Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
semi-precious
U
نیمه گرانبها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
overlaps
U
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap
U
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped
U
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
interlap
U
چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
seahorses
U
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
seahorse
U
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
inestimable
U
گرانبها
precious
U
:گرانبها
invalued
U
گرانبها
richest
U
گرانبها باشکوه
richer
U
گرانبها باشکوه
preciously
U
بطور گرانبها
rich
U
گرانبها باشکوه
worthful
U
گرانبها قیمتی
valuable
U
گرانبها قیمتی
lief
U
گرانبها مطبوع
precious stones
U
سنگهای گرانبها
jewel
U
سنگ گرانبها زیور
invaluable
U
فوق العاده گرانبها
jewels
U
سنگ گرانبها زیور
alloys
U
ترکیب فلز بافلز گرانبها
alloy
U
ترکیب فلز بافلز گرانبها
cmos
U
روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
pmos
U
ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
splicing
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
spliced
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splice
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semilustrous
U
نیمه درخشان نیمه مجلل
semipublic
U
نیمه عمومی نیمه دولتی
imbricate
U
نیمه نیمه روی هم گذاشتن
whited
U
ادم بد باطن و خوش فاهر چیز گرانبها
safe deposit
U
صندوق اهن مخصوص امانت اشیاء گرانبها
semi naufragium
U
نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
half life
U
نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
beneficial occupancy
U
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
from mid may to mid june
U
از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
semifinal
U
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
stiffish
U
نیمه شق
semis
U
نیمه
semi
U
نیمه
part way
U
نیمه
moiety
U
نیمه
in noon of night
U
در نیمه شب
mid-
U
نیمه
mid
U
نیمه
half deck
U
نیمه پل
division line
U
خط نیمه
midnight
U
نیمه شب
semilogarithmic
U
نیمه لگاریتمی
half faced
U
نیمه کاره
semiopaque
U
نیمه شفاف
semiopaque
U
نیمه کدر
semiparasitic
U
نیمه انگلی
foreconscious
U
نیمه هشیاری
semipermanent
U
نیمه جاودان
semigloss
U
نیمه درخشان
semipermeable
U
نیمه تراوا
half loaded
U
سلاح نیمه پر
semigloss
U
نیمه شفاف
semimobile
U
نیمه متحرک
semilate
U
نیمه دیررس
semilog
U
نیمه لگاریتمی
halvers
U
نیمه مشترک
half way
U
نیمه راه
half tracked
U
نیمه شنی
semilustrous
U
نیمه درخشنده
half time
U
نیمه بازی
partial fixing
U
نیمه گیرداری
semihard
U
نیمه محکم
half mast high
U
نیمه افراشته
semihard
U
نیمه سخت
semiliquid
U
نیمه مایع
semiofficial
U
نیمه رسمی
semicinductor
U
نیمه هادی
quasi convex
U
نیمه محدب
quasi concave
U
نیمه مقعر
quasi commercial
U
نیمه بازرگانی
semi literate
U
نیمه نویسا
quasi public
U
نیمه عمومی
quasi public
U
نیمه دولتی
quasi private
U
نیمه خصوصی
semi mechanization
U
نیمه مکانیزه
preconscious
U
نیمه هشیار
second half
U
نیمه دوم
semicolonial
U
