hoards U احتکار ذخیره کردن
reserve requirement U مقدار ودیعه مالی که هر بانک تجارتی در بانک مرکزی بایدداشته باشد
To leave behinde. U جا گذاشتن ( بجا گذاشتن )
upfront payment U پول بیعانه [پیش بها] [پیش پرداخت] [سپرده] [ودیعه]
RLL encoding U روش سریع وکارای ذخیره داده روی دیسک که تغییرات در اجرای بیتهای داده ذخیره می شوند
fifo U روش ذخیره سازی خواندن و نوشتن به طوری که اولین عنصر در اولین فراخوانی ذخیره میشود
lay-by U ذخیره کردن ابراه عریض
lay-bys U ذخیره کردن ابراه عریض
supplying U تکمیل کردن موجودی ذخیره
lay by U ذخیره کردن ابراه عریض
hoardings U ذخیره کردن پول درخانه
hoarding U ذخیره کردن پول درخانه
reserve U ذخیره کردن اختصاص دادن
supplied U تکمیل کردن موجودی ذخیره
supply U تکمیل کردن موجودی ذخیره
reserving U ذخیره کردن اختصاص دادن
reserves U ذخیره کردن اختصاص دادن
prodos U سیستم عامل II APPLE که برای حمایت دستگاههای ذخیره انبوه و دستگاههای ذخیره فلاپی دیسک طراحی شده است
databank U 1-حجم بزرگی از داده که به صورت ساخت یافته ذخیره شده است . 2-رکوردهای شخصی که در کامپیوتر ذخیره شده اند
downloadable U نوشتاری که در دیسک ذخیره شده است و قابل ارسال به چاپگر است و نیز ذخیره شدنی در RAM یا حافظه موقت
one level address U سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
superinduce U تخحت فشار قرار گرفتن کشیدن یا گذاشتن یا جا دادن تجدید فراش کردن
staked U شرط بندی کردن شهرت خود رابخطر انداختن پول در قمار گذاشتن
stake U شرط بندی کردن شهرت خود رابخطر انداختن پول در قمار گذاشتن
stakes U شرط بندی کردن شهرت خود رابخطر انداختن پول در قمار گذاشتن
registers U ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
registering U ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
register U ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
erasable U 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
fish out U تمام کردن ذخیره ماهی یک منطقه
lay up <idiom> U ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com