Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
semiautomatic
U
نیمه خودکار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
autoloader
U
اسلحه خودکار یا نیمه خودکار
garand rifle
U
نوعی تفنگ نیمه خودکار
semiautomatic
U
جنگ افزار نیمه خودکار
semi automatic lathe
U
ماشین تراش نیمه خودکار
Other Matches
overlaps
U
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped
U
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap
U
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
automated
U
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automate
U
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automates
U
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automating
U
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
interlap
U
چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
seahorses
U
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
seahorse
U
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
synchroreceiver
U
دستگاه گیرنده خودکار یا بستن خودکار فرامین کنترل اتش به توپ ضد هوایی
automatic error correction
U
تصحیح خودکار اشتباه اصلاح خودکار خطا
automatic programming
U
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
cmos
U
روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
pmos
U
ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
splice
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semilustrous
U
نیمه درخشان نیمه مجلل
semipublic
U
نیمه عمومی نیمه دولتی
splicing
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
spliced
U
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
imbricate
U
نیمه نیمه روی هم گذاشتن
automatic
U
خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
automatics
U
خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
submachinegun
U
مسلسل خودکار یانیمه خودکار
automatic check
U
کنترل خودکار بررسی خودکار
automatic pilot
U
وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilots
U
وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
semi naufragium
U
نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
battery control central
U
مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
aided tracking
U
سیستم ردیابی خودکار سیستم تعقیب خودکار هدفها
half life
U
نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
automated teller machine
U
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
beneficial occupancy
U
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
from mid may to mid june
U
از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
link encryption
U
خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
semifinal
U
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
gyro pilot
U
سیستم هدایت خودکار ناو هدایت ژیروسکوپی ناو هدایت نجومی خودکار ناو
automatic coding
U
برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
automatic toss
U
روش پرتاب خودکار بمب پرتاب خودکار بمب
mid
U
نیمه
half deck
U
نیمه پل
semis
U
نیمه
stiffish
U
نیمه شق
part way
U
نیمه
division line
U
خط نیمه
midnight
U
نیمه شب
mid-
U
نیمه
moiety
U
نیمه
semi
U
نیمه
in noon of night
U
در نیمه شب
semicrystalline
U
نیمه بلورین
semidivine
U
نیمه خدا
semidome
U
نیمه گنبد
semidomesticated
U
نیمه اهلی
semierect
U
نیمه ایستاده
semierect
U
نیمه قائم
semifinal
U
نیمه نهایی
midwatch
U
پاس نیمه شب
semidivine
U
نیمه الهی
semidetached
U
نیمه مجزا
middle watch
U
نگهبانی نیمه شب
semis
U
نیمه تاحدی
midyear
U
نیمه سال
subliminal
U
نیمه خوداگاه
semiliquid
U
نیمه مایع
