English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
semilog U نیمه لگاریتمی
semilogarithmic U نیمه لگاریتمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
semi logarithmic paper U کاغذ نیمه لگاریتمی
Other Matches
overlaps U نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped U نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap U نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
interlap U چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
seahorse U رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
seahorses U رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
logarithmic U لگاریتمی
logarithmic mean U میانگین لگاریتمی
logarithmic series U سریهای لگاریتمی
logarithmic graph U نمودار لگاریتمی
logarithmic function U تابع لگاریتمی
logarithmic decrement U کاهش لگاریتمی
logistic curve U منحنی لگاریتمی
logarithmic curve U منحنی لگاریتمی
logarithmic scale U مقیاس لگاریتمی
logarithmic scale U درجه بندی لگاریتمی
logarithmic chart U نمودار یا جدول لگاریتمی
cmos U روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
pmos U ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
imbricate U نیمه نیمه روی هم گذاشتن
semilustrous U نیمه درخشان نیمه مجلل
splicing U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
spliced U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splice U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semipublic U نیمه عمومی نیمه دولتی
semi naufragium U نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
half life U نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
beneficial occupancy U اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
from mid may to mid june U از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
semifinal U مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
stiffish U نیمه شق
semis U نیمه
division line U خط نیمه
mid- U نیمه
moiety U نیمه
in noon of night U در نیمه شب
half deck U نیمه پل
midnight U نیمه شب
mid U نیمه
part way U نیمه
semi U نیمه
semicrystalline U نیمه بلورین
semidetached U نیمه مجزا
semidivine U نیمه الهی
semidivine U نیمه خدا
semidome U نیمه گنبد
semidomesticated U نیمه اهلی
semierect U نیمه ایستاده
semierect U نیمه قائم
semifinal U نیمه نهایی
semicrystalline U نیمه متبلور
semiconscious U نیمه بیهوش
midwatch U پاس نیمه شب
semiskilled U نیمه ماهر
semisolid U نیمه جامد
megrim U درد نیمه سر
semisynthetic U نیمه مصنوعی
semisynthetic U نیمه ترکیبی
semiterrestrial U نیمه خاکی
semitranslucent U نیمه کدر
semiconscious U نیمه اگاه
semiopaque U نیمه شفاف
semifixed U نیمه ثابت
semifluid U نیمه ابکی
semiliquid U نیمه مایع
semitropic U نیمه گرمسیری
semilustrous U نیمه درخشنده
semimobile U نیمه متحرک
shaly clay U رس نیمه بلوری
semivitrified U نیمه شیشهای
halvers U نیمه مشترک
half way U نیمه راه
semilate U نیمه دیررس
semitransparent U نیمه شفاف
left heart U نیمه چپ قلب
semiformal U نیمه رسمی
semiofficial U نیمه رسمی
semigloss U نیمه درخشان
semigloss U نیمه شفاف
semihard U نیمه سخت
semihard U نیمه محکم
semitranslucent U نیمه شفاف
half tracked U نیمه شنی
semiaquatic U نیمه ابزی
quasi public U نیمه عمومی
quasi public U نیمه دولتی
quasi private U نیمه خصوصی
preconscious U نیمه هشیار
semipermeable U نیمه تراوا
semiarid U نیمه خشک
semiprivate U نیمه خصوصی
partially sighted U نیمه بینا
semipermanent U نیمه جاودان
quasi commercial U نیمه بازرگانی
semiarboreal U نیمه درختی
semi trailer U نیمه یدک
semi skilled U نیمه ماهر
semi official U نیمه رسمی
second half U نیمه دوم
semiopaque U نیمه کدر
semiparasitic U نیمه انگلی
quasi convex U نیمه محدب
quasi concave U نیمه مقعر
partially hearing U نیمه شنوا
partial fixing U نیمه گیرداری
semi literate U نیمه نویسا
semiactive U نیمه فعال
semi mechanization U نیمه مکانیزه
semicolonial U نیمه ازاد
semicolonial U نیمه مستعمره
semicolonialism U نیمه مستعمراتی
middle watch U نگهبانی نیمه شب
semirigid U نیمه سخت
midyear U نیمه سال
semireligious U نیمه مذهبی
semiautomatic U نیمه خودکار
semipro U نیمه حرفهای
semicinductor U نیمه هادی
semicinductor U نیمه رسانا
semipublic U نیمه همگانی
semicivilized U نیمه متمدن
nocturn U عبادت نیمه شب
subarid U نیمه خشک
semi independent U نیمه مستقل
semiconscious U نیمه هوشیار
parboil U نیمه پختن
aileron U نیمه سنتوری
semis U نیمه تاحدی
subliminal U نیمه خوداگاه
drafts U نیمه نهایی
subliminally U نیمه خوداگاه
aileron U نیمه لچکی
semi-conscious U نیمه هشیار
midway U نیمه راه
semi finals U نیمه نهایی
semi-finals U نیمه نهایی
halfway U نیمه راه
subconsciously U نیمه اگاه
subconsciously U نیمه هشیار
half-timbered U نیمه چوبی
half U نیمه نخست
half-mast U نیمه افراشتن
semi U نیمه تاحدی
parboiled U نیمه پختن
parboiling U نیمه پختن
parboils U نیمه پختن
half-mast U نیمه افراشتگی
midsummer U نیمه تابستان
semi conductor U نیمه هادی
sub-tropical U نیمه حاره
inchoate U نیمه تمام
semi-precious U نیمه گرانبها
semi-precious U نیمه بهادار
underemployed U نیمه کار
semi-final U نیمه نهایی
partial U نیمه کامل
semi-conscious U در حال نیمه غش
semi-conscious U نیمه بیهوش
backcourt U نیمه دفاعی
half time U نیمه بازی
half-bat U آجر نیمه
subadult U نیمه بالغ
subacute U نیمه حاد
half-column U نیمه ستون
foreconscious U نیمه هشیاری
part-time U نیمه وقت
part time U نیمه وقت
half-time U نیمه نخست
first half U نیمه نخست
half faced U نیمه کاره
translucent U نیمه شفاف
half loaded U سلاح نیمه پر
half mast high U نیمه افراشته
solid state U نیمه هادی
draft U نیمه نهایی
brow ague U درد نیمه سر
subovate U نیمه بیضی
drafted U نیمه نهایی
subfossil U نیمه سنگواره
before mid night U قبل از نیمه شب
subsaline U نیمه شور
subconscious U نیمه هشیار
dwarf wall U دیوار نیمه
demigod U نیمه خدا
subconscious U نیمه اگاه
fair-weather friend U رفیق نیمه راهه
the small hours U ساعات بعد از نیمه شب
semiautonomous U نیمه خود مختار
semiautomatic U نیمه خود کار
semiconductor memory U حافظه نیمه هادی
rats U رفیق نیمه راه
demi-metope U [نیمه چهارگوش افریز]
seminomad U مردم نیمه چادرنشین
seminomad U نیمه بیابان گرد
part time job U شغل نیمه وقت
semiconductor memory U حافظه نیمه رسانا
semifixed U مهمات نیمه ثابت
semiconductor storage U حافظه نیمه هادی
semidefinite matrix U ماتریس نیمه معین
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com