English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
apiece U هرچیز هریک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
anything U هرچیز
anyone U هرچیز
flip side U پشت هرچیز
platter U هرچیز پهن
minim U هرچیز کوچک
minims U هرچیز کوچک
pads U هرچیز نرم
pad U هرچیز نرم
pair U هرچیز دو جزئی
platters U هرچیز پهن
ilka U هریک
each U هریک از
three decker U هرچیز سه طبقهای یا سه لایهای
rib U هرچیز شبیه دنده
flip side U بخش ثانوی هرچیز
mixed bag U هرچیز قاتی پاتی
(live off the) fat of the land <idiom> U بهترین از هرچیز را داشتند
shelf U هرچیز تاقچه مانند
either U هریک ازدوتا
whichever U هر کدام که هریک که
whichsoever U هر کدام که هریک که
either one U هریک ازدو
signal U هرچیز حامل اطلاعات سیگنال
signaled U هرچیز حامل اطلاعات سیگنال
signalled U هرچیز حامل اطلاعات سیگنال
potting U هرچیز برجسته ودیگ مانند
board تخته یا مقوا و یا هرچیز مسطح
pots U هرچیز برجسته ودیگ مانند
pot U هرچیز برجسته ودیگ مانند
everything is good in its season <proverb> U گویند که هرچیز به هنگام خوش است
pickup U هرچیز انتخاب شده اشنایی تصادفی
behemoth U کرگدن هرچیز عظیم الجثه و نیرومند
chargers U دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
charger U دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
wing threequarter U هریک از دو مدافع کنار زمین
cans U هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
can U هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
canning U هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
stria U نوار باریک هریک از خطوط موازی
bobtail U اسب یا سگ دم کل هرچیز ناقص یامختصر شده ادم مهمل
full rubber U حرکت هریک از این سطوح تااخرین حد ممکن
stick U هریک از سه میله عمودی کریکت چوبدست اسکی
forewing U هریک از دوبال جلو حشرات چهار بال
wing forward U هریک از دومهاجم بیرون ردیف دوم یاسوم در تجمع
gammadion U چلیپایی که برانتهای هریک ازچهارخطان ازطرف حرکت عقربه ساعت رس
rated power U هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
lightest U هریک از چراغهای رنگین که در مسابقه بجای پرچم بکارمی رود
nereid U هریک ازپنجاه حوری دریایی که دختران نروس بوده اند
lighted U هریک از چراغهای رنگین که در مسابقه بجای پرچم بکارمی رود
to halve two timbers U دوتیر رادرهم جا انداختن بدانگونه که نیمی ازکلفتی هریک بریده شو
light U هریک از چراغهای رنگین که در مسابقه بجای پرچم بکارمی رود
metaprotein U هریک از مشتقات پروتئین که از فعل وانفعال اسید وقلیابدست میاید
ballast U هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
nundinal letter U حرفی برای نامیدن هریک ازهشت روز بازار بکار میرفت
dimples U هریک از 633 فرورفتگی کوچک رگی گوی گلف برای کاستن کشش در هوا
dimple U هریک از 633 فرورفتگی کوچک رگی گوی گلف برای کاستن کشش در هوا
abc analysis U طبقه بندی مخصوص کالاهای موجود درانبار که معمولابراساس قیمت موجودی هریک از اقلام تنظیم میگردد
Luddite U هریک از کارگرانی که ماشینهای نساجی را چون نیاز به کارگر را کم میکردند درهم میشکستند آدمی که با دگرگونیهای فنی و صنعتی مخالف است
Luddites U هریک از کارگرانی که ماشینهای نساجی را چون نیاز به کارگر را کم میکردند درهم میشکستند آدمی که با دگرگونیهای فنی و صنعتی مخالف است
touch judge U هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
gooseneck U هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
lanes U مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lane U مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
cutthroat U بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
pike U نوک نیزه هرچیز نوک تیز
ballade U قطعه منظومی مرکب از سه مصرع مساوی و متشابه ویک مصرع کوتاه تر که هریک از این چهار قسمت یک بیت ترجیع بند دارد
sets of bill U نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
dud U ترقه خراب هرچیز خراب
say's law U از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
raids U سیستم دیسک درایو سریع با فرفیت خطا, که ازچندین درایو که هریک ازبابت بررسی برای تشخیص خطا خواهد بود
raiding U سیستم دیسک درایو سریع با فرفیت خطا, که ازچندین درایو که هریک ازبابت بررسی برای تشخیص خطا خواهد بود
raid U سیستم دیسک درایو سریع با فرفیت خطا, که ازچندین درایو که هریک ازبابت بررسی برای تشخیص خطا خواهد بود
raided U سیستم دیسک درایو سریع با فرفیت خطا, که ازچندین درایو که هریک ازبابت بررسی برای تشخیص خطا خواهد بود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com