English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
opportunity target U هدفی که غیرمنتظره فاهر میشود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
notations U که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
notation U که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
successive U آنچه یکی پس از دیگری فاهر میشود
deusexmachina U شخص یا چیزی که بطور غیرمترقبه فاهر میشود
debutant U نوازنده یا ناطقی که برای نخستین بار در جلو عموم فاهر میشود
damask U سیاهی و یارنگی که براثر خوردگی روی فولاد صیقلی فاهر میشود
drop down menu U منویی که زیر عنوان منور دیگر در هنگام انتخاب فاهر میشود
thunderhead U توده ابری که حاشیه اش سفیداست وقبل از رعد وبرق دراسمان فاهر میشود
righting U منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
righted U منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
right U منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
postscripts U سیستم زبان گرافیکی که به کاربر امکان مشاده آنچه روی چاپگر فاهر میشود میدهد
postscript U سیستم زبان گرافیکی که به کاربر امکان مشاده آنچه روی چاپگر فاهر میشود میدهد
prefix notation U عملیات ریاضی به صورت منط ق به طوری که عملگر پیش از عملوندها فاهر میشود و نیازی به کروشه نیست
ripple through effect U نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
inserts U مجموعه دستوراتی که مستقیما در برنامه اصلی کپی می شوند که دستور فراخوانی نیز فاهر میشود یا جایی که کاربر نیاز دارد
insert U مجموعه دستوراتی که مستقیما در برنامه اصلی کپی می شوند که دستور فراخوانی نیز فاهر میشود یا جایی که کاربر نیاز دارد
inserting U مجموعه دستوراتی که مستقیما در برنامه اصلی کپی می شوند که دستور فراخوانی نیز فاهر میشود یا جایی که کاربر نیاز دارد
drop down list box U لیستی از موضوعات برای هر ورودی که وقتی فاهر میشود که نشانه گر را بخش ورودی ببرد
cartridge U کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است
cartridges U کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است
background noise U در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
laitance U حبابی که پس از بتن ریزی درسطح بتن فاهر میشود وباعث متخلخل شدن سطح بتن میگردد
drawing tools U مجموعه توابع در برنامه نقاشی که به کاربر امکان رسم میدهد. و به صورت نشانه هایی در میله ابزار فاهر میشود و شامل رسم دایره
unexpected U غیرمنتظره
character U نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters U نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
steal U پیروزی غیرمنتظره
unexected U غیرمنتظره غیرمترقبه
steals U پیروزی غیرمنتظره
upset U شکست غیرمنتظره
afterchap U عقبه غیرمنتظره
upsetting U شکست غیرمنتظره
garrison finish U پیروزی غیرمنتظره
upsets U شکست غیرمنتظره
unexpected U غیره مترقبه غیرمنتظره
break through U رسوخ مظفرانه پیشرفت غیرمنتظره
page U نمایش یک صفحه متن در صفحه نمایش که پس از چاپ فاهر میشود
pages U نمایش یک صفحه متن در صفحه نمایش که پس از چاپ فاهر میشود
paged U نمایش یک صفحه متن در صفحه نمایش که پس از چاپ فاهر میشود
stealer U اسبی که بطور غیرمنتظره پیروز شده
flanerie U بی هدفی
off balance <idiom> U فراهم نکردن ،قادربه ملاقات غیرمنتظره نبودن
ramble U پریشانی بی هدفی
rambles U پریشانی بی هدفی
whereto U بچه هدفی
roves U سرگردانی و بی هدفی
roved U سرگردانی و بی هدفی
rove U سرگردانی و بی هدفی
rambled U پریشانی بی هدفی
whereunto U بچه هدفی
targetting U هدفی که می خواهید به آن برسید
targetted U هدفی که می خواهید به آن برسید
targets U هدفی که می خواهید به آن برسید
targeted U هدفی که می خواهید به آن برسید
targeting U هدفی که می خواهید به آن برسید
target U هدفی که می خواهید به آن برسید
goal U گل زدن هدفی در پیش داشتن
goals U گل زدن هدفی در پیش داشتن
query U 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
querying U 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queries U 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queried U 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
to have connections U رابطه داشتن [با مردم برای هدفی]
to make friends [to make connections] U رابطه پیدا کردن [با مردم برای هدفی]
fleeting target U هدف متحرک و زودگذر هدفی که با سرعت حرکت میکند
Method to my madness <idiom> U هدفی که شخصی دارد هر چند دیوانه وار به نظر برسد
top U روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
crossing target U هدفی که درسمت حرکت میکند هدف عبور کننده در مسیر رژه
sector U دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors U دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal U آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
burn out U تمام شدن سوخت به طور غیرمنتظره خاتمه سوزش زمان خاتمه سوزش سوختن
