English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
semipermanent U نیمه جاودان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
overlaps U نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap U نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped U نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
self perpetuation U جاودان
immortally U تا جاودان همیشه
perpetuation U جاودان سازی
ever living U جاودانی جاودان
interlap U چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
seahorse U رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
seahorses U رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
the Holy Grail U جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangreal U جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangrail U جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangraal U جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
pmos U ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
cmos U روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
splicing U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
spliced U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
imbricate U نیمه نیمه روی هم گذاشتن
semilustrous U نیمه درخشان نیمه مجلل
semipublic U نیمه عمومی نیمه دولتی
splice U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semi naufragium U نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
half life U نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
beneficial occupancy U اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
from mid may to mid june U از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
semifinal U مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
midnight U نیمه شب
part way U نیمه
mid U نیمه
moiety U نیمه
semis U نیمه
in noon of night U در نیمه شب
mid- U نیمه
stiffish U نیمه شق
semi U نیمه
half deck U نیمه پل
division line U خط نیمه
semilogarithmic U نیمه لگاریتمی
semiautomatic U نیمه خودکار
semiarid U نیمه خشک
semiaquatic U نیمه ابزی
semiarboreal U نیمه درختی
semi skilled U نیمه ماهر
semihard U نیمه سخت
semihard U نیمه محکم
semilate U نیمه دیررس
semi trailer U نیمه یدک
semilog U نیمه لگاریتمی
semiliquid U نیمه مایع
semi independent U نیمه مستقل
semilustrous U نیمه درخشنده
half faced U نیمه کاره
semiparasitic U نیمه انگلی
semicinductor U نیمه رسانا
semicivilized U نیمه متمدن
semipermeable U نیمه تراوا
quasi public U نیمه عمومی
foreconscious U نیمه هشیاری
semiopaque U نیمه کدر
semicinductor U نیمه هادی
semi literate U نیمه نویسا
semiopaque U نیمه شفاف
semi conductor U نیمه هادی
half tracked U نیمه شنی
semimobile U نیمه متحرک
half time U نیمه بازی
half mast high U نیمه افراشته
half loaded U سلاح نیمه پر
half way U نیمه راه
semiactive U نیمه فعال
semiconscious U نیمه اگاه
partially sighted U نیمه بینا
partially hearing U نیمه شنوا
partial fixing U نیمه گیرداری
semicrystalline U نیمه متبلور
semicrystalline U نیمه بلورین
semidetached U نیمه مجزا
semidivine U نیمه الهی
semidivine U نیمه خدا
quasi concave U نیمه مقعر
semiconscious U نیمه هوشیار
semicolonial U نیمه ازاد
half U نیمه نخست
quasi public U نیمه دولتی
quasi private U نیمه خصوصی
semicolonial U نیمه مستعمره
semicolonialism U نیمه مستعمراتی
preconscious U نیمه هشیار
semi mechanization U نیمه مکانیزه
quasi commercial U نیمه بازرگانی
semidome U نیمه گنبد
quasi convex U نیمه محدب
semifixed U نیمه ثابت
megrim U درد نیمه سر
semifluid U نیمه ابکی
semiformal U نیمه رسمی
semiofficial U نیمه رسمی
semigloss U نیمه درخشان
semigloss U نیمه شفاف
semiconscious U نیمه بیهوش
midwatch U پاس نیمه شب
midyear U نیمه سال
nocturn U عبادت نیمه شب
semidomesticated U نیمه اهلی
semierect U نیمه ایستاده
second half U نیمه دوم
semierect U نیمه قائم
semi official U نیمه رسمی
middle watch U نگهبانی نیمه شب
semifinal U نیمه نهایی
left heart U نیمه چپ قلب
semiprivate U نیمه خصوصی
subovate U نیمه بیضی
semi-conscious U در حال نیمه غش
halfway U نیمه راه
semi-final U نیمه نهایی
semi-precious U نیمه بهادار
inchoate U نیمه تمام
semi-precious U نیمه گرانبها
partial U نیمه کامل
sub-tropical U نیمه حاره
midsummer U نیمه تابستان
semi-conscious U نیمه بیهوش
semi-conscious U نیمه هشیار
subsaline U نیمه شور
half-timbered U نیمه چوبی
half-mast U نیمه افراشتن
half-mast U نیمه افراشتگی
parboils U نیمه پختن
parboiling U نیمه پختن
parboiled U نیمه پختن
parboil U نیمه پختن
underemployed U نیمه کار
half-column U نیمه ستون
drafts U نیمه نهایی
drafted U نیمه نهایی
draft U نیمه نهایی
part-time U نیمه وقت
part time U نیمه وقت
half-time U نیمه نخست
first half U نیمه نخست
half-bat U آجر نیمه
dwarf wall U دیوار نیمه
subconscious U نیمه هشیار
aileron U نیمه سنتوری
aileron U نیمه لچکی
subconsciously U نیمه اگاه
subconsciously U نیمه هشیار
subconscious U نیمه اگاه
translucent U نیمه شفاف
semipro U نیمه حرفهای
semitranslucent U نیمه کدر
semitranslucent U نیمه شفاف
semitransparent U نیمه شفاف
backcourt U نیمه دفاعی
before mid night U قبل از نیمه شب
semitropic U نیمه گرمسیری
semivitrified U نیمه شیشهای
shaly clay U رس نیمه بلوری
solid state U نیمه هادی
semiterrestrial U نیمه خاکی
semisynthetic U نیمه ترکیبی
semipublic U نیمه همگانی
halvers U نیمه مشترک
demigod U نیمه خدا
semireligious U نیمه مذهبی
semirigid U نیمه سخت
semiskilled U نیمه ماهر
brow ague U درد نیمه سر
semisolid U نیمه جامد
semisynthetic U نیمه مصنوعی
semi-finals U نیمه نهایی
subadult U نیمه بالغ
subfossil U نیمه سنگواره
subliminally U نیمه خوداگاه
subliminal U نیمه خوداگاه
semis U نیمه تاحدی
midway U نیمه راه
semi U نیمه تاحدی
subacute U نیمه حاد
semi finals U نیمه نهایی
subarid U نیمه خشک
beauty sleep U خواب پیش از نیمه شب
subception U ادراک نیمه هشیار
semi independent U نیمه خود مختار
halfway house U منزل نیمه راه
halfway houses U منزل نیمه راه
subsaturated U نیمه اشباع شده
fair-weather friend U رفیق نیمه راهه
semipervious materials U مصالح نیمه تراوا
semi durable goods U کالاهای نیمه بادوام
semipermeable materials U مصالح نیمه تراوا
semi finished goods U کالاهای نیمه ساخته
semifixed U مهمات نیمه ثابت
half-timbering U ساختمان نیمه چوبی
seminomad U نیمه بیابان گرد
semi interquartile range U دامنه نیمه چارکی
semi killed steel U فولاد نیمه ارام
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com