semi
U
نیمه تاحدی
semiconscious
U
نیمه اگاه
semiconscious
U
نیمه بیهوش
halvers
U
نیمه مشترک
semifixed
U
نیمه ثابت
half-mast
U
نیمه افراشتن
half-mast
U
نیمه افراشتگی
semigloss
U
نیمه شفاف
semihard
U
نیمه سخت
semihard
U
نیمه محکم
semilate
U
نیمه دیررس
midsummer
U
نیمه تابستان
semilog
U
نیمه لگاریتمی
semilogarithmic
U
نیمه لگاریتمی
backcourt
U
نیمه دفاعی
semilustrous
U
نیمه درخشنده
left heart
U
نیمه چپ قلب
semigloss
U
نیمه درخشان
parboils
U
نیمه پختن
parboiling
U
نیمه پختن
parboiled
U
نیمه پختن
semicivilized
U
نیمه متمدن
parboil
U
نیمه پختن
semifluid
U
نیمه ابکی
semiformal
U
نیمه رسمی
semiofficial
U
نیمه رسمی
megrim
U
درد نیمه سر
semicrystalline
U
نیمه متبلور
nocturn
U
عبادت نیمه شب
semi skilled
U
نیمه ماهر
semicinductor
U
نیمه هادی
second half
U
نیمه دوم
half time
U
نیمه بازی
quasi convex
U
نیمه محدب
quasi concave
U
نیمه مقعر
semicinductor
U
نیمه رسانا
quasi commercial
U
نیمه بازرگانی
semi-finals
U
نیمه نهایی
semi finals
U
نیمه نهایی
half faced
U
نیمه کاره
semi official
U
نیمه رسمی
semi trailer
U
نیمه یدک
semiactive
U
نیمه فعال
semiaquatic
U
نیمه ابزی
semiarboreal
U
نیمه درختی
semiarid
U
نیمه خشک
half mast high
U
نیمه افراشته
half loaded
U
سلاح نیمه پر
halfway
U
نیمه راه
partially sighted
U
نیمه بینا
semiopaque
U
نیمه شفاف
semi conductor
U
نیمه هادی
semi independent
U
نیمه مستقل
midway
U
نیمه راه
semicolonial
U
نیمه ازاد
half way
U
نیمه راه
semicolonial
U
نیمه مستعمره
before mid night
U
قبل از نیمه شب
semicolonialism
U
نیمه مستعمراتی
subliminally
U
نیمه خوداگاه
partially hearing
U
نیمه شنوا
partial fixing
U
نیمه گیرداری
brow ague
U
درد نیمه سر
demigod
U
نیمه خدا
foreconscious
U
نیمه هشیاری
semi literate
U
نیمه نویسا
semi mechanization
U
نیمه مکانیزه
quasi public
U
نیمه عمومی
quasi public
U
نیمه دولتی
quasi private
U
نیمه خصوصی
preconscious
U
نیمه هشیار
half tracked
U
نیمه شنی
semiconscious
U
نیمه هوشیار
semimobile
U
نیمه متحرک
subadult
U
نیمه بالغ
subacute
U
نیمه حاد
drafted
U
نیمه نهایی
aileron
U
نیمه سنتوری
aileron
U
نیمه لچکی
solid state
U
نیمه هادی
shaly clay
U
رس نیمه بلوری
translucent
U
نیمه شفاف
dwarf wall
U
دیوار نیمه
semi-precious
U
نیمه گرانبها
half-bat
U
آجر نیمه
draft
U
نیمه نهایی
subarid
U
نیمه خشک
subsaline
U
نیمه شور
part-time
U
نیمه وقت
subconsciously
U
نیمه اگاه
part time
U
نیمه وقت
subconsciously
U
نیمه هشیار
subconscious
U
نیمه هشیار
subfossil
U
نیمه سنگواره
half-time
U
نیمه نخست
underemployed
U
نیمه کار
subovate
U
نیمه بیضی
sub-tropical
U
نیمه حاره
first half
U
نیمه نخست
subconscious
U
نیمه اگاه
half-column
U
نیمه ستون
semivitrified
U
نیمه شیشهای
semipublic
U
نیمه همگانی
semi-conscious
U
نیمه بیهوش
inchoate
U
نیمه تمام
semipro
U
نیمه حرفهای
semiprivate
U
نیمه خصوصی
semisynthetic
U
نیمه ترکیبی
semi-conscious
U
نیمه هشیار
semipermeable
U
نیمه تراوا
semipermanent
U
نیمه جاودان
semiparasitic
U
نیمه انگلی
semiopaque
U
نیمه کدر
half
U
نیمه نخست
partial
U
نیمه کامل
semireligious
U
نیمه مذهبی
semirigid
U
نیمه سخت
semiskilled
U
نیمه ماهر
semitropic
U
نیمه گرمسیری
drafts
U
نیمه نهایی
semitranslucent
U
نیمه شفاف
semitranslucent
U
نیمه کدر
semi-precious
U
نیمه بهادار
semiterrestrial
U
نیمه خاکی
semi-final
U
نیمه نهایی
semitransparent
U
نیمه شفاف
semisynthetic
U
نیمه مصنوعی
semi-conscious
U
در حال نیمه غش
semisolid
U
نیمه جامد
half-timbered
U
نیمه چوبی
quasi steady
U
جریان نیمه ارام
semiautonomous
U
نیمه خود مختار
quasi concave function
U
تابع نیمه مقعر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com