Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
protect a bill
U
وجه براتی را تامین کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
retiring a bill
U
براتی را تسویه کردن
to dishonour a bill
U
براتی را فکول کردن
to protean a bill
U
وجه براتی راتامین کردن
garnishee
U
کسی که خواستهای نزداو تامین یا توقیف باشد تامین مدعا به کردن
black endorsement
U
براتی که در وجه حامل فهرنویسی شده باشد
blank bill
U
براتی که در ان محل پرداخت قید نشده باشد
accommodation bill
U
براتی که جهت کمک یا ضمانت فردی تهیه میگردد
remanding
U
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
garnishment
U
تامین خواسته حکم تامین مدعابه
remanded
U
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remand
U
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remands
U
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
special acceptance of a bill of
U
قبولی براتی که فقط در محلی خاص قابل پرداخت است
close in security
U
برقراری تامین در نزدیک شدن به دشمن تامین تقرب به دشمن
to pull off something
[contract, job etc.]
U
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
supplying
U
تامین کردن
ensures
U
تامین کردن
ensuring
U
تامین کردن
insures
U
تامین کردن
insuring
U
تامین کردن
secures
U
تامین کردن
guarantee
U
تامین کردن
supplied
U
تامین کردن
coverings
U
تامین کردن
give security for
U
تامین کردن
secure
U
تامین کردن
ensured
U
تامین کردن
guarantees
U
تامین کردن
take care of
U
تامین کردن
guaranteed
U
تامین کردن
supply
U
تامین کردن
cover
U
تامین کردن
ensure
U
تامین کردن
fulfill
U
تامین کردن
covers
U
تامین کردن
safety
U
برقرار کردن تامین
tucker
U
تامین غذا کردن
make up a deficit
U
تامین کردن کسری
guarantee
U
تامین تضمین کردن
levy a sum on a person's property
U
تامین خواسته کردن
secure
U
تامین کردن هدف
to ensure something
U
تامین کردن
[چیزی]
to feather ones nest
U
تامین اتیه کردن
secures
U
تامین کردن هدف
secures
U
مطمئن تامین کردن
victual
U
خواربار تامین کردن
elevation of security
U
زیاد کردن تامین
secure
U
مطمئن تامین کردن
guaranteed
U
تامین تضمین کردن
guarantees
U
تامین تضمین کردن
to safeguard
[against]
U
تامین کردن
[علیه]
[در برابر]
safeguards
U
تامین کردن امن نگهداشتن
safeguarding
U
تامین کردن امن نگهداشتن
safeguarded
U
تامین کردن امن نگهداشتن
safeguard
U
تامین کردن امن نگهداشتن
provides
U
میسر ساختن تامین کردن
provide
U
میسر ساختن تامین کردن
communication security monitoring
U
کنترل تامین مخابراتی نظارت در امر تامین مخابراتی
to secure
U
تامین کردن
[مطمئن کردن ]
[حفظ کردن]
pre empt
U
از پیش برای خود تامین کردن
to secure a debtby a mortagage
U
با گرفتن گرو بستانکاری خودرا ازدیگران تامین کردن
levy a sum on a person's property
U
به منظور تامین مدعی به دارایی کسی را توقیف کردن
communication security account
U
میزان تامین مخابراتی اندازه تامین مخابراتی
PID
U
متصل یاد شده به سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه به کاربران
scareup
U
فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
personal
U
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
U
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
ikon
U
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
securing
U
تامین
water supplies
U
تامین اب
security
U
تامین
safety
U
تامین
covers
U
تامین
hedging
U
تامین
water supply
U
تامین اب
securement
U
تامین
cover
U
تامین
coverings
U
تامین
safety limit
U
حد تامین
buffer zone
U
منطقه تامین
buffer zones
U
منطقه تامین
cryptosecurity
U
تامین رمز
social security
U
تامین اجتماعی
financiers
U
تامین اعتبارکننده
physical security
U
تامین تاسیسات
chemical security
U
تامین شیمیایی
provisioning
U
تامین ذخیره
preservation of evidence
U
تامین دلیل
electronic security
U
تامین الکترونیکی
buffer stock
U
تامین ذخیره
protection
U
تامین نامه
supply port
U
درگاه تامین
safety factor
U
ضریب تامین
safety factor
U
عامل تامین
secures
U
درامان تامین
secure
U
درامان تامین
safety stakes
U
دستکهای تامین
secure
U
تامین شده
communication security
U
تامین مخابراتی
committment
U
تامین اعتبار
financier
U
تامین اعتبارکننده
the rule of law
U
تامین قضایی
the rule of law
U
تامین قانونی
signal security
U
تامین مخابراتی
collective security
U
تامین اجتماعی
