Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 13 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
wearing
U
پوشیدنی
wearing
U
وابسته به پوشیدن
wearing
U
فرساینده
wearing
U
تحلیل برنده
wearing
U
خسته کننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
wearing course
U
لایه رویی
wearing surface
U
سطح سائیدگی
wearing resistance
U
مقاومت در برابر سائیدگی دیرسائی
hard-wearing
U
قویوبادوام
He was wearing his decorations .
U
نشان هایش را به سینه زده بود
I am wearing my hat at an angle .
U
کلاهم را کج ( یکوری ) سرم گذاشته ام
What strang clothes youre wearing .
U
چه لبا ؟ عجیب غریبی تنت است
My shoes stretched after wearing them for a couple of days .
پس از چند روز پوشیدن، کفشهایم گشاد شدند.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com