نیمه ازاد
semi independent
U
نیمه مستقل
semiautomatic
U
نیمه خودکار
semicinductor
U
نیمه رسانا
semiarid
U
نیمه خشک
semiarboreal
U
نیمه درختی
semiaquatic
U
نیمه ابزی
semiactive
U
نیمه فعال
semi trailer
U
نیمه یدک
semicivilized
U
نیمه متمدن
semi skilled
U
نیمه ماهر
semi conductor
U
نیمه هادی
semi official
U
نیمه رسمی
semicolonial
U
نیمه مستعمره
semicolonialism
U
نیمه مستعمراتی
semierect
U
نیمه ایستاده
midyear
U
نیمه سال
midwatch
U
پاس نیمه شب
semierect
U
نیمه قائم
semicrystalline
U
نیمه بلورین
semifinal
U
نیمه نهایی
megrim
U
درد نیمه سر
semifixed
U
نیمه ثابت
semifluid
U
نیمه ابکی
semiformal
U
نیمه رسمی
semidomesticated
U
نیمه اهلی
middle watch
U
نگهبانی نیمه شب
partially sighted
U
نیمه بینا
partially hearing
U
نیمه شنوا
semiconscious
U
نیمه هوشیار
semiconscious
U
نیمه اگاه
semiconscious
U
نیمه بیهوش
semicrystalline
U
نیمه متبلور
semidetached
U
نیمه مجزا
nocturn
U
عبادت نیمه شب
semidivine
U
نیمه الهی
semidivine
U
نیمه خدا
semidome
U
نیمه گنبد
left heart
U
نیمه چپ قلب
inchoate
U
نیمه تمام
semi-conscious
U
نیمه هشیار
midsummer
U
نیمه تابستان
half-timbered
U
نیمه چوبی
dwarf wall
U
دیوار نیمه
parboil
U
نیمه پختن
parboiled
U
نیمه پختن
parboiling
U
نیمه پختن
parboils
U
نیمه پختن
half-mast
U
نیمه افراشتگی
half-mast
U
نیمه افراشتن
half-bat
U
آجر نیمه
subsaline
U
نیمه شور
subovate
U
نیمه بیضی
part-time
U
نیمه وقت
part time
U
نیمه وقت
subfossil
U
نیمه سنگواره
aileron
U
نیمه لچکی
half
U
نیمه نخست
partial
U
نیمه کامل
subconscious
U
نیمه هشیار
subconscious
U
نیمه اگاه
subconsciously
U
نیمه هشیار
subconsciously
U
نیمه اگاه
aileron
U
نیمه سنتوری
underemployed
U
نیمه کار
drafts
U
نیمه نهایی
sub-tropical
U
نیمه حاره
semi-precious
U
نیمه بهادار
drafted
U
نیمه نهایی
draft
U
نیمه نهایی
semi-final
U
نیمه نهایی
semi-conscious
U
در حال نیمه غش
semi-conscious
U
نیمه بیهوش
half-time
U
نیمه نخست
subarid
U
نیمه خشک
semitropic
U
نیمه گرمسیری
semitranslucent
U
نیمه شفاف
semitranslucent
U
نیمه کدر
backcourt
U
نیمه دفاعی
semiterrestrial
U
نیمه خاکی
semisynthetic
U
نیمه ترکیبی
semisynthetic
U
نیمه مصنوعی
before mid night
U
قبل از نیمه شب
semisolid
U
نیمه جامد
semiskilled
U
نیمه ماهر
semirigid
U
نیمه سخت
semireligious
U
نیمه مذهبی
brow ague
U
درد نیمه سر
semipublic
U
نیمه همگانی
demigod
U
نیمه خدا
semipro
U
نیمه حرفهای
semiprivate
U
نیمه خصوصی
semitransparent
U
نیمه شفاف
halfway
U
نیمه راه
subadult
U
نیمه بالغ
solid state
U
نیمه هادی
translucent
U
نیمه شفاف
first half
U
نیمه نخست
subliminally
U
نیمه خوداگاه
subliminal
U
نیمه خوداگاه
semis
U
نیمه تاحدی
semi
U
نیمه تاحدی
subacute
U
نیمه حاد
midway
U
نیمه راه
semi-finals
U
نیمه نهایی
semi finals
U
نیمه نهایی
half-column
U
نیمه ستون
semivitrified
U
نیمه شیشهای
shaly clay
U
رس نیمه بلوری
demi-metope
U
[نیمه چهارگوش افریز]
semi logarithmic paper
U
کاغذ نیمه لگاریتمی
semi finished goods
U
کالاهای نیمه ساخته
half-timbering
U
ساختمان نیمه چوبی
fair-weather friend
U
رفیق نیمه راهه
semi independent
U
نیمه خود مختار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com