insecurity
U
عدم تامین
appropriation reimbur sement
U
تامین اعتبار
safety diagram
U
دیاگرام تامین
local security
U
تامین محلی
procurement
U
تامین اماد
transmission security
U
تامین ارسال
transmission security
U
تامین مخابره
internal security
U
تامین داخلی
security
U
تامین مصونیت
quia timet
U
حکم تامین
troop safety
U
تامین عده ها
funding
U
تامین وجه
secures
U
تامین شده
area security
U
تامین منطقه
factor of safety
U
عامل تامین
ups
U
تامین برق بی وقفه
finance
U
تامین هزینه پولی
unemployment fund
U
صندوق تامین بیکاری
finance company
U
شرکت تامین مالی
power supply
U
تامین کننده برق
appropriation reimbur sement
U
تامین سپرده یاوثیقه
emanitions security
U
تامین ضد استراق سمع تامین استراق سمع
bombline
U
خط تامین پرتاب بمب
financing
U
تامین هزینه پولی
financed
U
تامین هزینه پولی
transmission security
U
تامین ارسال پیام
finances
U
تامین هزینه پولی
elegit
U
حکم تامین مدعی به
water supply to navigation
U
تامین اب کانال کشتیرانی
pacification
U
تامین ثبات داخلی
area security
U
تامین منطقه عملیات
safety card
U
کارت تامین اتشبار
safety officer
U
افسر تامین یکان
rear area security
U
تامین منطقه عقب
social security system
U
نظام تامین اجتماعی
angle of safety
U
زاویه تامین گلوله
communication security
U
برقراری تامین مخابراتی
social security program
U
برنامه تامین اجتماعی
social security organization
U
سازمان تامین اجتماعی
security for cost
U
تامین هزینه دادرسی
social security benefits
U
منافع تامین اجتماعی
social security act
U
قانون تامین اجتماعی
security for costs
U
تامین هزینه دعوی
deficit financing
U
تامین کسر بودجه
continuing appropriation
U
تامین اعتبار پیوسته
self protection
U
برقراری تامین از خود
supply company
U
شرکت تامین کننده
collective security
U
تامین دسته جمعی
system maintenance
U
تامین و نگهداری سیستم
continuing appropriation
U
مداومت تامین اعتبار
safeguard
U
قفل حفافتی یا تامین دار
social security contributions
U
پرداختی بابت تامین اجتماعی
replevy
U
بادادن تامین ازتوقیف دراوردن
supplied
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
report generator
U
برای تامین گزارش کامل
supply
U
تامین موجودی عرضه نمودن
coverings
U
تامین زیان و خسارات بیمه
services
U
1-توابع تامین شده در یک قطعه . 2-
supply
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
uniterruptable power supply
U
سیستم تامین برق بی وقفه
environmental security
U
تامین محیطی و فیزیکی منطقه
garnisher
U
تامین کننده خواسته یامدعابه
force development
U
برنامه تامین یا بسیج یکانها
degree of protection
U
میزان تامین درجه حفافت
quia timet
U
قرار تامین دستور موقت
supplying
U
تامین موجودی عرضه نمودن
safeguards
U
قفل حفافتی یا تامین دار
cover
U
تامین زیان و خسارات بیمه
supplied
U
تامین موجودی عرضه نمودن
troop program
U
برنامه تامین عدههای نظامی
safety card
U
کارت تامین جنگ افزار
user supplied
U
تامین شده توسط کاربر
communication security custodian
U
مسئول وسایل تامین مخابراتی
safeguarding
U
قفل حفافتی یا تامین دار
stability operations
U
عملیات تامین ثبات داخلی
supplying
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
social security tax
U
مالیات سیستم تامین اجتماعی
safeguarded
U
قفل حفافتی یا تامین دار
covers
U
تامین زیان و خسارات بیمه
privacy
U
جداسازی مبادله پیام برای تامین
supplied
U
تامین چیزی که مورد نیاز است .
supplying
U
تامین چیزی که مورد نیاز است .
social security wealth
U
ثروت ناشی از نظام تامین اجتماعی
podded
U
دارای زندگی اسوده یا تامین شده
supply
U
تامین چیزی که مورد نیاز است .
deficit financing
U
تامین مالی از راه کسر بودجه
social security
U
بیمه وبازنشستگی همگانی تامین اجتماعی
ways and means
U
طرق و وسایل انجام چیزی تامین معاش
social security payroll tax
U
مالیات مزد و حقوق برای تامین اجتماعی
to be insured under the social security scheme
[system]
U
بوسیله سیستم تامین اجتماعی بیمه بودن
to be covered by social security
U
بوسیله سیستم تامین اجتماعی بیمه بودن
to have social security coverage
U
بوسیله سیستم تامین اجتماعی بیمه بودن
microsoft
U
ه شده توسط ماکروسافت برای تامین اطلاعات
short covering
U
خرید سهم برای تامین فروشهای سلف
America Online
U
بزرگترین تامین کننده سرویس اینترنت در جهان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com