Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
procedural
U
وابسته به طرز عمل ورویه روندی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
a key actor in a process
U
عامل اصلی در روندی
zero compression
U
روندی که حافظه را ازصفرهای مقدم بدون معنی که در سمت چپ ارقام بابیشترین معنی قرار دارند پاک میکند
phallic
U
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
syzygial
U
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
U
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian
U
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
subglacial
U
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral
U
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological
U
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic
U
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
sothic
U
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal
U
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
phylar
U
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
lexicographic
U
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
vehicular
U
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical
U
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
cliquey
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic
U
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic
U
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory
U
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquy
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
U
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
frontal
U
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic
U
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
U
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services
U
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
automatic programming
U
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
morphic
U
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
U
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal
U
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associate
U
وابسته وابسته کردن
associates
U
وابسته وابسته کردن
associating
U
وابسته وابسته کردن
associated
U
وابسته وابسته کردن
physico chemical
U
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal
U
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
life cycle hypothesis
U
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
adjective
U
وابسته
akin
U
وابسته
monitorial
U
وابسته به
interdependent
U
وابسته
of kin
U
وابسته
adjectives
U
وابسته
attendants
U
وابسته
subordinates
U
وابسته
subordinating
U
وابسته
subordinated
U
وابسته
sexual organs
U
وابسته به
riverrine
U
وابسته به
pyrexic
U
وابسته به تب
pyrexial
U
وابسته به تب
dependant
U
وابسته
dependants
U
وابسته
pyretic
U
وابسته به تب
attributable
U
وابسته به
plantar
U
وابسته به کف پا
attendant
U
وابسته
pertianing
U
وابسته
elysian
U
وابسته به
diphtheric
U
وابسته به
congenerous
U
وابسته
comprador
U
وابسته
commissarial
U
وابسته به
cephalic
U
وابسته به سر
carpal
U
وابسته به مچ
cantabrigian
U
وابسته به
attache
U
وابسته
appurtenant
U
وابسته
dependent
U
وابسته
belonging
U
وابسته ها
germane
U
وابسته
elfin
U
وابسته به جن
pertaining
U
وابسته
federate
U
وابسته
federated
U
وابسته
federates
U
وابسته
federating
U
وابسته
levitical
U
وابسته به
thereof
U
وابسته به ان
israelitish
U
وابسته به
pertinent
U
وابسته
related
U
وابسته
affiliate
U
وابسته
affiliated
U
وابسته
affiliates
U
وابسته
affiliating
U
وابسته
aquatic
U
وابسته به اب
hanger on
U
وابسته
febile
U
وابسته به تب
attached
U
وابسته
thereof=of that
U
وابسته به ان
syncop
U
وابسته به غش
correspondents
U
وابسته
correspondent
U
وابسته
wedded
U
وابسته
relative
U
وابسته
contingents
U
وابسته
contingent
U
وابسته
subordinate
U
وابسته
tuitionary
U
وابسته به
messianic
U
وابسته به
relevant
U
وابسته
vindicatory
U
وابسته به توجیه
dioecious
U
وابسته به مگ س گیران
eponymic
U
وابسته به سرخاندان
vespertilian
U
وابسته به شبکور
ethnical
U
وابسته به نژادشناسی
faunistic
U
وابسته به جانوران
venusian
U
وابسته به ونوس
venusian
U
وابسته به زهره
vespal
U
وابسته به زنبور
far eastern
U
وابسته بخاوردور
ethnologic
U
وابسته به نژادشناسی
haemic
U
وابسته بخون
facultative
U
وابسته به faculty
exegetic
U
وابسته به تفسیر
eugenic
U
وابسته به به نژادی
visive
U
وابسته به بینایی
eleemosynary
U
وابسته به صدقه
eleemosinary
U
وابسته به صدقه
dependent variable
U
متغیر وابسته
dependant variable
U
متغیر وابسته
deltaic
U
وابسته به دلتا
deathy
U
وابسته بمردن
webby
U
وابسته به تار
darky
U
وابسته به نژادسیاه
cycloidal
U
وابسته به دایره
wheaten
U
وابسته به گندم
cuttural attache
U
وابسته فرهنگی
dermatic
U
وابسته به زیرپوست
dramaturgic
U
وابسته به فن نمایش
dominical
U
وابسته بخداوند
dipteran
U
وابسته به دوبالان
diphtheritic
U
وابسته به خناق
vituperative
U
وابسته به ناسزاگویی
diametral
U
وابسته بقطر
volitionary
U
وابسته به اراده
diaconal
U
وابسته بشماس
device dependent
U
وابسته به دستگاه
cuticular
U
وابسته به پوست
ventricular
U
وابسته به شکم
infusorial
U
وابسته به نمرویان
icarian
U
وابسته به ایکاروس
iatric
U
وابسته به پزشکی
terpsichorean
U
وابسته به رقص
hypochondriacal
U
وابسته به تهیگاه
hygroscopic
U
وابسته به نم نما
uxorial
U
وابسته به عیال
hydrological
U
وابسته به خواص اب
hydrologic
U
وابسته به اب شناسی
hyperbolic
U
وابسته به هذلولی
ichthyic
U
وابسته به ماهی
idiographic
U
وابسته به مجاز
tussive
U
وابسته به سرفه
tutelary
U
وابسته بقیمومت
undersurface
U
وابسته بزیرسطح
uranological
U
وابسته به اسمانشناسی
inflexional
U
وابسته به صرف
inferential
U
وابسته به استنتاج
indonesian
U
وابسته به اندونزی
indic
U
وابسته به هند
incorporative
U
وابسته به الحاق
hunnish
U
وابسته به هونها
humnanist
U
وابسته به بشردوستی
glandulose
U
وابسته به غدد
gerontic
U
وابسته به پیری
geomantic
U
وابسته به رمالی
gasolinic
U
وابسته به بنزین
galilean
U
وابسته به گالیله
folklorish
U
وابسته به فولکلور
folkish
U
وابسته به فولکلور
floricultural
U
وابسته به گلکاری
flexional
U
وابسته به صرف
glandulous
U
وابسته به غدد
gnomonic
U
وابسته به شاخص
horatian
U
وابسته به هوراس
homeric
U
وابسته به هومر
hippocratic
U
وابسته به طب بقراط
vaccinal
U
وابسته به واکسن
hematic
U
وابسته به خون
ventilatory
U
وابسته به بادگیر
gutturo nasal
U
وابسته بگلووبینی
gular
U
وابسته به مری
gregorian
U
وابسته به گریگوری
fetal
U
وابسته به جنین
cufic
U
وابسته به کوفه
analphabetic
U
وابسته به بیسوادی
landed
U
وابسته بزمین
wedded
U
وابسته به ازدواج
generic
U
وابسته به تیره
paralytics
U
وابسته به فلج
paralytic
U
وابسته به فلج
materialistic
U
وابسته به مادیات
connubial
U
وابسته به زناشویی
emotive
U
وابسته به احساسات
pancreatic
U
وابسته به لوزالمعده
altitudinal
U
وابسته به اوج
wearing
U
وابسته به پوشیدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com