echoes U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echo U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoing U هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
perfoliate U درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
form U ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
forms U ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
formed U ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
traced U نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traces U نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
average U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averages U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaged U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaging U متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
trace U نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
load U برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
loads U برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
dummies U متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
softest U دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
soft U دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
softer U دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
dummy U متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
town fog U نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود
suffix notation U عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید
throughput U نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
masters U و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconds U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
master U و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
mastered U و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconding U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconded U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
second U که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
fax U کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxes U کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
workgroup U خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود
faxed U کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxing U کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
horned scully U مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
squalid U بد فاهر
the outward state U فاهر
groomed U فاهر
appearances U فاهر
mien U فاهر
superficial U فاهر
guises U فاهر
guise U فاهر
surfaces U فاهر
externally U فاهر
rinds U فاهر
rind U فاهر
superficies U فاهر
surfaced U فاهر
exteriority U فاهر
appearance U فاهر
manifests U فاهر
outside U فاهر
face U فاهر
on the surface U در فاهر
surface U فاهر
sensation U فاهر
semblable U فاهر
sensations U فاهر
ostensible U فاهر
outsides U فاهر
apparent U فاهر
externals U فاهر
guize U فاهر
manifesting U فاهر
manifested U فاهر
faces U فاهر
manifest U فاهر
external U فاهر
standards U نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standard U نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
autos U کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
auto U کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
springs U فاهر شدن
to make ones a U فاهر شدن
hermaphrodite U خنثی فاهر
similitude U بیرون فاهر
gloss U جلوه فاهر
formalist U فاهر پرست
habits U مشرب فاهر
habit U مشرب فاهر
pro forma U از لحاظ فاهر
the outward man U انسان فاهر
trumpery U خوش فاهر
the out ward eye U چشم فاهر
looks U فاهر شدن
looked U فاهر شدن
to out ward seeming U برحسب فاهر
aspects U صورت فاهر
aspect U صورت فاهر
look U فاهر شدن
in outward show U بصورت فاهر
hermaphrodites U خنثی فاهر
surface U رویه فاهر
exposed U فاهر شده
setting U وضع فاهر
seem U فاهر شدن
seemed U فاهر شدن
settings U وضع فاهر
seems U فاهر شدن
hue U تصویر فاهر
hues U تصویر فاهر
merged U دشمن فاهر شد
garb U کسوت فاهر
turn-ups U فاهر شدن
turn up U فاهر شدن
nominally U بصورت فاهر
turned out U فاهر لباسیکهفردیبرتندارد
faces U فاهر منظر
face U فاهر منظر
outside appearance U صورت فاهر
semblance U صورت فاهر
surfaced U رویه فاهر
surfaces U رویه فاهر
outwardly U برحسب فاهر
appearance U فاهر نمایش
appearances U فاهر نمایش
personal appearance U وضع فاهر
spring U فاهر شدن
simulation U فاهر سازی
outsight U فاهر بینی
outward show U صورت فاهر
outward show U نمایش فاهر
simulations U فاهر سازی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com